۱ نفر
۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۴
داستانی که تبدیل به حقیقت تاریخی شد

تبدیل شدن حکایت به تاریخ فراوان رخ می دهد و در پی آن آثاری از خود برجای می گذارد که گاه بسیار جالب جذاب است. این تجربه را بیشتر برای دانشجویان تاریخ بیان می کنم اما از آنجا به ادبیات دینی معاصر ما و به خصوص آنچه از آن در انقلاب مطرح شد مربوط است برای عموم علاقه مندان هم جذاب خواهد بود. امیدوارم با آن به مثابه یک نظریه برخورد شده و اگر جای نقد دارد این بنده خدا را راهنمایی کنند.

مطلبی که مرور خواهم کرد، نمونه ای است از این که چطور و چگونه یک حکایت و داستان، تبدیل به تاریخ شده و مورد استناد قرار می گیرد. باید عرض کنم که این اتفاق فراوان می افتد، گاه عمدی و گاه سهوی، اما در هر حال برای این تبدیل بستری لازم است که اگر فراهم باشد به راحتی این دگرگونی صورت گرفته و یک داستان ساختگی، تبدیل به یک حقیقت تاریخی شده و به تدریج، استناد به آن از میان داستانسرایان عبور کرده به میان افرادی که قدری بالاتر از این سطح قرار دارند از نویسندگان و حتی پژوهشگران که حوزه کارشان موضوع دیگری است اما از اینها به عنوان اصول موضوعه استفاده می کنند، نفوذ می کند. این اتفاق در بسیاری از ملل می افتد و نمونه های فراوان دارد. اما در میان آنها، قصه هایی که با انگیزه های سیاسی و اجتماعی خاصی ساخته می شود، نیازمند بررسی بیشتر است. اینها در یک دوره مورد استفاده قرار می گیرند و اغلب منشأ تغییراتی می شوند که جالب توجه است. این داستانها (مانند ماجرای مستر همفر) اغلب با اهداف خاصی ساخته می شوند، اما وقتی نیاز به آنها در عمق جامعه و شرایط درگیر با آن وجود داشته باشد، تردیدی در صحت و درستی آن صورت نمی گیرد. در اینجا قصد دارم یک نمونه را بررسی کنیم. طبیعی است که این مطالب در حد شواهدی است که بیان خواهد شد.
زمانی که با حمله ناپلئون به مصر در سال 1798 - 1801 میلادی پای اروپائیان به مصر رسید، تصرف در این دیار توسط اروپایی ها آغاز شد. این تصرف، روندی تدریجی داشت و چنان که روشن است با دخالت های اقتصادی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی زمینه ادامه این تصرف و نفوذ فراهم گردید. طی سده نوزدهم، حضور فرنگیان در مصر تغییرات زیادی را ایجاد کرد. مدارس و تربیت شاگردان جدید، رواج فرنگی مآبی، تغییرات تمدنی و بسیاری از مسائل، نیز اعطای برخی از آزادی های مذهبی مسائل دیگر، زمینه را برای تغییر فراهم کرد. دانشجویانی هم به پاریس رفتند و با تحصیلات تازه به مصر بازگشتند. بسیاری از مسلمانان در این زمینه احساس خطر کرده و به مبارزه فکری با غرب پرداختند، اما تغییرات در حال انجام بود.
در این وقت، پزشکی با نام عبدالرحمن اسماعیل تلاش کرد ماجرای این تصرف را با آنچه که در اواخر قرن پانزدهم میلادی (سقوط گرانادا یا همان غرناطه آخرین امیر نشین مسلمان در اندلس در اول ژانویه سال 1492 م بود) بر سر اندلس یا همان اسپانیا آمده بود، در یک داستان بیان کند تا بتواند مردم را تحت تاثیر قرار داده و آگاه کند.

رسول جعفریان

تابلوی تسلیم گرانادا به صلیبان

کتاب غادة الاندلس اثر عبدالرحمن اسماعیل (م 1315ق / 1897) همان کتاب داستانی است. عبدالرحمن پزشکی در قاهره بود که در جوانی یعنی در سی سالگی درگذشت. وی علاوه بر چند کتاب در پزشکی عمومی، چون ادیب و شاعر بود، رمان هم می نوشت. این زمان، تصور می شد سرنوشت مصر و بلاد اسلامی مانند وضعیتی است که زمانی اندلس داشته است، در واقع چون اندلس از دست رفته بود بیم آن بود که مصر هم از دست برود. طبعا این داستان که به اسم غادة الاندلس بود، بیانگر آن بود که چطور غربی ها اندلس را از چنگ مسلمانان درآوردند. زرکلی (الاعلام، ج 3، ص 299) اشاره به شرح حال این عبدالرحمن کرده و در شمار تالیفات وی «غادة الاندلس» را کرده کرده و آن را کتابی «قصه» و داستانی وصف کرده است.
سالها بعد یک مفسر مصری با نام طنطاوی جوهری (م 1940) صاحب تفسیر جواهر، ذیل یکی از آیات سوره احقاف، خلاصه ای از کتاب غادة الاندلس را در چهار صفحه آورد (تفسیر الجواهر، ج 21، صص 180 - 183) بدون آن که اشاره کند که این یک داستان است. طنطاوی در تفسیر جواهر در آغاز این حکایت نوشت: «فانظر ما جاء فی کتاب غادة الاندلس المؤلف حدیثا فی عصرنا، و هذا ملخص مما فیه». آنگاه این تفصیل آمده که شامل حکایتی است که طولانی که شبیه یک داستان در باره سقوط اندلس نقل کرد.
اساس این حکایت این بود که اروپائیان از طریق یک مسلمان فاسد، توانستند در اندلس نفوذ کرده با ایجاد روابط تجاری و اقتصادی، ساختن مدارس، ایجاد تفرجگاه ها و باغ های ملی و رواج مشروب خواری و میخواری و گسترش بی حجابی مسلمانان اندلس را فاسد کرده و آنجا را تصرف کنند.
این پرسش مهمی بود که مسلمانان در مصر با آنان روبرو بودند. اما طبیعی بود که این مشکل برای بسیاری از بلاد دیگر اسلامی از جمله ایران هم مطرح بود. بنابرین طبیعی بود که این حکایت به نوعی بستر لازم را در ایران هم داشت. دو سوال مهم مطرح بود. اندلس چطور از دست رفت؟ و نکته دیگر این که اندلس توسط اروپایی ها از دست رفته بود. آنها از چه ابزار و روشی استفاده کرده بودند ؟ همین فساد اخلاق که برای مسلمانان بسیار هم اهمیت داشت و در ظاهر یکی از تفاوت های عمده آنان با غربی های ولنگار بود می توانست پاسخ پرسش آنها باشد. خیلی راحت در فهم مسلمانان چنین بود که غربی ها فحشا و فساد را می آورند تا آنها را از زندگی کردن انداخته و کشورشان را غارت کنند.
اما در ایران: در سال 1330ش کتابچه ای در قم با عنوان «غروب آفتاب در اندلس» انتشار یافت. نویسنده آن عبدالجواد قریب بود و روی جلد نوشته شده بود که این اثر بر حسب امر و اشارت وکمک میرزا خلیل مجتهد کمره ای ترجمه شده است.

رسول جعفریان

کتاب تا صفحه 6 مقدمه ای در باره اندلس بود و در پایان مقدمه گفته شده بود که متن از تفسیر الجواهر طنطاوی مجلد 21، صص 180 ـ 183 ترجمه شده است. از صفحه 66 تا آخر این کتابچه یعنی صفحه 21 ترجمه همان متن است. البته، در متن فارسی گفته نشده است که نویسنده این مطلب را از کجا آورده اما چنان که گذشت طنطاوی منبع خود را همان کتاب غادة الاندلس دانسته است.

رسول جعفریان

بدین ترتیب یک کتاب داستانی، آن هم از یک پزشک سی ساله، همان متنی است که طنطاوی در تفسیر جواهر آورده، در سال 1330 به فارسی درآمده است.
داستان کتاب به این شرح است که چگونه مسیحیان توانستند اندلس را از دست مسلمانان بگیرند.
خلاصه این حکایت این است که یک سردار عرب خائنی با نام براق، با ایلدفونس در واتیکان ملاقات می کند و مقدمات سقوط اندلس با برنامه ریزی اینها فراهم می شود. در آنجا سه راه به وی یاد می دهد. یک رواج آزادی دین، دوم فتح باب تجارت و بازرگانی، سوم آزادی تعلیمات. این مسلمان فاسد، به آنان توضیح می دهد که از طریق تجارت و بازرگانی می توانندن با مسلمانان درآمیزند، خصوصیات ملی و مذهبی را از آنها بگیرند و مسکرات را رواج داده، شرم و حیا را با شیوع فحشا از آنان بگیرند. [اینها اموری است که مربوط به عصر جدید است و داستان نویس برای این که نشان دهد استعمار از این طریق می آید، اینها را به عمق تاریخ یعنی زمان سقوط اندلس در قرن نهم هجری برده است].
به نظر براق، اگر مسیحیان این سه کار را انجام دهند، اندلس از چنگ مسلمانان در خواهد آمد. در این داستان، آمده است که پس از توضیحات آن مسلمان فاسد، مسیحیان در این باره انجمنی بزرگ تشکیل دادند. مسیحیان ضمن قرارداد صلحی زمینه نفوذ در اندلس را فراهم می کنند و بدین ترتیب در سرزمین مسلمانان نفوذ می کنند. به بهانه صلح جشن هایی برگزار می شود و در این جشنها همه به خوشگذرانی می پردازند. به نظر این داستان نویس، این مقدمه «سقوط و انحطاط دولت اسلامی در اندلس» است. مبلغین مسیحی وارد اندلس شده، در کنار رودخانه قرطبه عمارت زیبایی ساخته شده، گردشگاههایی درست شده و زمینه عیاشی و تفریح برای امرای مسلمان و جوانان آنان فراهم می شود. همچنین مدارسی برای تحصیل بچه های مسلمان ایجاد شده و هزینه آنها هم پرداخته می شود [در اینجا مترجم اشاره به آغاز به کار مدارس امریکایی در ایران کرده است].
شروع تجارت همانا و فروش مسکرات و مشروبات همان. «کشیشی که شراب قرطبه را به جوانان مسلمان تخصیص می دهد». این عنوانی است که در ص 13 آمده، و ضمن آن از فاسد کردن جوانان با رواج میخوارگی سخن به میان آمده است. دختران نصرانی هم که توسط کشیشان مسیحی استخدام شده بودند کار رواج فحشا را بر عهده می گیرند. بدین ترتیب خوشگذرانی و عیاشی به قدری شیوع یافت که درآمد مردم کفاف آن را نمی داد. بنابرین شروع به اختلاس و دزدی از بین المال کرده و به تدریج همه چیز رو به فساد رفت. «در این هنگام تعداد مبلغین و کشیشهای مسیحی در اندلس به هزار نفر و شماره معلمین مدارسی که پاپ مخارج آن و آنان را می پرداخت به 485 نفر رسیده بود! و نیز پاپ از خزانه شخصی خود برای ترویج میخوارگی میان مسلمانان اندلس، سالی یک هزار فلوربن می داد». (ص 16) [در اینجا از سال 486 /1094 م ) شده که اساسا معلوم نیست چه ربطی به زمان سقوط دارد که چهار قرن پس از آن اتفاق افتاده است.
و اما به طور کلی باید توجه داشت که بحث از اندلس در آغاز عصر جدید مسلمانان که متوجه تمدن گذشته خود شد ند، قدری دردناک می نمود، بنابرین طبیعی بود که به دلایل مختلف به آن توجه کنند و در باره آن بنویسند. (آقای مطهری به عنوان یک نمونه بارها از این مسأله نالیده و اظهار ناراحتی کرده است). بحث از دست رفتن اندلس بود و این مسأله کمی نبود. در دوره معاصر و در آغاز عصر تسلط غرب که اول بار در مصر مطرح شد، افراد را به یاد آن دوره انداخت و تصور بر این بود که این قضیه تکرار شده و مصر هم از دست خواهد رفت. بنابرین سوژه جالبی برای بررسی بود، سوژه ای که نویسنده غادة الاندلس را بر آن داشت تا داستانی بنویسد و مسائل عصر خود را با آن دوره در قالب یک داستان عرضه کند. اما شگفت که این داستان مبنای یک تحلیل شده و جدی گرفته شود.
در ایران کتابی با عنوان سرزمین خاطره ها توسط یکی از فضلای آن وقت حوزه با نام [آیت الله] سید علی محقق نوشته شده و توسط انتشارات نسل جوان - که زیر نظر آقای مکارم شیرازی بود ـ مکرر به چاپ رسید. در این کتاب ابتدا شرحی از تصرف اندلس یا همان اسپانیا توسط مسلمانان داده شده و یک مرور تاریخی سریع بر آن شده است. این بخش از منابع مختلف استفاده و نگاشته شده است.

رسول جعفریان

در بخش اخیر آن بحث از علل انحطاط اسپانیا سخن به میان آمده که تقریبا برگرفته از همان کتاب غروب آفتاب در اندلس است. در این بخش از نقش کلیسا و استعمار یاد شده و این که کلیسا با چه ابزاری توانست اسپانیا را از دست مسلمانان خارج کند. آنان «می بایست کار را از داخل شروع کنند، می بایست نقشه را در میان خود مسلمین عملی نمایند و آخر هم کار خود را کردند» (اندلس سرزمین خاطره ها، ص 59). برای این کار، دست به ایجاد اختلافات داخلی زدند و مهم تر «اشاعه میخواری و شهوترانی در میان جوانان به وسیله ایادی کلیسا». همچنین از «بسط بیحساب مسیحیان در تبلیغات دینی و هجوم مبشرین مسیحی به اسپانیا» و نیز «بسط مناسبات بازرگانی بین مسلمانان و مسیحان و نفوذ مسیحیان در فرهنگ مسلمانان» به عنوان عوامل انحطاط اسپانیا یاد شده است (همان، ص 60).
این مطالب خلاصه همان نوشته ای است که طنطاوی از کتاب غادة الاندلس آورده و در کتابچه غروب آفتاب در اندلس ترجمه شده است. در جای جای این مطالب، اشاره به تکرار تاریخ و اعمال همان روش ها در سرزمین های اسلامی شده «اخیرا هم دولت های دیگر که دستپرورده همان سیمرغ پیرند، شاگرد داناتر از استاد شده و این نقش حیاتی را خوبتر بازی می کنند». (همان، ص 65)
در اینجا اشاره به ایجاد اختلاف بین کشورهای اسلامی است. درباره رواج فساد هم گفته شده است «جوانانی که تا چندی قبل مواقع بیکاری برای تفریح و سرگرمی به تمرین تیراندازی و اسب سواری و شمشیر زنی و یا مباحثات علمی می پرداختند، به طرف این پارک های ملی هجوم برده و با دختران مسیحی که ماموریتی جز این نداشتند، مشغول عشقبازی شدند». (همان، ص 71).
و در نهایت در نتیجه گیری این که «آری صلیبان این طور سرسختانه فعالیت می کنند و ما مسلمانان خواب آلود هم در بسیاری از موارد عامل اجرای نقشه های آنان می شویم. فیلم های مسموم و شهوت انگیز آنها، جراید و مجلات مبتذل آنان، انجمن های فرهنگی آنها و... قسمتی از نقش شوم است» (ص 75).
این ادبیات به همین جا خاتمه نیافت و در نوشته های فارسی دست بدست شده و نقل شد.
این ادبیات که روش تصرف اندلس رواج فحشا و فساد بوده مکرر در آثار آقای مطهری هم آمده بدون آن که ایشان مأخذی برای آن نقل کند. ایشان در جایی نوشته اند: «در تاريخ اندلس اسلامى يعنى اسپانياى فعلى مى‏خوانيم كه نقشه‏اى كه مسيحيان براى تصرّف اندلس و بيرون كشيدن آن از دست مسلمين كشيدند اين بود كه به صورت دوستى و خدمت، وسائل عيّاشى براى آنها فراهم كردند: باغها و بوستانها وقف ساختن شراب و نوشانيدن مسلمين شد. دختران زيبا و طنّاز در خيابانها به دلربايى و عاشق سازى پرداختند. سرگرميهاى شهوانى از هر جهت فراهم شد و روح ايمان و جوانمردى مرد. پس از اين جريان بود كه توانستند مسلمانان را بى‏درنگ از دم تيغ بگذرانند». (مجموعه آثار شهید مطهری، ج 3، ص 404).
در جای دیگر آورده اند: ندلس را كه يكى از كشورهاى قديمى و متمدن عظيم بود در نظر بگيريد. خيلى از حكما و ادبا و فلاسفه اسلامى از اين سرزمين بوده‏اند و بعد مسيحيها آن را گرفتند و هنوز مسجدهاى تاريخى باعظمتى در آن وجود دارد. مسيحيت چگونه بر آنجا غلبه كرد؟ نقشه كشيد و دو مسئله را در آنجا رايج نمود: يكى مسئله بى‏حجابى و ديگر مسئله مشروبخوارى. به اين طريق اقدام نمودند كه دستور دادند دختران بسيار زيباى مسيحى به بهترين وجه آرايش كنند و در خيابانها گردش و رفت‏وآمد نمايند و در روابط با مردان آزاد باشند. نتيجه اين شد كه پس از چندى دلبستگيها به‏وجود آمد و ازدواجها صورت گرفت و كم‏كم در سطوح بالا نيز اين ازدواجها صورت گرفت و ديگر كار خاتمه پيدا كرد. (مجموعه آثار ج 24، ص 547) ، و شرحی دیگر در مجموعه آثار ج 25، ص 305).
کتاب دیگری که شرح این داستان را باز بر همین اساس آورده، کتاب «مناظره دکتر و پیر» اثر مرحوم هاشمی نژاد است که به تفصیل از تمدن مسلمانان سخن گفته و به اندلس که رسیده، از داستان انحطاط آن با رواج میخوارگی و بی حجابی دختران نصارا و جز اینها یاد کرده است. (مناظره دکتر و پیر صص 345 ـ 353) که عینا همان مطلب کتاب غروب آفتاب در اندلس را آورده است.

