تونی اولیویرا ؛مال باخته ای که می گوید جامش را دزدیدند:به ما کلک زدند!

پیرمرد می گوید به او کلک زدند و جامش را دزدیدند. او درحالی به سختی راه می رفت و خودش را روی پا نگه می داشت که مانند دزدزده ای بود که کیف پر از پولش را بردند.

آریا صالحی- خبرگزاری خبرآنلاین:تونی اولیویرا در لحظه پایانی لیگ ؛ او به مانند کسی بود که ساک پر از پول بردن بلیت بخت آزمایی اش را موتورسواران جلوی در بانک از دستش دزدیدند. وقتی در 8 دقیقه پایانی مسئول فوتبال تبریز به این فکر افتاد تا احتمالا از قطع وسایل ارتباط جمعی در جو هیجانی ورزشگاه تبریز استفاده کند و برای کنترل هیجان هواداران بگوید بازی مساوی شده است ، او باورش نمی شد که چنین تصمیمی را برایش بگیرند. باور کرد و به تیمش دستور دفاع داد. برای او ریسک آن لحظه ای فرقی نداشت. آنها برای قهرمانی باید قمار می کردند ، حتی اگر بازی را می باختند. آندو را نداشتند اما جمعیتی 80 هزار نفری پشت سرشان بود. ولی مسئول فوتبال تبریزی تصمیمش را گرفته بود و با تصمیمش جام را از تبریز به اصفهان برد.

تونی که در 10 هفته پایانی فقط یک باخت داشت. یک باخت برابر سپاهان ، آن هم با داوری علیرضا فغانی ، حق داشت بعد از این اتفاق تلخ ، قبل از همه داور را مقصر بداند. پیرمرد که خودش را برای جدیدترین شکل رقص لزگی در جشن قهرمانی آماده کرده بود ، وقتی  فهمید همه حاصل تلاشش یکجا از دستش پریده مدام بازی تیمش با سپاهان در اصفهان را پیش چشم می آورد که چطور داور سرشناس آنها را زنده کرده بود و بی دلیل نبود که هی فریاد می زد:«کلک زدند ، جام ما را دزدیدند ، او همان داوری بود که کمر ما را در اصفهان شکست و سپاهان را به لیگ برگرداند. امروز هم او با اخراج آندو...»

او همه چیز را یک پروژه از قبل طراحی شده می دید و داشت گریه می کرد. گریه برای افتخاری که از کف داده بود. برای همین بود که با خود نمی گفت چرا کاپیتان تیم ملی باید این قدر راحت در زمین فوتبال عصبانی شود و وقتی کارت زرد گرفته ، لفظ دیگری به دهان بیاورد تا اخراج شود و بعد همه این اتفاقات مثل کابوس بر سر لیگ بیاید.

او البته به این فکر می کند که با آنچه در شب آخر لیگ افتاده یا مدیران تراکتورسازی دیگر برای قهرمانی تیمداری نمی کنند یا دیگر هواداران تیم سرخپوش تمایلی به آمدن برای فوتبال ندارند و هر دو اتفاقش می تواند بار دیگر او را از تبریز به خانه اش در پرتغال برگرداند. او به همین سادگی ست که حس می کند فغانی جامش ، آتیه کارش و جشن شیرینش را دزدیده و به اصفهان برده است!

4141

 

 

کد خبر 416886

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 5 =