پاسخ‌های زهرا حسینی به مجله تایمز/ «دا»ی عربی زیر نظر سید حسن نصرالله

راوی کتاب «دا» در طول مصاحبه انتقادات صریحی به دولت آمریکا داشت که خبرنگار آمریکایی اشاره کرد موضوع گفت‌وگو درباره کتاب است!

به گزارش خبرآنلاین، «آرین بیکر» دبیر خاورمیانه مجله تایمز با سیده زهرا حسینی راوی کتاب «دا» گفتگو کرد. در این گفت‌وگو که عصر دیروز در حوزه هنری انجام شد، سیده زهرا حسینی دلیل نگارش کتاب "دا" را تبلیغات منفی و جنگ نرم دشمنان نظام جمهوری اسلامی علیه ایران عنوان کرد و گفت: دولت آمریکا وقتی دید با تحمیل جنگ عراق علیه ایران موفق به تضعیف نظام جمهوری اسلامی نشد، تصمیم به شروع جنگ نرم گرفت. من در دفاع مقابل عراق حضور داشتم و تصمیم داشتم در جنگ نرم نیز در مقابل دشمنان بایستم و به همین دلیل خاطراتم را تبدیل به کتاب کردم.

او همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که پیش از انتشار خاطرات انتظار چنین استقبالی از کتاب را داشته است یا خیر، اظهار کرد: فکر می‌کردم از کتاب استقبال شود اما نه به این اندازه، البته من معتقدم اگر انسان کاری را برای رضای خداوند انجام دهد، خداوند هم به کارش رونق می‌دهد.

راوی کتاب "دا" همچنین گفت: خانمی ایرانی الاصل و ساکن آمریکا به ایران آمده بود و پس از خواندن کتاب، آن را به آمریکا برد تا به دانشجویانش معرفی کند. همچنین چندی پیش خانم ایرانی دیگری که ساکن فرانسه بود کتاب را خواند و بسیار به آن علاقه‌مند شد و تصمیم گرفت این اثر را در فرانسه ترجمه و منتشر کند.

او ادامه داد: در رونمایی صدمین چاپ کتاب نیز هیئتی هفت‌نفره از لبنان ترجمه کتاب را در این کشور و زیر نظر سیدحسن نصرالله رهبر حزب‌الله لبنان بر عهده گرفتند.

حسینی همچنین به رونمایی تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب "دا" اشاره کرد و افزود: مقام معظم رهبری در دیداری که با اعضای دفتر ادبیات مقاومت و پایداری حوزه هنری داشتند فرمودند راوی کتاب "دا" هم در این‌جا حضور دارند؟ و من خودم را معرفی کردم. ایشان فرمودند: «دا چطور هستند؟» و من هم به مادرم اشاره کردم و گفتم ایشان "دا" هستند. ایشان هم با زبان عربی با مادرم حال و احوالپرسی کردند.

او در پاسخ به سوال خبرنگار تایمز مبنی بر این‌که آیا در هنگام دیدار با رهبر انقلاب اچه حسی دارد، خاطرنشان کرد: قتی مقام معظم رهبری را می‌بینم همه غم‌هایم را فراموش می‌کنم. احساس می‌کنم جسورتر می‌شوم و دوست دارم راه شهدا را ادامه دهم.

حسینی در این مصاحبه همچنین به تلاش‌هایش برای ثبت و انتشار خاطرات همسرش حبیب فرحانی‌خواه اشاره کرد و گفت: همسرم از شروع انقلاب تا هشت سال دفاع مقدس و چند سال بعد از جنگ مسئول امنیت منطقه خرمشهر بوده و شرایط بحرانی و خاصی را پشت سر گذاشته است و خاطرات نابی از آن دوران دارد.

از حاشیه‌های این مصاحبه می توان به اظهارات سیده زهرا حسینی درباره غزه اشاره کرد که خطاب به دبیر خاورمیانه مجله تایمز گفت: شما که در لبنان ساکن هستید به غزه هم سر بزنید و از کشتارهای اسرائیلی‌ها گزارشی تهیه کنید، چرا که این فجایع در سکوت خبری رخ می‌دهد و مجامع بین‌المللی از کنار آن به سادگی می‌گذرند.

آرین بیکر نیز در پاسخ به این خواسته حسینی گفت: به تازگی گزارشی از این فجایع در مجله تایمز منتشر کرده‌ایم.

بر اساس این گزارش، همچنین راوی کتاب "دا" در طول مصاحبه انتقادات صریحی به دولت آمریکا داشت که خبرنگار آمریکایی اشاره کرد موضوع گفت‌وگو درباره کتاب است و حسینی هم در پاسخ گفت: ما معتقدیم سیاستمان از دیانتمان جدا نیست و موضوع کتاب و انتشار آن نیز با این موضوعات بی‌ارتباط نیست.

 

6060

کد خبر 365272

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 17
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 5
  • بی نام IR ۱۶:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۳
    38
    مرگ بر اسرائيل
  • ناشناس A1 ۲۲:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۳
    36
    من این کتاب را نخوانده ام اما یه چیز برام روشن نیست : قیمت کتاب مهم است یا مطالب داخل آن. در خیلی از مواقع وقتی یک حکومت قصد انتشار و تبلیغ داشته باشد میتواند کتابهای رایگان هم توزیع کند . حالا این بنده خدا با تخفیف کتابش رو فروخته . خوب اشکال در چیست ؟ لطفا در مورد نقاط ضعف کتاب چیزی بنویسید ما هم بهره مند میشویم ///نقد کتاب را رها کرده ایم و به قیمتش گیر میدهیم ؟
  • بی نام IR ۰۲:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
    45
    من شاید با برخی عقاید این خانم طی مصاحبه‌های مختلفش مخالف باشم؛ولی کتابشون روخوندم وبا کتابشون زندگی کردم.صحنه پردازی این کتاب فوق العادس.خوشحالم این کتاب به زبانهای دیکم ترجمه شده بنظرم پتانسیلشو داره
    • ايران A1 ۰۳:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۵
      13
      قلم توانايي خانم سيده اعظم حسيني راوي كتاب دا را قدر بدانيم .
  • اسکندر A1 ۰۵:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
    11
    قواعد بازی را رعایت کنیم ؛ به نفع خودمان است..
  • بی نام A1 ۰۵:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
    9
    این کتاب با بودجه عمومی مرتب تجدید چاپ میشه و سازمانهای دولتی هم مرتب سفارش خرید میدن. به همین دلیل به چاپ صدوچندم رسیده. وگرنه تو وانفسای چاپ و نشر که تیراژ کتابها به زور به هزارتا میرسه باور چاپ های پی در پی این کتاب خیلی سخته.
    • سجاد A1 ۰۸:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۶
      21
      اگه صد صفحه از کتابو خونده بودی اینقدر بی انصافی نمی کردی از نظر من هر ایرانی باید یک بار این کتابو بخونه تا بفهمه چی سر ما تو جنگ اومد و چه فداکاری هایی شد تا این آب و خاک حفظ شد. حد اقل کاری که می تونیم بکنیم دونستن این چیزاست
  • بی نام A1 ۰۵:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
    30
    لطفا انصاف داشته باشیدبخصوص که این کتاب خاطرات جنگ و شهدای ماست
  • ناشناس A1 ۰۵:۱۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
    17
    من قبل از خواندن این کتاب هیچ تصور روشنی از جنگ در خطوط مقدم جبهه نداشتم ولی با خواندن این کتاب و اشنا شدن با درد و رنجی که مردم مرز نشین و رزمندگان داشتم بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم خواندن این کتاب را به همه مردم خصوصا" نسل سومی ها و مسئولین توصیه می کنم تا بیشتر بیندیشند و مسئولانه تر عمل نمایند تا شرمنده شهدا و مردم رنج کشیده مرز نشین نشویم
  • charisma IR ۱۷:۳۲ - ۱۳۹۳/۱۱/۰۸
    18
    سلام. کتاب دا بخش کوچک و روایتی کوتاه از غیرت جوانان و مردم ایران بخصوص خرمشهری هاست. غیرت ارتشی و بازاری و مردم عادی . این خاطرات اوج مظلومیت ماست . مظلومیت بچه های بی گناه و جوانان رشید . مظلومیت مادرانی که در سختی و نداری و کمبودها چه جوانان و نوجوانانی پرورش دادن .
    • اعظم IR ۲۲:۲۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۰
      8
      آره خوب . منم 3بار خوندمش و حتی مثل کتابای درسی چنان بادقت می خوندم که جاهای مهمشو نشانه گذاری می کردم و زیر برخی گزاره هاش خط می کشیدم. اما خداییش حالا اوضاع خوزستان چیه؟ پدیده ی نفس گیر گردوغبار که اگه یه روز در شهرهای از ما بهترون دیده بشه، میفتن به تکاپوی یافتن راهکار امیدوارم پای گردوغبار هم مثل جنگ به پایتخت کشیده بشه تا مسئولین به فکر بیفتن و فقط هی به خاطر شهدامون ، هندونه زیر بغلمون نذارن و بعدش از اون طرف هر چی امکاناته به شهرهای دور و بر خودشون بدن
  • مهدی RO ۱۰:۱۷ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۵
    14
    من شخصا دو جلد خریدم بدون تخفیف و یکدونه ش رو هدیه دادم به پسر عمه ام که اعتقاداتش و خاطراتش تازه بشه بعد از جنگ
  • فاطمه RO ۰۷:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۷
    10
    وای من تازه تمومش کردم چقد قشنگ بود
  • فاطمه RO ۰۷:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۷
    5
    خیلی دوست دارم از نزدیک خانم حسینی و ببینم ودستاشو ببوسم ......
  • سارا IR ۰۶:۲۶ - ۱۳۹۶/۰۲/۲۷
    3
    من اول کتاب رو که خوندم اعصابم بهم ریخت تصمیم گرفتم نخونمش چون خیلی عصبی شده بودم مدام تجسم میکردم به خرمشهر فکر میکردم به صحنه هایی که انقدر واضح توضیح داده شده بود ولی دلم نیومد و خوندمش تو سرویس تو خونه هرجا که میرفتم خیلی کتاب قشنگیه
  • علی A1 ۱۰:۴۸ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۵
    5
    من در زمان جنگ ساکن اهواز بودم و تعدادی از فامیلهای ما در خرمشهر و آبادان و ماهشهر و سر بندر زندگی می کردند اما این کتاب از زاویه ای در مورد سختی ها و رشادتهای مردم مقاوم خوزستان وارد بحث شده است که در ذهن من نمی گنجید و مرا چنان غرق خود کرد که به فرموده خواهرمان با لحظه لحظه ی آن زندگی گردم .با آن گریستم با آن لرزیدم با آن .... امیدوارم این کتاب و کتابهای دیگر از این دست به تمام زبانهای دنیا ترجمه شود تا بشنوند ذره ای از سختیهایی که این مردم از ددمنشیهای دشمنان خود شجاعانه تحمل کردند.خدا غذا ب صدام رازیاد کند.
  • نیلو RO ۰۹:۰۵ - ۱۳۹۷/۰۱/۲۰
    0
    به نظرم میتونست مثل یه رمان خیلی قشنگتر نوشته بشه یه جاهاییش خیلی ترسناک بود باید رو جلد کتاب مینوشتن کسایی که مشکلی دارن یا میترسن نخونن چون واقعا ادمو به هم میریزه