رسول جعفریان
پرداختن به این ادبیات در اندلس در کتابچه ای داستانی با نام «کودکی از اندلس» ادامه یافت، اثری که به قلم مرحوم آقا مهدی حائری فرزند حاج شیخ عبدالکریم نگاشته و منتشر شد. در مقدمه این اثر هم به لزوم عبرت آموزی مسلمانان از داستان اندلس و این که پس از فتح آن و تسلط هشت قرن، چطور اندلس از دست رفت، تأکید شده است. به گفته وی این مسأله می تواند «درسی آموزنده و پند تاریخ مفیدی برای ما باشد» (کودکی از اندلس، ص 9).
به گفته نویسنده این داستان از متون عربی گرفته شده و پیداست که در ادبیات معاصر عربی در مصر و دیگر بلاد، نشانی از این وجود داشته است. اصل داستان حکایت، خانواده مسلمانی است که از ترس تسلط مسیحیان در اسپانیا، رو به تقیه آورده، دین مسلمانی را پنهان کرده اند. راوی ماجرا کودک ده ساله ای است که در سن ده سالگی پدرش حکایت مسلمان بودنشان را در اتاقی که تا آن زمان او را از آن دور داشته بودند و قرآن و سجاده در آن بود، بیان می کند و از او می خواهد از ترس دادگاه های تفتیش عقاید که مسلمانان را می یافتند و می کشتند، مطلب را برای هیچ کس باز گو نکند. او به فرزندش گفت که ما عرب و مسلمانیم. (همان، ص 32).

رسول جعفریان

در اینجا پدر برای کودک خود شرح می دهد که چطور ما مسلمانان هشت صد سال بر اسپانیا مسلط بودیم ولی اکنون چهل سال است که وضعیت عوض شده و دشمنان مسیحی ما اینجا را تصرف کرده اند. پس از آن نگاه کودک به قصر الحمراء که در واقع مسجد بوده تغییر کرده و روزها کنار آن آمده با آن گفتگو می کند، اما همزمان ترس از سررسیدن مفتشان را دارد. یکبار که به خانه بر می گردد، پدر و مادر خود را نمی یابد. عمویش از راه می رسد و او را از راهی مخفی از اندلس خارج کرده و به مغرب می برد. این کودک همان محمد بن رفیع اندلسی است که بعدها در ادب و دانش به جایگاه بلندی می رسد. این آخرین کلمات این کتاب است و به دلیل آن که نویسنده مأخذ داستان را نگفته، روشن نیست که آیا اساسی دارد یا خیر. گفتنی است که صد البته مسلمانان زیادی از اعراب و جز آنها در اندلس پس از سقوط تا دهها سال بلکه بیشتر پنهانی می زیستند.
تاثیر این مسأله در ادبیات دینی معاصر ما بسیار زیاد بوده و با یک سرچ ساده می توان گسترش این ایده را در بسیاری از نوشته های عمومی دید. بسیاری از مبلغان مذهبی در طول سالیان این مطالب را نقل کرده و به آن استناد کرده اند.
هدف ما از طرح این مطلب، اثبات و انکار هیچ نکته ای در باره تاثیر فساد در جوامع اسلامی، یا اهداف غربی ها یا جز اینها نبوده و نیست. احمقانه است کسی تصور نویسنده سطور این مطالب را برای دفاع از دیدگاه خاصی در باره غرب یا شرق یا تأثیر فساد و جز اینها عنوان کرده است. هدف بنده به عنوان یک علاقه مند به رشته تاریخ، نشان دادن این نکته بود که چطور یک حکایت و داستان تبدیل به تاریخ و حقیقت تاریخی می شود.توجه به این موضوع و برخی از نشان ها و نشانه ها را مدیون دوست دانشمندم جناب آقای دکتر حسین توفیقی هستم.

 

کد خبر 504388

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 48
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۹:۳۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    37 6
    آدرس غلط که می گند همینه.
    • شیرازی A1 ۱۶:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
      23 51
      در تاریخ ایران هم بزرگترین دروغ سلسله خاخام منشی یا همان هخامنشی و کوروش است که خاخام های یهودی با کمک تاریخ نويسان یهودی آن را از یک داستان و روایت کتاب مقدسشان تبدیل به تاریخ ایران کردند
    • علی IR ۲۱:۳۹ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۶
      0 2
      به این راحتی قضاوت نکنید از کجا معلوم که این آقای دکتر اولین کسی است که داستان اندلس را نقل کرده؟؟ هذا اول الکلام تازه خود غربی ها هم مدعی هستند که این کار را کردند، یکی از ادله آنهم فرهنگهای موجود اباحه گری در اسپانیای امروزی همچنان موجوده
  • بی نام A1 ۲۰:۰۲ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    10 33
    اگر چند سطر آخر را نمی نوشتید سوء تفاهمهای زیادی را بر می انگیخت اگر چه الان هم برخی ممکن است همچنان همان برداشتی را که شما نمی خواهید از آن کنند ، داشته باشند و شاید اندکی باید به آنان حق داد چون شما این مطالب را دارید در پارادایم خاص وبلاگتان می نویسید . به نظر من ضمن این که دقت شما به عنوان یک مورخ در این موضوع جالب است اما از انجا که هم داستان اندلس و هم داستان همفر با واقعیت امر تطابقهای زیادی دارد می توان با تسامح از کنار آنها گذشت و آنها را مثل خیلی دیگر از داستانها دید نمونه دیگر این مساله موضوع پروتکلهای یهود است . به نظر من یکی از دلایل اقبال به این داستانها انطباق قابل توجه آنها با واقعیت است و الا اگر چنین انطباقی در کار نبود بعید می نمود که این قدر گیرایی پیدا کنند
  • دانشجو A1 ۲۰:۱۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    34 7
    سپاسگزارم استاد از وقتی که برای دانشجوهاتون می گذارید. مثل همیشه نگاه موشکافانه و انتقادی شما من رو به تحسین واداشت.
  • سعید A1 ۲۰:۳۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    39 7
    باورم نمیشه. بارها از مطالب خوبتون بسیار استفاده کردم با این‌که مهندس کامپیوترم، نه فیلسوف و تاریخ‌دان ولی این بار این خیییلی خوب بود، من باااارها تو مجالس و مباحث مذهبی مختلف این رو شنیده بودم، اصلا از کودکی این تو ذهنم حکاکی شده بود : «اروپاییان: ما اسپانیا را با دو چیز گرفتیم: دختر و شراب...» خدا خیرتون بده دکتر بابت این آگاه‌سازی، این خدماتتون رو خدا به خوبی قبول کنه.
    • بی نام A1 ۲۱:۰۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
      32 2
      ما که رشته دانشگاهی مان تاریخ بود هم سر کلاس استادمان همین روایت رو بیان می کردند چه برسد به شما
  • جواد IR ۲۱:۲۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    82 5
    چند واقعیت تاریخی 1. چنانچه از تاریخ بر می آید ارباب کلیسا در آن زمان بسیار سخت گیر و متعصب بوده اند و احتمالا حاکمان اموی اندلس از انان به مراتب خوشگذران تر و میگسارتر بوده اند. 2. امویان اندلس، در طول حکومت خود توفیقی در گسترش اسلام در بین اروپاییان نداشتند. شاید به این دلیل که آنان به روال معمول بنی امیه، اعراب را نژاد برتر و بقیه مردم را موالی می دانستند. 3. قدرت نظامی بنی امیه بیشتر متکی به لشکر بردگانی بود که از آفزیقا با خود آورده بودند. لشکری بی فرهنگ و البته بی رحم. در مجموع بعید است بتوان حکومت بنی امیه اندلس را نمونه ای از جامعه و حکومت اسلامی دانست. بیشتر یک کشورگشایی بود مشابه موارد دیگری که مثلا ترکان و مغولان در ایران کردند. چنین فتوحاتی همیشه پس از مدتی از بین می رود.
    • بی نام EU ۱۰:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
      اینها را با مکاشفه دریافتید؟ چرا باورمان نمیشه که میشه از روی حواس پرت هم حرف زد. لاافق تو ویکیپدیا یه جستجو در مورد اسپانیای مسلمان میکردی. و بعد هم لشکر بردگان؟ فکر کنم با یه گیم اشتباه گرفتی عیج آو امپایر نبود؟
  • یوسف A1 ۲۱:۳۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    18 19
    ارادتمند استاد جعفریان با مطالب نابش هستم
  • بی نام IR ۲۱:۴۵ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    2 2
    لطفا استاد محترم تاریخ در باره این که این "مهدی حائری " همان فرزند حاج شیخ عبدالکریم است یا صرفا تشابه اسمی دقت ببشتری بفرمایند.
  • محمدرضا بزمشاهی A1 ۲۲:۰۶ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    11 2
    اگر ممکن است در مورد ادعاهای منسوب به مستر همفر هم مطلبی بنویسید
    • بی نام US ۱۲:۱۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۴
      0 7
      ههههه ، این که دیگه خودش کتاب خاطراتشو نوشته حتما میخواید بگید اونهم خودش ننوشته و دروغه . عجب آأم هایی هستین
  • آرش A1 ۲۲:۰۹ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    15 26
    برخلاف تظر استاد ، برخی محققان و پژوهشگران غربی نیز بر روایت فوق از نحوه شکست مسلمانان در آندلس تاکید کرده اند. از جمله پرفسور چارلز برنت استاد دانشگاه وربورگ انگلیس، پرفسور مصطفی کمال استاد دانشگاه ایلینویز، دکتر برایان کاتلوس استاد دانشگاه کالیفرنیا، دکتر کریس لونی نویسنده کتاب دنیای ناپدید شده و دکتر جفری کینگ استاد دانشگاه لندن،. یعنی این اساتید هم براساس اسنادو مکتوبات متعدد نه آن یک روایت مورد نظر استاد به مقوله ترویج فساد و فحشاء در آندلس توسط صلیبیون برای شکست مسلمانان تاکید کرده اند. بد نیست استاد سری به تحقیقات و نوشته ها و حتی مصاحبه های این اساتید که در اینترنت هم قابل پیگیری است بزنند.
    • بی نام IR ۱۳:۴۶ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۲
      5 2
      از يادمان نرود كه وجود شخصي به نام عبدالله بن سبا صدها سال تاييد شده بود تا اينكه علامه عسكري آمد و از اساس وجود جنين شخصيتي در تاريخ را رد كرد
    • بی نام US ۲۰:۱۸ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۸
      2 0
      اسمهائی را که فرمودید در گوگل سرچ کردیم و نیافتیم. بعد از شحصیت سازی های ذبیح الله منصوری چشممان بشما روشن
  • بی نام A1 ۲۳:۲۷ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    7 3
    تاریخ سقوط یک پدیده فرهنگی وسیاسی رو نمی توان با داوری اخلاقی بررسی کرد؟؟؟؟؟
  • مازیار A1 ۲۳:۴۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    24 2
    دامن زدن به این داستانها و تبدیل کردنش به تاریخ نکته ای دیگر هم داره و اون اینه که مسئولین کشور ناتوانی , عدم مدیریت و بی دانشی خودشون در امر کشور داری رو بدلیل تلاشهای 24ساعته و همیشگی کشورهای " دشمن " منظور غربی درباره ایران میدونند. به همین دلیله که ما فقط و فقط به بد ذاتی های به اصطلاح " دشمنان" ارجاع میدیم و کاری به بی لیاقتی های خود نداریم
  • صادق IR ۰۰:۵۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    10 2
    مشکل وقتی بنیادین میشه که این قصهجعل تاریخی چگونگی ازدست رفتن اندلس ، در پس زمینه و ناخودآگاه ذهنی تصمیم گیرندگان سیاسی اجتماعی اقتصادی کشورها نهادینه بشه و به عنوان مرجعی موثق برای نفی و کوبیدن رواداری فرهنگی و دینی، تجارت سودمند آزاد با ممالک غیرخودی و آموزش بی پیش شرط و واقع نگر استفاده بشه. البته محرماتی مثل گرایش به الکل و فحشا به طور قطع مسائلی هستن که هر ذهن منصف و آگاهی با اونها مخالفت خواهدبود، برخلاف آموزش،تجارت و رواداری درست .
  • هموطن US ۰۳:۲۶ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    21 6
    یادداشت دقیق و منظم شما ذهن خواننده را به نکته مهمی متوجه می کند و آن اینکه همیشه آن چه سال ها و قرن ها به عنوان واقعیت تاریخی ارائه می شود می تواند ریشه در افسانه و داستان داشته باشد. البته عکس آن هم در ایران بسیار اتفاق می افتد و آن این که واقعیت تاریخی را تکذیب کرده و آن را به نام افسانه و داستان جلوه دهند. از جمله این که گروهی در سال های اخیر تاریخ بلند ایران پیش از اسلام را افسانه می دانند و از تمدن ایران با عنوان تمدن 1400 ساله یاد می کنند که جای بسی تاسف و البته تعجب دارد.
  • یحیی میرحسینی IR ۰۵:۳۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    2 0
    بسیار جالب و خواندنی بود. با تشکر وافر از جناب آقای دکتر جعفریان
  • بی نام IR ۰۵:۵۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    11 3
    البته این احتمال را هم نباید نادیده گرفت که داستان اولیه رگه هایی از واقعیت را در دل خود داشته باشد
  • کاظم A1 ۰۷:۰۳ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    11 2
    درود بر استاد محقق و ریز بین عزیز. انکار یک روایت تاریخی زمانی پذیرفتنی است که حقیقت اصل آن رویداد ذکر و اثبات شود. شما یک روایت مشهور را انکار کرده اید اما واقعیت آن را شرح نداده اید.
  • سلیمی A1 ۰۷:۱۳ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    7 5
    بسیاری از شرقیان با همین داستانها زندگی می کنند و بدون آنها می میرند. ممنون از استاد.
  • بی نام A1 ۰۷:۲۲ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    9 6
    اگر الکل و مشروب عامل سقوط باشد خوب الانه باید کل دنیا تغییر کند چون که شما با اون مشکل دارید همه اتفاقات میزارید به پای ان
  • علی A1 ۰۸:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    5 7
    بنام خدا با تشکر از جناب جعفریان که جرات بیان برخی واقعیت ها را دارند. لازم به یادآوری است که بسیاری از احادیثی که از پیامر اکرمص توسط کسانی مانند ... نقل شده، داستانسرایی های آنها بوده که با هدف سیاسی...برای عوام شکل واقعیت به خود گرفته است. ایضا در میان شعیان احادیثی از ائمه هدیع آنهم با ذکر جزئیات نقل شده. آلبته داستانهایی که واقعیت ندارند اما حقیقت دارند نیز وجود دارد که بسیار مفید است و چون عموم آن حقایق را به شکل واقعیت می پندارند ممکن است از نتیجه ای که در داستان نهفته غافل بمانند مانند داستان خلقت آدم در ادیان ابراهیمی، یا داستان موسی و شبان در مثنوی... دکتر شریعتی در کتاب «علیع حقیقی برگونه اساطیر» مطالب جالبی در زمینه جامعه شناسی اسطوره دارد که قابل توجه بسیار است.
  • سید بهنام IR ۱۰:۴۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    13 14
    سلام از آقای جعفریان به عنوان استاد تاریخ توقع این است که نتیجه تحقیق خود را در مورد علل شکست مسلمانان در آندلس ارائه نمایند نه اینکه فقط به نفی غلط یا درست کاربعض محققین ایراد وارد نمایند با فرض صحت تمام مطالب این مقاله در نفی برخی نتیج سایر محققین ایشان جا دارد در جهت اثباتی هم زحمت کشیده و پرسشگران را روشن نمایند زیرا در این صورت برای خوانندگان این مقاله القاء شبهه در مورد نقش نفوذ و ایجاد فساد در کشورهای مسلمان از طریق غیر مسلمین خواهد شد. باتشکر
  • امیر از تهران A1 ۱۳:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    5 0
    در یک سخنرانی درباره علل شکست مسلمین در اندلس بر همان عوامل اشاعه فساد و فحشآء و ترویج منکرات و ... تاکید داشتند و خصوصا نسبت به آندلسیزه کردن امروز جامعه ایران هشدار دادند.
  • سید محمد RO ۱۷:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
    3 2
    خیلی عالی بود و خواندنی. این نوشته مخصوصاً از این نظر نیز شایان توجه است که کم دقتی و تساهل در مورد منبع اصلی یک قضیه تاریخی و عدم برخورد انتقادی با آن، حتی کسانی همچون آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی و آیت الله سید علی محقق داماد را ـ که هر دو دایی و خواهرزاده از فقهای مجتهد طراز اول بودند یا بعداً شدند ـ به آسانی میتواند بفریبد و آنان را دست به قلم کند تازه این دو تن از مجتهدان غیرتکراری و نواندیش و فقیه واقعی هستند نه مجتهدانی که صرفاً مقلد استادان خود بوده و هستند. حال اگر مستندات فقهی را نیز با روش غیرتاریخی بررسی کنیم پیداست که نتایجی که خواهیم گرفت و برای آنان برای مردم حکم فقهی صادر خواهیم کرد چه اندازه با اصل حقیقت قرابت دارد
  • بی نام A1 ۰۵:۵۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    48 0
    طوری درمورد کشوراسپانیا صحبت میکنید که گویی سرزمینی مشابه شبه جزیره عربستان بوده که به تصرف اروپائیان درآمده آنچه که افتاده اخراج اشغالگران عرب و درواقع بازپسگیری این سرزمین توسط اروپائیان بوده.مشکل اینجاست که شما فتوحات اعراب را جهاد در خدا میدانید ولی واکنشهای دفاعی ملتهای تحت استیلای مسلمانان را نامشروع میدانید.
  • saeed A1 ۰۸:۰۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    0 0
    استاد گرامی ام نظر حضرتعالی در مورد تاریخ اندلس نوشته دکتر ابراهیم آیتی چیست؟ آیا این کتاب هم از همان داستان کمک گرفته یا قابل بررسی است؟
  • بی نام A1 ۰۸:۳۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    5 1
    جالبه تلویزیون فیلم هم برای این ساخته: این کلمات زیر رو سرچ کنید خواهید یافت "سقوط غم انگیز" عنوان بیست و چهارمین قسمت از مجموعه مستند "تمدن آسمانی" است که چهارشنبه 21 مرداد از شبکه خبر پخش شد. در این قسمت از مجموعه "تمدن آسمانی" به واقعه سقوط آندلس و حکومت 800 ساله مسلمانان در آن دیار پرداخته شده بود. سقوطی که چند ماه پس از آن و با سرمایه های همان کانون هایی که هزینه صلیبیون فاتح آندلس را پرداخته بودند ، کریستف کلمب و افرادش قدم بر خاک قاره نو گذاردند.
  • saeed A1 ۰۸:۵۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    5 0
    در حقیقت عامل اصلی در سقوط اندلس همان عاملی است که منجر به برامدن گروههای معارضی است که علیه امویان و عباسیان در ایران دست به شورش زدند از جمله سرخ جامگان و سیاه جامگان و غیره، یعنی عامل اصلی در حقیقت، یکی برخورد تبعیض نژادانه حکومت اعراب اموی اندلس با سایر مسلمانان همچون بربرها بود، و دیگری ایجاد دسته بندی های سیاسی و محروم بودن بخش زیادی از جامعه از حقوق شهروندی و امکانات اقتصادی و سیاسی ؛ و این امر زمینه ای شد برای ایجاد تفرقه و نفوذ مسیحیان در میان مسلمانان و موضوع شیوع فساد و ... در حقیقت از بستر یک راهبرد غلط سیاسی از جانب حکومت اموی اندلس نشأت گرفته بود... تاریخ تکرار می شود چون اشتباه و خطاهای انسان در همه اعصار مشابه یکدیگر است و این بار در سایه نبود عقلانیت و درایت
  • بی نام IR ۰۹:۲۶ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    2 3
    با کمال احترام، روش ارجاعی مرحوم مطهری درعین شیوایی و تاثیرگذاری در بسیاری موارد فاقد وجاهت پژوهشی بوده است. به عنوان مثال، سوءتفاهم عمیقی که درباب حجاب و تاثیر آن در سینما منقول داشته‌اند و حتی مرحوم علامه جعفری به این نقل قول استناده نموده‌اند، صرفاً برداشتی آمیخته با سوءتفاهم از مجله‌ی دانستنیها بوده که ترجمه‌ی مطلبی نه چندان مرتبط با مقوله‌ی تکریم حجاب را مندرج داشته بود. دیدن این دست مطالب از جانب معممین پژوهشگر بارقه‌ی امیدی ایجاد می‌کند که بتوان نوزایی‌یی در حوزه ایجاد نمود. موید باشید.
  • نسل اول IR ۰۹:۴۶ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    7 6
    سلام بنظربنده جناب نویسنده محترم می توانستند روی دیگرسکه راهم ببینند و یا تحقیق کنند که علت واقعی سقوط اندلس چه بوده است؟ ایشان زحمت کشیده اند و نیمی ازواقعیت را گفته اند اما ازنیمه دیگرغافل شده اند که امیدواریم دریک مطلب جداگانه به آن هم بپردازند/ باتشکر
    • بی نام A1 ۱۸:۳۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
      9 4
      دهها دولت بزرگ و صد ها دولت کوچک و هزاران سرزمین در طول تاریخ دست بدست شده و عده ای ساقط شده اند. مگر قرار است نویسنده به آ«ها بپردازد؟ بحث این است که یک داستان مبنای یک سلسله اظهارات بی پایه شده است. هدف نویسنده نشان دادن همین بوده.
  • مهدی A1 ۱۱:۰۰ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    6 2
    کاش درباره خاطرات جعلی مستر همفر هم مطلبی می نوشتید. مطلبی که متاسفانه دست به دست می شود و سر سوزن اصالت تاریخی ندارد و گریه دار آنکه انتشارات امیرکبیر هم این کتاب مجعول را به چاپ رسانده است.
  • بی نام RO ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    2 15
    بازگو کردن همچین داستانی آن هم در این برهه ی زمانی پس از برجام و آمد و شدِ هیئت های خارجی، چه معنی میدهد؟؟؟
    • بی نام A1 ۰۴:۵۵ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۲
      3 0
      در موقعیت بسیار کنونی نه؟
  • بی نام A1 ۱۷:۳۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۰
    6 0
    کلا ما ب داستان علاقه داریم و چون میدوتیم ک روی ما تاثیر داره قصه گو شدیم
  • صمدی A1 ۰۶:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۶
    0 1
    جناب آقای جعفریان این کتاب حدود 200 سال قبل از کتاب آن دکتر 30 ساله مصری کتاب غادة الاندلس اثر عبدالرحمن اسماعیل 1315ق در باره اندلس نوشته شده نظرتان چیست: کتاب«تاریخ الاندلس من الفتح حتی السقوط من خلال المخطوط» تالیف سید اسماعیل بن ابراهیم ۱۲۳۷ ۱۱۶۵ ق به زبان عربی است. پس جریان اندلس حداقل داستان بافته ذهن آن دکتر 30 ساله مصری نیست.
  • صمدی A1 ۰۶:۵۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۶
    0 1
    جناب آقای جعفریان این کتاب حدود 200 سال قبل از کتاب آن دکتر 30 ساله مصری کتاب غادة الاندلس اثر عبدالرحمن اسماعیل 1315ق در باره اندلس نوشته شده نظرتان چیست: کتاب«تاریخ الاندلس من الفتح حتی السقوط من خلال المخطوط» تالیف سید اسماعیل بن ابراهیم ۱۲۳۷ ۱۱۶۵ ق به زبان عربی است. پس جریان اندلس حداقل داستان بافته ذهن آن دکتر 30 ساله مصری نیست.
    • بی نام RO ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۸
      0 0
      سلام اگر ممکنه بخشی از کتاب که به این موضوع اشاره کرده رو ببیاورید یا ادرس ان را بفرمایید. با سپاس
  • سید محمد محسن میرداماد A1 ۰۷:۲۵ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۹
    0 2
    1من درتمام این نوشته استاد جعفریان ندیدم که ایشان خودش کتاب آن پزشک مصری را دیده باشد از زرکلی نقل می کند 2فرضا این کتاب داستان باشد داستان مستند که فقط از ابداعات این عصر نیست درگذشته نیز داستانسرایان ،داستانهایی با برداشت از واقعیت تاریخی نوشته اند نمونه اش همین فردوسی طوسی علیه الرحمه خودمان که رستم یلی بود در سیستان منش کردمش رستم داستان 3استفاده از شراب وفحشا در خصوص شکست دشمن سابقه طولانی دارد نگاه کنید به توصیه های بلعم بن باعورا وداستان آن در تورات کنونی وروایات اسلامی
  • علی IR ۲۱:۲۸ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۶
    0 2
    باسلام و تشکر چند نکته در مورد روش تحقیق استاد اولا: فرضیه اینکه اولین بار این داستان در غادة الاندلس اثر عبدالرحمن اسماعیل 1315ق آمده باشد خود نظریه ای است که باید اثبات شود و اگر این سر رشته به هم بریزد تا آخر نظریه ابطال میگردد. ثانیا: برای ابطال قول مشهور به ادله بیشتری نیاز هست نه فقط اثبات اینکه همه نویسندگان از آن کتاب نقل کرده باشند مخصوصا در جایی که ادله دیگری برای سقوط اندلس مطرح نمیشود باید به ادله بیشتری استناد کرد یا لااقل ادله فرضی یا حتمی خود را تصور نمود. در پایان فکر میکنم در این برهه از زمان که شواهد زیادی از اندلیزه کردن جوامع اسلامی، توسط غربیان موجود است، بیان این نظر میتوان ابزاری برای توجیه دشمن و حذف نقش آنان باشد با تشکر فراوان عرض ارادت
  • سعید IT ۰۷:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۴/۱۶
    0 0
    ارجاع به تاریخ گاهی به دلیل ناتوانی در شناخت واقعیت موجود و تنها تکیه بر نشانه هاست که با نشانه های گذشته تطبیق داده می شود و با یک این همانی کودکانه ریشه و سبب آن واقعیت نمای مرده به این واقعیت نمای کنونی الصاق می شود واین خود سرآغاز کج فهمی بزرگ است.
  • شهاب IR ۱۴:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۴
    2 0
    سلام اخیرا کتاب های زیادی در مورد آندلس نوشته شده که انصافا بسیاری از آنها از لحاظ علمی قابل تحسین است. استاد شهیدی پاک کتاب تاریخ تحلیلی آندلس را نوشته اند و در تحلیل سقوط آندلس مهمترین عامل را توزیع نامتوازن جمعیت می دانند که در نتیجه قحطی پیش می آید و البته دیگر عوامل را نیز ذکر می کنند در مقاله علمی پژوهشی نیز در همین رابطه نوشته اند اختلاف شیعه و سنی و زیادی جمعیت را از مهمترین عوامل سقوط آندلس می دانند. ایشان پایان نامه دکتری اشان بخشی از تاریخ آندلس بوده است
  • بشیر IR ۰۳:۱۹ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۱
    0 0
    خوب نفرمودند علت سقوط اندلس چیست؟