۰ نفر
۳۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۸:۱۰

عباس احمدی، شاعر طنز پرداز در مجموعه «قهوه قند پهلو» شعری در توضیح این بیت معروف دارد «گاوان و خران باربردار/ به ز آدمیان مردم‌آزار» که خواندنش در روزگار فعلی خالی از لطف نیست.

با صرفِ مبالغ گزافی
رفتیم به محفلی خرافی

دیدیم که دیوی از در آمد
در کسوتِ صوفیانِ صافی

فی‌الفور به پایش اوفتادند
یک مشت مریدِ بند نافی

انگار بوَد نعوذ بالله
در روز جزا یگانه شافی

نه فقه و چهل‌حدیث خوانده
نه نکته‌ای از اصول کافی

نابوده فقیر و پابرهنه
معروف شده به بُشرِ حافی

گفتم چه بوَد کرامت تو؟
گفتا که نزن زِر اضافی

من نیز به زیر لب سرودم
فحشی به تناسب قوافی:
گاوان و خران باربردار
به ز آدمیان مردم‌آزار

**

یک‌عده پیِ نقاب و قالب
یک‌عده به فکر ریش و شارب

غیبت شده نقل محفل ما
گردیده دروغْ قوتِ غالب

هرکس که خلافِ آب رفته
نامش شده مرتد و محارب

هر دسته‌گل و خراب‌کاری
افتاده به گردنِ اجانب

سودی ندهد معاملاتش
کاسب که نخوانده المکاسب

پر رنگ و لعابْ مستحبات
کم‌رنگ شده اصولِ واجب

کی دیده چنین مسائلی را
آلیس به کشور عجائب

پس نور به قبر او ببارد
شاعر که چنین سروده جالب:
گاوان و خران باربردار
به ز آدمیان مردم‌آزار

بی حسن و مواهبِ خداداد
مقبولِ دلِ گزینش افتاد

اول به سبیل و ریش آمد
بعداً سر و صورتی صفا داد

هر کور و کچل که داشت فامیل
آورد و به زورِ سمبه جا داد

بر موجِ زمان سوار گردید
پس رتبة خویش ارتقا داد

بر منشیِ خود نظر نمی‌کرد
الّا دو سه دفعه‌ای که پا داد

بودم متحیرش، که ناگاه
در گوش دلم کسی ندا داد:
گاوان و خران باربردار
به ز آدمیان مردم‌آزار

 

6060

 

کد خبر 448797

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۵/۳۰
    26 3
    عالی بود.