۰ نفر
۱۷ دی ۱۳۹۵ - ۰۶:۳۷

ایرنا نوشت: « دونالد ترامپ» رئیس جمهوری جدید آمریکا به چند دلیل ممکن است از تصمیم خود برای انتقال سفارت کشورش به قدس منصرف شود اما حتما نگرانی از پیامدهای چنین اقدامی در جهان عرب جزو این دلایل نیست.

« فهمی هویدی» روزنامه نگار مصری در مقاله ای که اخیرا در روزنامه مصری الشروق منتشر شد، افزود: از کارشناسان و دیپلمات های زیادی در جهان عرب سوالی پرسیدم اما بیش از اینکه از جواب آنها متعجب شوم از اتفاق نظر آنها بر روی پاسخ شگفت زده شدم.

سوال این بود، اگر رئیس جمهوری جدید آمریکا وعده انتخاباتی خود در انتقال سفارت کشورش به قدس را عملی سازد، جهان عرب چه واکنشی نشان خواهد داد؟

پرونده انتقال سفارت آمریکا به قدس معمولا درهر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای کسب آرای بیشتر یهودیان مطرح می شود اما تاکنون هیچ کدام از رئیسان جمهوری آمریکا این وعده خود را به دو دلیل عملی نکرده اند.

دلیل اول، قطعنامه شورای امنیت صادره در سال 1980 است که انتقال سفارتخانه کشورها به قدس را به منزله نقض قوانین بین المللی دانسته و از 13 کشور (عمدتا از کشورهای آمریکای لاتین) هم که سفارتخانه های آنها در قدس واقع شده ،خواسته بود تا به انتقال این سفارتخانه ها از قدس اقدام کنند.

دلیل دوم، جهان عرب در بیست سال گذشته (از زمان تصویب قانونی در کنگره آمریکا در سال 1995 که قدس را به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخت) وزن و جایگاه خاص خود را داشت و با وجود امضای توافقنامه سازش بین مصر و رژیم صهیونیستی در سال 1979 و توافقنامه وادی عربه بین اردن و رژیم صهیونیستی در سال 1994، عرب ها انسجام و یکپارچگی خود را در رویاروئی و دشمنی با رژیم صهیونیستی از دست ندادند.

به همین دلیل رئیسان جمهوری ایالات متحده با هدف حمایت از منافع خود در جهان عرب و اسلام، اجرای این قانون کنگره را به تعویق انداخته اند.
اما امروز اوضاع هم در آمریکا و هم درجهان عرب تغییر کرده است و برای همین جای تعجب ندارد که رئیس جمهوری جدید آمریکا چنین تصمیمی بگیرد و حتی آن را عملی کند.

«دونالد ترامپ» شخصی است که گذشته سیاسی ندارد و ملاحظات، سیاست ها و محاسباتی که در مواضع رئیسان جمهوری سابق آمریکا تاثیر می گذاشت نزد وی جایگاه چندانی ندارد برای همین او حاضر است همه اینها را نادیده بگیرد و کنار بگذارد به ویژه اینکه وی از حامیان حزب لیکود است و به جناح تندرو در رژیم صهیونیستی تمایل دارد.

با این وجود بیشتر سران عرب از رئیس جمهوری جدید آمریکا استقبال کرده و سعی در راضی ساختن او دارند، این را از تبریک ها و خوش آمد گویی های رسمی آنها به ترامپ می توان فهمید.

تمایل شدید سران کشورهای عربی برای همکاری با ترامپ دو علت دارد: اول اینکه ترامپ مانند آنها به مسائلی مانند دموکراسی، آزادی ها و حقوق بشر اهمیت چندانی نمی دهد و این مساله به نفع دولت های عربی است.
علت دوم هم در اعلام دشمنی ترامپ با ایران و تصمیم او برای لغو توافق هسته ای است که بیشتر سران عرب از آن راضی نیستند.
این دو علت حتی باعث شده است تا سران عرب از دشمنی ترامپ با اسلام و مسلمانان چشم پوشی کنند.

با این حساب همچون چند سال گذشته، پرونده فلسطین دیگر جزو اولویت های دولت های عربی نخواهد بود و بیشتر آنها بر مشکلات داخلی خود و مقابله با جمهوری اسلامی ایران بجای دشمن صهیونیستی متمرکز خواهند شد.

از سوی دیگر رژیم صهیونیستی دائره نفوذ علنی و غیرعلنی خود را در کشورهای عربی گسترش داده تا جایی که خود را عضو آنچه « اردوگاه اعتدال عربی سنی در مقابل ایران و شیعه» خوانده می شود، می داند.

در این کشورها که در مقابل محور مقاومت ضد تروریسم صهیونیستی و تکفیری صف آرائی کرده اند، سعودی ، قطر و امارات قرار دارند.

هویدی در ادامه مقاله خود تاکید می کند: باید اعتراف کرد که جهان عرب عوض شده و جایگاه خود را در معادلات بین المللی از دست داده و در مقابل این ضعف و سستی، خوی استکباری رژیم صهیونیستی رو به فزونی گذاشته و به جایی رسیده است که صهیونیست ها در همان روز تصویب قطعنامه محکومیت شهرک سازی ها در شورای امنیت، اقدام به تصویب قانونی کردند که شهرک سازی در اراضی اشغالی را مشروع قلمداد می کند و « بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی علاوه بر توبیخ کشورهای موید قطعنامه شورای امنیت، به مجازات چهار کشوری اقدام کرد که پس از عقب نشینی مصر، عهده دار نوشتن پیش نویس قطعنامه مصوب شورای امنیت شدند.

با در نظر گرفتن پیامدهای موضع رئیس جمهوری جدید آمریکا، وعده اود در انتقال سفارت آمریکا به قدس را باید «نقطه عطفی» در تاریخ منطقه دانست.

اگرچه ترامپ معمولات مبالغه آمیز سخن می گوید اما نباید سیاست او در اجرای وعده اش برای انتقال سفارت آمریکا به قدس را ساده قلمداد کرد چرا که تحقق آن می تواند کشورهای دیگر را به اقدام مشابه تشویق کند به ویژه در شرایطی که بعید نیست رئیس جمهوری جدید آمریکا و رئیس جمهوری روسیه درباره حل و فصل پرونده فلسطین با یکدیگر توافق کنند.

در نگاه اول، اوضاع ناامید کننده و دلسرد کننده به نظر می رسد چرا که در صورت اقدام عملی ترامپ برای انتقال سفارت آمریکا به قدس ، بیشتر دولت های عربی هیچ گونه اقدام عملی انجام نخواهند داد چون این دولت ها بیش از هر چیز در صدد راضی کردن رئیس جمهوری جدید آمریکا هستند و نمی خواهند رژیم صهیونیستی را عصبانی کنند.

با این همه، عواملی مانند افت جایگاه ایالات متحده و استقلال برخی کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین باعث می شود اوضاع کمی تغییر یابد و بهترین شاهد بر درستی این ارزیابی این است که چهار کشورغیرعربی عهده دار نوشتن پیش نویس قطعنامه ای ضد رژیم صهیونیستی در شورای امنیت شدند و دیگر اینکه موج تحریم رژیم صهیونیستی در کشورهای غربی روز به روز گستره بیشتری پیدا کرده است.

عامل دیگر مواضع جوانان فلسطینی و گروه های مقاومت است که هنوز تسلیم و ناامید نشده اند و همچنین بیشتر ملت های عربی هم با وجود سرکوب شدید از سوی حکومت ها، همچنان با آرمان فلسطین همراه هستند.
درهر صورت، نمی توان به واکنش با ارزشی از سوی دولت ها و سران عرب امیدوار بود.

واکنش با ارزش غیر از محکوم کردن هایی است که ارزش و اعتبار خود را از دست داده اند، مانند موضع «احمد ابوالغیط» دبیرکل اتحادیه عرب که انتقال سفارت آمریکا به قدس را تنها به منزله یک انحطاط بزرگ دانست و یا موضع «صائب عریقات» دبیرکل کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین که چنین اقدامی را تنها باعث نابودی روند سازش قلمداد کرد و یا «عمرو موسی» دبیرکل سابق اتحادیه عرب که تنها هشدار داد.

این موضع گیری ها دردی دوا نخواهد کرد و تنها درحد هیاهو و سروصدا باقی خواهد ماند، این نه تنها نظر من بلکه نظر همه کارشناسان و دیپلمات های کشورهای عربی بود.
مشکل فقط این نیست که امروز دیگران جهان عرب را به دیده حقارت می نگرند، بلکه مشکل در خفت و خواری است که جهان عرب خود به آن گرفتار شده است.

هویدی با تاکید به اینکه « برای همین می توان گفت آزاد سازی فلسطین امکان پذیر نیست مگر اینکه پیش از آن جهان عرب آزاد شود»، می نویسد:اگر این کار در شرایط کنونی قابل تحقق نیست دست کم باید مشکل را به صورت درست بفهمیم و درک کنیم.

5252

کد خبر 620299

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =