۰ نفر
۱ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۵:۳۷

در سال‌های اخیر، روند رو به رشد تحصیلات تکمیلی موجب پدید آمدن یک بازار سوداگری به خصوص در میادین نزدیک به فضاهای دانشگاهی گردید. تبلیغات گسترده و وسیع برای جذب خدمات کامپیوتری مربوط به پایان نامه های دانشگاهی شروع و دست آخر به صورت غیررسمی به تبلیغاتی برای انجام پایان نامه توسط سوداگران این فعالیت شده است. گذشته از شائبه های فساد علمی، این سوال مطرح می شود که چرا برای امری چون تحصیل و تکلیف درسی، کنشگران علمی مجاب به سفارش آن به خدمتکارانی می شوند که از این شیوه به کسب و درآمد می پردازند؟

کسب و درآمد از راه ارائه خدماتی که با اصل این خدمات در تناقض است، می تواند از ضرورت توجه به رویکردی ذاتی به این کسب و درآمد برخیزد. کنشگری در دو ساحت بازار و علم، در یک جا به هم تلاقی پیدا می کند که سعی می کنند این دو سیستم را به هم مرتبط سازند. در حال حاضر شیوه این ارتباط، موجب افول ارزش علم و از بین رفتن ماهیت انجام تکلیف درسی شده است. هدف تکلیف درسی، تمرین و تقویت هوش و اراده نهفته است، حال آن که در چنین سوداگری ضمن گذر از این هدف، ارتقای علمی پوشالی و فاقد هویت نیز در میان اعضای جامعه رواج می یابد که در ذهن محققان چون شائبه هایی چون مدرک گرایی و منزلت طلبی به جای کسب علمی و دانش نموده است.

بخش اعظمی از تولید اطلاعات در جامعه ما شامل دانشگاه و کنشهای علمی می شود و یقینا، آدم‌های این عرصه دارای دانش و زبان جدید برای زندگی هستند. علوم مختلف دانشگاهی در کنار هم چیده شده‌اند تا زبان گویای زندگی جدیدی باشند که نقشه و برنامه‌اش در همین دانشگاه کشیده می شود. اما صحنه پایان نامه فروشی دیده می شود که نقش های دانشگاه با انفعال آن همچون یک سیستم های معیوب دچار با مشکل مواجه شده است. تکالیف علمی به سفارش گذاشته شده، تیم هایی به صورت حرفه ای از این راه پول در می آورند و می توان گفت نهاد تکلیف و کسب دانش رو به زوال است، شائبه هایی در خصوص به سر رسیدن عمر دانشگاه و عمر دانش هم مطرح می شود.

پول و منفعت طلبی در جامعه بر ارتقای دانش پیشی گرفته است. ارزش علم به ارزش پول تقلیل پیدا کرده و تفکر جایش را به کسب منزلت و جایگاه های برتر بروکراسی دانش و قدرت داده است. در چنین شرایطی، دادوستدگری که در بازار آموخته شده، قدرت بزرگی در فرهنگ روزمره کسب می کند و خواسته هایش را از طریق کنترل سیستم شهری و سامان دادن بر مطالبات عمومی حاصل میکند. اعتماد به حالت بازاری در جامعه بیشتر است و آن قدر که قدرتهای ریز و درشت تجاری و خدماتی در جامعه توانایی چانه زنی داشته اند، نیروهای فکری و صنعتی که هر روز از دانشگاه خارج می شوند، فرصت وجود و بقا پیدا نمی کنند.

در نتیجه، معنی کار هم در جامعه ما بیش از آن که به تفکر، تولید و توسعه ارجاع بیابد، به داد و ستد و سوداگری و بازاری بودن ارجاع دارد. کار به عنوان مفهوم نابی که از قدیم جوهر ایرانی‌ها به شمار می رود، در منطق مبادله و مالکیت شهری هضم و معنا گردیده، ذهنیت کنش اقتصادی ما را با ایدئولوژی سوداگری اشباع کرده است. در این حیث، جامعه دوباره به سمت ارزشهای مادی، ذخیره منابع و حتی نمایش غنا برگشته است و دانشگاه جایگاه علم و تفکر خود را حتی در درون ساختمان خود از دست داده است.

دانشجویان به صورت دوسویه ای جذب بازار پایان نامه فروشی می شوند و به صورت متقاضی و فروشنده این بازار را شکل می دهند. از سویی کنشگری کارش را از اجرای قراردادهای مثبت تحقیقاتی و صنعتگری پس از ان به فروختن متونی به عنوان پایان نامه و مقاله تغییر داده است، از سوی دیگر تعداد آدم هایی که ادعای منزلت علمی و شخصیت دانشگاهی دارند با خریدن این تکالیف زیاد می شود و عموم مردم مشتری خریدن مقام و منزلت دانشگاهی می شوند. دانشگاه رفتن و دانش آموختن که می توانست سطح اندیشه عموم متقاضیان را بالا ببرد، فقط منزلت و قدرت آن ها را بالا می برد و در روند تحولات دانش کشور به صاحبان نظم جدید سازمان اجتماعی تبدیل می کند. با خرید تکلیف، دانشگاه هم به فراغت و خریدهای بازاری شباهت می یابد.

فعالیت های علمی بر اساس یک سری از متون تولیدی که دارای روایی علمی و گاه از اعتبار باشد یا نباشند، تأثیرگذاری اساتید و کنشگران علمی را از نقطه نظر سواد علمی در جامعه نمایان می کنند. در جریان بازار پایان نامه نویسی، مقالات زیادی به عنوان دست آورد پایان نامه ها منتشر می شود، اما این که چه حقیقتی به دست آمده است، مشخص نیست و طبیعتا سوداگران به دنبال کشف حقیقت نرفته اند و واژه ها را همچون نخود و کشمش به متقاضیان فروخته اند، اما حقیقت که نخود و کشمش نیست. مردم نیز جایگاه علم و معنویت را با خریدن به دست می آورند و به عنوان کارشناس و اهل فضل در خیابان ها رفت و آمد می کنند، اما معنویت که ژست نیست!

در این ماجرا، بخشی که به مبادله و کسب درآمد می پردازند، گزاره هایی به دانشجویان می فروشند که آن ها را ترقی می دهد ولی نه خود مسئول این گزاره ها هستند و نه دانشجویان. لذا به تدریج انبار پایان نامه ها و همایش ها تبدیل به سخنانی بی معنی و فاقد مالک معنوی می شود و مدرک و منزلت همچون مبلمان و موقعیت محلی خانه تبدیل به ارزشی اجتماعی می شود که در افزودن ارزش محله هیچ تفاوتی ندارد. زمین، مادیات و پول جامعه را پر می کند و این واقعیت که پول مسئول مستقیم منزلت اجتماعی و قراردادهای علمی شود، رونق می گیرد. لذا پول داران مثل همیشه صاحب منزلت می شوند و دانشگاه و دانش می بازد.

این رویه نه فساد دانشگاه و علم که ناشی از فساد تفکر در کشور می باشد. بر اثر رواج علائق سودآوری و مهارتهای داد و ستدگری، استدلالهای علمی و تلاشهای تولیدی امکان بروز و ظهور خود را از دست داده و از سوی رفتار سوداگرانه و شیوه مبادله که بر اساس الگوهای رفتار گروه های کوچک محلی شکل گرفته است، مورد هجمه واقع میگردد. علم و شیوه های آن، از گفتمان مسلط افول کرده و جایش را به سوداگری و مصرف گرایی که در بازارهای شهری به صورت قدرتمندانه ای خودنمایی می کند، می دهد. بازار پایان نامه ها، محل کشمکش و موفقیت سوداگری بر تفکر می باشد.

*این مقاله اخیرا در همایش فرهنگ دانشگاهی و و نهادینه شدن گفتمان علم ارائه شده است.

کد خبر 637952

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • هاشم IR ۰۶:۱۰ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۱
    0 0
    در جامعه ی در حال توسعه ی ما خرید پایان نامه طبیعی است. به آن عادت کنیم.