۰ نفر
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۶

مراسم بزرگداشت احمدرضا احمدی برگزار شد

 مراسم رونمایی کتاب «همه شعرهای من» سروده احمدرضا احمدی در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. در این مراسم آیدین آغداشلو، محمدهاشم اکبریانی، شهرام اقبال‌زاده، ع پاشایی، احمد پوری، شمس لنگرودی، مسعود کیمایی و احمدرضا احمدی سخن گفتند. سولماز نراقی نیز اجرای این مراسم را برعهده داشت که در فواصل برنامه به شعرخوانی پرداخت.

بخش نخست این مراسم که به معرفی و بررسی شعر احمدرضا احمدی اختصاص داشت و مسعود کیمیایی آخرین سخنرانش بود به قول احمدرضا احمدی و مسعود کیمیایی بیشتر جدی بود به طوری که کیمیایی حرف‌های سخنرانان این مراسم را بوتیکی عنوان کرد.

احمدرضا احمدی با بیان این مطلب که هرگز در زندگیش با چنین جمعیتی برای شعر خودش روبه‌رو نشده گفت: انتخاب و معرفی‌ام به عنوان یکی از نامزدان جایزه آندرسن باعث شد که حقی به گردن من گذاشته شود و من نیز نامزدی این جایزه را برای اینکه افتخاری برای ایران به ارمغان بیاورم، قبول کردم آن هم  بدون هیچ ریاکاری و سخنی.

او گرفتن این جایزه را همپایه نامزدیش با دختر «اوناسیس» غیر قابل باور عنوان کرد. چرا که قریب به 30 کشور نامزدهای خود را برای این جایزه معرفی کرده‌اند و پس از ترجمه که بی‌شک کتاب‌ها بخشی از ارزش‌های خود را از دست می‌دهند تازه زمان بررسی آغاز خواهد شد.

احمدی در ادامه گفت: بهتر است این جایزه را به من ندهند تا کار خودم را بکنم. می‌ترسم من هم مثل کیارستمی شوم که اگر 24 ساعت جایزه نگیرد در سی.سی.یو بستری شود.

این بخش صحبت‌های احمدی با خنده حاضران همراه شد و احمدی در ادامه گفت: «بهمن فرمان‌آرا» با اشاره سر به من می‌گوید، نگو اما «آنکه دست از جان بشورد هر چه در دل دارد بگوید» همه ما لب گوریم و از چه چیزی نباید بترسیم که سکوت کنیم. تا سال دیگر هم اصلا معلوم نیست که من زنده باشم که این جایزه را به من بدهند یانه.

احمدی از ناآگاهیش درباره نقد ادبی و مباحثی از این دست به عنوان شانس زندگیش یاد کرد و گفت: شعر من درد من است، زندگی من است و به مرور با گذر عمرم پخته‌تر شده است. من معتقدم شاعر متکی به حافظه و خاطره‌هایش است.

او در ادامه با اشاره به نوع زیست خودش مسعود کیمیایی و آیدین آغداشلو که هر 3 از خانواده متوسطی بودند، گفت: شانس بزرگ ما این بود که در دورانی که تاریخ ایران پس از مشروطه رشدش سرعت گرفته بود، متولد شدیم. مثلا من و کیمیایی بارها نواب صفوی را دیده بودیم و یا 10 سالگی من همزمان با ملی شدن صنعت نفت بود و 13 سالگی‌ام مصادف با 28 مرداد. هر شب هر روزنامه‌ایی را که ورق می‌زدی درباره این جریان‌ها در آن نوشته شده بود. بی‌شک تصویر جنازه‌هایی که در این روزنامه‌ها آویزان بودند در شعر من بی‌تاثیر نبودند.

او گفت: «من از اول نمی‌خواستم که شعر شعارگونه و سیاسی بگویم اما همیشه با دردسر روبه‌رو می‌شدم؛ یک روز مرا مسخره می‌کردند که شعر من شعر کاهلان است و روز دیگر ساواک من را دستگیر می‌کرد.

احمدی در ادامه از تجربیات شاعریش گفت که یک شب کتاب «مانلی»، نیما را از کتاب‌فروشی «صفی علی شاه» می‌خرد اما پس از خواندن 10 صفحه به این نتیجه می‌رسد که هرگز نمی‌خواهد با چنین زبانی شعر بگوید.

او در ادامه با انتقاد از سخن برخی که می‌گویند «چرا دارند احمدی را بی‌دلیل بزرگ می‌کنند»، گفت: من قریب به 400 هزار صفحه نوشته‌ام و مجموع کارهای نصرت رحمانی و برخی شاعران دیگر 100 صفحه نمی‌شود.

او از نظم خود و پرهیزش از نوشیدنی‌های الکلی و اعتیاد به مواد مخدر به عنوان زرنگی‌هایش در زندگی یاد کرد که هرگز موجب نشده‌اند خللی در مسیری که برای شاعری انتخاب کرده است، به وجود آورند.

به گفته احمدی او برای اینکه امروز در شرایطی قرار گیرد که مجموعه شعرهایش منتشر شوند، خیلی زحمت کشیده است. کتاب «طرح» او با همکاری مسعود کیمیایی و با پیش‌فروشی که به ادارات کرده بودند در سال 1341 منتشر شد و پس از آن دومین کتابش «روزنامه شیشه‌ای» از سوی انجمن طرفه که با هزینه شخصی برخی شاعران بودجه آن تامین می‌شد منتشر شد.

احمدی برای سومین کتابش توانست ناشر پیدا کند و کتاب «سپیدی اسب را گریستم» در اوج جریان‌های چریکی منتشر شد و خیلی زود هم توسط دستگاه امنیت جمع‌آوری شد.

احمدی می‌گوید: شاید بسیار خنده‌دار باشد که این کتاب تنها به خاطر یک سطر که در آن نام عاطفه آمده بود، جمع شد؛ عاطفه نام همسر خسرو گل سرخی بود.

احمدی در اوج جریان انتشار کتاب‌های زیراکسی در سال 1359 کتاب «نثرهای یومیه» را منتشر کرد که این کتاب پس از 15 سال فروش رفت.

 به اعتقاد احمدی، هر وقت که جوان‌ها حوصله‌شان از سیاست سر می‌رود به شعر او، سهراب سپهری و بیژن جلالی پناه می‌برند؛ 3 تا آدم شل که هیچ تلاشی برای نجات بشریت ندارند.

وی با اشاره به سخن هوشنگ گلمکانی گفت: شاید تنها نکته زندگی من این باشد که هیچ وقت  شعر را مسخره نمی‌کنم. من هیچ وقت کتاب فلسفی نخواندم و وقتی بچه بودم فکر می‌کردم کتاب «سیر حکمت در اروپا» سفر علی‌اصغر حکمت در اروپاست. شعر من را زن‌ها ساختند و اولین زن زندگیم مادرم بود کسی که برایش شعرهای بسیاری گفته‌ام وحالا هم همسرم.

از دوستی با مسعود کیمیایی و آیدین آغداشلو نیز به عنوان دیگر شانس‌های زندگیش یاد کرد. او از فروغ هم به عنوان کسی که پاسپورت شاعریش را امضا کرد، یاد کرد.

او گفت: ازسال 1357 تا به امروز 14 مجموعه شعر و 30 کتاب برای کودکان منتشر کرده‌ام و در این 45 سال بسیار توهین شنیدم کتک خوردم تا امروزکه حقانیت شعرم ثابت شود.

احمدی ادامه داد: پس از مجموعه «هزار پله به دریا مانده است» فرشته الهام را رها کردم. این کتاب نامه‌هایی بود که زمانی که در پاریس بودم  برا ی زنی که معشوقم بود، می‌نوشتم و او عصرها نامه‌ها را به من پس می‌داد.

او در بخش پایانی صحبت‌اش یکی از شعرهایی را که برای یکی از زن‌های زندگیش سروده بود و بعد به مسعود کیمیایی تقدیم کرده بود، خواند و گفت: من برای گفتن این موضوع از زنم اجازه گرفته‌ام اداره سانسور من در خانه است.

 شاعر «چای روی میز در عصر جمعه سرد می‌شود» در ادامه با اشاره به وضیعت فعلی خود که با یک پنجم قلب و یک چشم زندگی می‌کند گفت: 2 بار مرگ با من قرار گذاشت که سر قرار نرفتم.

احمدی در ادامه از همسرش، کادر نشر چشمه که برای انتشار کتاب او زحمت کشیده بودند، تشکر کرد و آرزو کرد که: ای کاش در این مراسم که مهم‌ترین اتفاق زندگیش در سال‌های اخیر بوده است، مادرش، فروغ، سهراب سپهری، مهرداد صمدی و ابراهیم گلستان و پرویز دوایی هم بودند.

او در پایان صحبت‌هایش گفت: هر چند که من از شاعران گذشته تاثیری نپذیرفته‌ام ،اما آنها راه را برای ما هموار کردند. شاملو، سپهری راه خودشان را رفتند، بی‌شک نسل جوان هم راه خودشان را خواهند رفت. مثلا تاثیری که شاملو بر ما گذاشت این بود که مجله خوب در آوردن را به ماد یاد داد.

مسعودکیمیای هم گفت: امروزخیلی چیزها گفته شد اما هنوز درباره احمدرضا احمدی گفته نشده است.

او صحبت‌های دیگر سخنرانان را بوتیکی عنوان کرد و گفت: احمدرضا از همان اول آرتیست بود، دیوانه بود. پریشانی داشت که من دوست‌اش داشتم او غیرقابل محار بود. اگر به شعرش نگاه کنیم او در شعر حتی نگاهی به شاعران اطراف خود نداشت. تمام روز برای خودش می‌خواند و برای خودش جور دیگری می‌تاخت.

او در ادامه با انتقاد از صحبت‌هایی که احمدرضا را  شاعری  غیرسیاسی خطاب می‌کنند، گفت: او شاعری ایدئولوگی نیست اما شاعر سیاسی است مگر می‌شود آدم 40 سال یک‌جا زندگی کند و سیاسی نباشد.

کیمایی در ادامه روند معرفی و شناخته شدن احمدی را آرام عنوان کرد وگفت: احمدرضا فاعل شعرش را تبدیل به فاعل فوق فردی کرد. او در دوره‌ای شعرش را جدی گرفت و با بهرام اردبیلی، فیروز ناجی و چند تن دیگر جریان شعری راه انداخت که امروز تنها خودش ماند.

کیمیایی با اشاره به بازی احمدرضا در فیلم گفت: احمدرضا فیلم بازی کرد و خیلی هم موفق بود او هر کاری که می‌کند خوب است. او در خلوت‌اش می‌نشیند و شعر می‌نویسد. او گاهی خیلی بازیگوش یا تلخ می‌شود و همین جور سر می‌رود و در قالب نمی‌گنجد، او در تمام این سال‌ها خیلی جرئت داشته و اسب خودش را تازانده.

کیمیایی درتکمیل گفته‌هایش گفت: من هرگز احمدرضا را در شکل‌های صاحب دلیش ندیدم، اما او را فراتر ازجریان روشنفکری موجود یافتم.

آیدین آغداشلو گفت: احمدرضا شاعری بی‌حد و حصر است که به وظیفه خودش عمل می‌کند و این انجام وظیفه چندان با جریان روشنفکری ما سازگار نیست.

او در ادامه از توطئه سکوتی که در مقاطع مختلف با شاعران و افراد مختلف همراه بوده و کسانی که نابه‌جا تقدیر شده‌اند، گفت. آغداشلو، احمدرضا را روشنفکری طراز اول خواند که حداقل از دهه 40 در تمام جریان‌های فرهنگی ایران حضور مستمر داشته و هیچ لحظه‌ای حتی برای سفر به خارج از کشور مردم را ترک نکرده است. او احمدی را یکی از مستقل‌ترین روشنفکران ایرانی خواند که جهان را با تعریف و تعبیر خودش نگاه می‌کند. و گفت: احمدرضا خاطره‌های بسیار زیبای با طنز زنده‌اش و ذهن باز و کاونده‌اش برای ما بوجود آورده است که اگر درباره هر یک از این موارد بخواهم حرف بزنم از او اسطوره‌ای ساخته‌ام.

به گفته آغداشلو احمدرضا احمدی از آغاز شخصیتی ناسازگار داشته و با روحیه جوانی که داشته لحظه به لحظه راهش را گشوده و به پیش رفته و به دلیل اینکه هرگز اهل معامله نشد، مانند هر هنرمند پیشتاز و گستاخی پیشرفت کرد.

او با اشاره به هوشنگ ایرانی که در دوران خودش پس زده شد و به هردلیلی دیگر ادامه نداد، گفت: او فضایی را به وجود آورد که برای بالندگی شعر احمدرضا موثر بود. 

به گفته آغداشلو، احمدرضا به گونه‌ای منحصر به فرد به جهان نگاه می‌کند و تنها به نگاه کردن اکتفا نمی‌کند و زمزمه‌اش را هم برای ما به ارمغان می‌آورد.

آغداشلو از شعرهای احمدرضا احمدی و سعدی به عنوان کتاب‌های بالینی خود یاد کرد که هر جا که لازم باشد از آنها برای جواب گرفتن درباره پرسش‌هایش یاری می‌گیرد.

محمدهاشم اکبریانی هم با اشاره به جریان ایدئولوژیکی که در دهه‌های جامعه فرهنگی ایران با آن روبه‌رو بوده گفت: احمدرضا احمدی در تمام دوران شاعریش بی‌اعتنا به این جریان‌ها به راه خودش ادامه داده است و به همین دلیل است که با گذر زمان شعر او امروزه به عنوان یکی ازجریان‌های شعری پرمخاطب تبدیل شده است.

 

به گفته دبیر مجموعه «تاریخ شفاهی ادبیات»، احمدرضا احمدی در شعرش جهان را همان‌گونه که هست می‌بیند و شب، روز، تاریکی، روشنی صندلی و تمام اجزا شعر، برخلاف شعر شاعران ایدئولوژیک معنای خودشان را دارند.

شهرام اقبال‌زاده دبیر انجمن نویسندگان کودک و عضوکمیته جوایز کودک گفت: احمدرضا در شعرش منِ راوی دارد و راوی شعر او از مکانی بالاتر و یا در مقام معلم با کودک سخن نمی‌گوید، چیزی که بسیاری از نویسندگان و شاعران کودک نسبت به آن بی‌اعتنا هستند.

او احمدی را شاعری با تجربیاتی غنی خواند که این تجربیات را با زبان خودش و به صورت هنری بیان می‌کند.

ع. پاشایی هم در ادامه به خوانش یکی از شعرهای احمدرضا احمدی با عنوان «تو در باد آشفته» پرداخت و این شعر را یکی از مهم‌ترین شعرهای احمدرضا معرفی کرد که در آن بسیاری از موتیف موجود در شعر  احمدرضا تکرار می‌شود.

به گفته پاشایی، گویی بادها در شعرهای احمدرضا احمدی در کویر می‌وزند، از این رو همه اشیا در شعر او کنش دارند و رویاهایش به راحتی می‌توانند در شعرهایش حرکت کنند.

این منتقد شعر احمدرضا را  شاعری وهم‌آلود عنوان کرد که همه عناصرش در رویا در حال رفت‌و‌آمد هستند.

احمد پوری هم با اشاره به اوج گرفتن جریان آکمیسم در شعر قرن 20 روسیه توسط  شاعرانی چون آنا آخماتوا، ماندلشتام، پاسترناک گفت: آکمیست‌ها، از شاعرانی بودند که از سمبولسم در شعر روسیه به ستوه آمده بودند و می‌خواستند وقتی در شعری از گل سرخ حرف می‌زنند، منظورشان همان گل سرخ باشد. جریانی که در شعر احمدرضا احمدی هم شاهدش هستیم. اما تمام شاعران منسوب به این جریان جز آخماتوا خود را درگیر بازی‌های دیگر کردند و شعرشان شکل دیگری گرفت.

احمدرضا احمدی هم همچون آخماتوا توانست به جریان شعری که به آن معتقد بود و پایه‌های آن را گذاشت، راه شعری خود را به مرور در جریان زمان هموار کند. او با پایداری که از خود در شعرش نشان داده هرگز نمی‌تواند از شعرش جدا باشد.

پوری در ادامه 2 شعر از احمد‌رضا احمدی را برای حاضران خواند. شمس لنگرودی هم با اشاره به دهه 40 و 50 که شاعران و مخاطبان تنها در پی شعر مفهومی و ائدو لوژیک بودند، گفت: بی‌شک به همین دلیل است که شعر احمدی در آن دهه‌ها شناخته نشد و سال‌ها طول کشید که جریان شعری او معرفی شود.

او افزود: اما با این همه اولین کسی که شعر احمدرضا را در مطبوعات منتشر کرد، علی‌اصغر سیدجوادی بود که اتفاقا خودش تفکرات سیاسی داشت.

لنگرودی ادامه داد: اما به مرور و با تحولاتی که مدرنسیم به همراه داشت مخاطبان شعر هم دو دسته شدند و گروهی نیز به شعر احمدرضا احمدی اقبال نشان دادند. شعری که تبدیل به جریان شعری موج نو شد. و نامش را هم فریدون رهنما از ادبیات و هنر فرانسه برای آن انتخاب کرد.

حسن کیائیان مدیر نشر چشمه از احمدرضا احمدی به عنوان شاعری استوار یاد کرد که قریب به 50 سال با استواری تمام مسیر شعری خود را ادامه داده است. او در ادامه از مراحل انتشار کتاب «همه شعرهای من» گفت که پیش از این قرار بود توسط نشر افکار منتشر شود اما بعد به نشر چشمه واگذار شد. او در صحبت‌هایش از کادر فنی کتاب «همه شعرهای من» و گرافیک دید قدردانی کرد.

2 سالن بتهون و ناصری برای مراسم رونمایی کتاب «همه شعرهای من» در نظر گرفته شده بود، برخی از حاضران نیز از طریق تلویزیون نصب شده در طبقه اول خانه هنرمندان این مراسم را دنبال کردند.

کد مطلب 6920

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ایدین IR ۱۸:۱۵ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۲
    1 0
    ای کاش هنرمندان جوان از استاد می اموختند هنرمند بودن تنها دریافت جایزه از این جا و ان جای دنیا نیست با تشکر