۰ نفر
۲۵ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۴:۰۰

علیرضا سلطانی*

فصل جدیدی از انعقاد قراردادهای بالادستی نفت و گاز در کشور آغاز شده است. این آغاز اگر چه با تاخیر صورت می گیرد اما با توجه به مجموعه ای از موانع و مشکلات سیاسی خارجی و داخلی از اهمیت زیادی برخودار است.

قراردادهای بالادستی نفت و گاز همواره در دنیا با توجه به ابعاد بزرگ طرح، حجم بالای گردش مالی، گستره بلند زمانی اجرای قرارداد و دخیل بودن عوامل مختلف صرفا یک قرارداد یا پدیده اقتصادی نیست بلکه فراتر از آن از ابعاد سیاسی و امنیتی برای طرفین و نه تنها برای طرفین بلکه برای بسیاری از واحدهای سیاسی و اقتصادی دیگر در جهان امروز برخوردار است.

این قراردادها به همان اندازه که در فرایند شکل گیری خود متاثر از متغیرهای سیاسی است ، به همان اندازه نیز از ابعاد و پیامدهای سیاسی نیز برخوردار است . به همان اندازه که کشور، دولت یا واحدی سیاسی از قبل قراردادهای بزرگ نفتی بهره مند می شوند به همان اندازه و چه بسا بیشتر کشور ، دولت یا واحد سیاسی دیگری از آن نگران یا زیان می بینند. اگرچه در سال های اخیر تحت تاثیر ایجاد تنوع در منابع نفتی و پیدایش نفت نامتعارف یا شیل و همچنین کاهش انحصار جغرافیایی نفت وگاز ، از ابعاد سیاسی قراردادهای بالادستی نفت کاسته اما این مهم برای کشورهای دارنده ذخایر نفت و گاز آنهم کشوری مانند ایران نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش هم یافته است.

این مساله هم روند انعقاد و اجرایی شدن قراردادهای نفتی را مشکل کرده است و هم می تواند دستاوردهای بزرگی را برای ایران به همراه داشته باشد. جدای از هزینه هایی که کشوری مانند ایران به دلیل تاخیر در انعقاد و اجرای قراردادهای نفت و گاز تحت تاثیر متغیرهای سیاسی متحمل می شود، تحمیل هزینه هایی مانند گران تر شدن قراردادها و اعطای برخی امتیازات متاثر از فعال بودن عوامل سیاسی به طرف مقابل نیز در این زمینه قابل توجه است. هرچدر غیر این صورت با در نظر گرفتن دستاوردهای اقتصادی و به دنبال آن سیاسی و امنیتی ، هزینه های تحمیلی خنثی شده و چه بسا جبران گردد.

دستاوردها و مزایای سیاسی و امنیتی قراردادهای نفت و گاز از دستاوردهای اقتصادی و نفت و گاز نشات می گیرد. با انعقاد قراردادهای نفتی ، عملا طلسم تحریم های اقتصادی شکسته می شود و زمینه برای گشایشی همکاری های بانکی و مالی با بانک ها و موسسات بزرگ مالی بین المللی فراهم می شود . ضمن اینکه اعتماد از دست رفته شرکت ها و بنگاه های اقتصادی و مالی بین المللی در نتیجه اعمال تحریم های اقتصادی اخیر باز می گردد و از این طریق جایگاه و قدرت مانور اقتصادی ایران در عرصه بین المللی افزایش پیدا می کند که از اهمیت سیاسی بالایی برخوردار است.

از سوی دیگر صنایع نفت و گاز مزیت اصلی اقتصاد ایران است که در سال های اخیر در پرتو تحریم ها و همچنین سومدیریت دچار رکود و وقفه شده است. این صنعت برای ایفای نقش پیشرانه واقعی خود در اقتصاد کشور نیازمند سرمایه گذاری و جذب فن آوری ها و نظام های مدیریتی جدید است که در صورت تحقق زمینه افزایش توان رقابتی ایران در عرصه بین المللی انرژی ، افزایش اقتدار ایران در بازارهای جهانی نفت و گاز و همچنین مجامع بین المللی انرژی از جمله اوپک می گردد. حضور مقتدرانه در بازارهای جهانی نفت و مجامع بین المللی انرژی به طور طبیعی دستاوردهای بزرگ سیاسی برای کشور به همراه دارد.

مهمتر از این باید به افزایش ضریب امنیت ملی، کاهش قدرت مانور قدرت های بین المللی ،افزایش هزینه های هر گونه اقدام و بسته شدن دست آنها برعلیه ایران ، کاهش قدرت مانور کشورهای منطقه در برابر ایران را نیز اضافه کرد. به طور طبیعی با حضور شرکت های بزرگ نفت و گاز در ایران ، قدرت های خارجی به آسانی نمی توانند سیاست های اعمال فشار بر علیه ایران از جمله تحریم های احتمالی رابه اجرا گذارند. به همین دلیل است که قدرت های بزرگ و منطقه از هیچ گونه تلاشی برای به نتیجه نرسیدن این قراردادها دریغ نمی کنند و متاسفانه برخی جریان ها و فعالان سیاسی داخلی آگاهانه یا ناآگاهانه به این تلاشها همکاری می کنند.

با این تفاسیر نباید حضور دوباره شرکت های بزرگ نفتی مانند توتال فرانسه، شل انگلیسی - هلند و اینپکس ژاپن در ایران را کم اهمیت تلقی کرد. این حضور علاوه بر اینکه خود ثمره یک حرکت و دیپلماسی سیاسی و به عبارتی یک پیروزی سیاسی برای ایران ا ست و نشان از اقتدار سیاسی و اقتصادی ایران در برابر قدرتهای بزرگ جهانی و قدرت های منطقه ای دارد ، سرآغاز شکل گیری و تحقق دستاوردهای سیاسی و امنیتی قابل توجه برای کشور است . مهم بهره گیری هوشمندانه ، هدفمند و برنامه ریزی شده از روند ایجاد شده و تلاش برای پایداری این روند است که در پرتو تعقل و حاصل می شود.

*عضو هیات علمی دانشگاه و کارشناس اقتصاد انرژی

52311

کد خبر 676681

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =