محمود بابایی*

دو عبارت سلاح سازی مالی یا جنگ مالی از مفهوم یکسان برخوردار بوده و بنا به سلیقه نویسندگان، تقریبا به یک معنی در متون مختلف به کار گرفته می شوند.

ویکی پدیا سلاح سازی امور مالی را استفاده سیاست خارجی از انگیزه ها (دسترسی به بازار سرمایه) و جریمه ها (شامل انواع تحریم)  بعنوان ابزار دیپلماسی اجبار (coercive diplomacy) تعریف می نماید. جک لیو وزیر سابق خزانه داری امریکا آنرا فلج کردن کشورها از نظر مالی بجای جنگ نظامی تعریف می کند. نیوزویک هم در مقاله< سلاح سازی نظام مالی جهان> مورخ 24 فوریه 2016 آانرا بکار گیری سیستم مالی جهانی برای بلوکه کردن اموال و جدا کردن دولتها و نهادها از زیرساختهای بنیادین اقتصاد جهانی تعریف می کند. این مقاله، کوکتل های ابزار مالی بکار گرفته شده در خصوص ایران (منظور قبل از برجام) است را کارآمد ارزیابی می کند.

واژه جنگ مالی  (Financial lawfare) را برخی از نویسندگان امریکایی در سالهای اخیر در کتاب و مقالات خود بکار برده اند. کتاب
« قانون بعنوان سلاح جنگ» ازانتشارات دانشگاه آکسفورد مورخ ژانویه 2016 به نویسندگی Orde.F. Kittrie بخشی را به جنگ مالی امریکا علیه ایران اختصاص داده است.
جیمز ریکاردز از مدیران مالی درامریکا, جنگ مالی را بکارگیری سهام، اوراق قرضه و ارز به جای موشک و بمب، تعریف می کند.

ویژگی‌ها:
1- همانگونه که تعاریف نشان می دهد، اولین ویژگی آن، بکارگیری ابزار مالی بجای ابزار نظامی در جنگ با کشورها است. 

2- فرماندهان این جنگ امریکا، نهادهای دولتی امریکا و سربازان آن علاوه بر نهادهای اقتصادی، مالی و بانکی امریکا، هر نهادی اقتصادی، مالی و بانکی جهان است که نمی خواهد از بازار امریکا و نظام پرداخت و تسویه  دلاری محروم شود. این ویژگی، کلیدی ترین جنبه جنگ مالی است.

در این چارچوب به دولتهای سایر کشورها، نقش جدی واگذار نشده است. مکانیسم عمل به این صورت می تواند باشد: آمریکا اعلام کند که اگر شرکتی با یک آرگان نظامی ایران معامله کند از نظام مالی امریکا محروم خواهد شد. برای اینکه مشخص شود آیا معاملاتی که با ایران صورت می گیرد، ارتباطی با افراد و یا نهادهای تحت تحریم دارد یا نه، تمامی معاملات صورت گرفته با ایران از سوی اوفک و یا حسابرس کل آمریکا، کنترل خواهد شد. در صورت احراز تخلف، شرکت متخلف از خدمات بانکی و نظام مالی امریکا محروم خواهد شد. در این چارچوب، شرکتها برای حساب پس ندادن به آمریکا در حد امکان از معامله با ایرانیان خود داری خواهند نمود. محرومیت از نظام مالی امریکا، به معنی تعطیل شدن ، شرکتهای بزرگ و بین المللی. لذا در اینجا ، شرکتهای بزرگ و چند ملیتی در راستای منافع خود ، اقدام به محدود کردن و حتی قطع روابط تجاری و بانکی با ایران خواهند نمود و به هیچ توصیه سیاسی ، توجه نخواهند کرد. در این عملکرد ، محلی برای ایفای نقش از سوی نهادهای سیاسی تعریف نشده است. اما آمریکا همه دنیا نیست. بازار جهانی آنقدر بزرگ است که‌ اگر آنرا خوب بشناسیم ، بتوانیم تا حد قابل قبولی ، اقدامات ترامپ را خنثی کنیم.

نتیجه:
با توجه به اینکه دولت ترامپ از فرصت جنگ مالی  با ایران، به بهانه های غیر هسته ای نخواهد گذشت، تنها راه عبور از این پیچ، تکیه بر ظرفیتهای داخلی و باور بر اقتصاد مقاومتی است.  

دستاوردهای برجام ، تدبیر مسئولین سیاست خارجی و حمایتهای مقام معظم رهبری مهمترین سرمایه ما در مواجهه با این چالش است. ایران کشوری است با ظرفیتهای فراوان و نیروی انسانی کارآمد. اقتصاد مقاومتی تولید محور اشتغال زا با انضباط شدید مالی و نظام بانکی کارآمد، پاسخ قاطع ایران به موج بعدی تحریمهای آمریکا است. به عنوان فرصتهای تکمیلی می توان از  توافقات دوجانبه و چند جانبه اقتصادی ، مالی و بانکی با کشورهای جهان استفاده نمود. زمان آن رسیده است که‌ بیش از گذشته در بعد اقتصادی، خود را باور کنیم. اقتصاد مقاومتی ، برای ایران در جنگ مالی با آمریکا یک گزینه نیست، فرصتی است برای اثبات کارآمدی ملی.
زمینه ای است برای تحقق کلام وزیر محترم امور خارجه که هرگز ایرانی را تهدید نکنید.

*کارشناس اقتصاد بین الملل

49310

کد خبر 635705

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =