اکرم خیرخواه*

در آستانه انتخابات مجلس دهم بود که بحث حضور حداکثری زنان در انتخابات نه صرفا به عنوان انتخاب کننده بلکه انتخاب شونده نیز مطرح شد و کمپین های مختلفی همچون کمپین تغییر چهره مردانه مجلس، کمپین حضور 50زن در مجلس، سهمیه ۳۰درصدی زنان از لیست امید مطرح شدند که با همراهی و همگرایی زنان فعال سیاسی اصلاح طلب، زنان عضو احزاب، فعالین مستقل زنان و... توانست موجی در بین مردم و بالاخص سیاسیون راه بیندازد  و به مطالبه ای عمومی تبدیل شود.

کارگاه ها، جلسات سخنرانی و هم اندیشی ها برگزار شد، مقالات و یادداشت ها نوشته شدند، رایزنی ها با مقامات تصمیم گیرنده انجام شد از جمله شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان که قرار بود لیست ارائه دهد. تلاش های همه زنان و مردان برابری خواه از طیف های مختلف فکری باعث شد که علیرغم رد صلاحیت های گسترده چهره های شناخته شده، برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی بالاترین رقم نمایندگان زن به مجلس شورای اسلامی راه یابند. در این نوشتار قصد واکاوی عملکرد زنان نماینده مجلس دهم را ندارم وگرنه نیک می بود که این واکاوی انجام می گرفت تا عملکرد نمانیدگانی که از قبل فعالیت کشوری زنان فعال و برابری خواه توانسته بودند به صورت سهمیه ای در لیست قرار بگیرند و راهی مجلس شوند، بررسی شود.

دو سال پس از انتخابات مجلس با انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهر مواجه بودیم. موج مطالبه حضور زنان همچنان در اذهان باقی بود فلذا در انتخابات شورای شهر شاید کار کمی راحت تر بود. اما ریاست جمهوری فرق داشت. جریان مطالبات زنان از ریاست جمهوری به انتخابات 88 بر می گردد که سازمان یافته تر از سالهای قبل مطرح شد. پس از آن در انتخابات 92 نیز پیگیری شد و نیز در انتخابات 96 با رویکردی متفاوت. متفاوت و با صدایی رساتر زیرا در 4سال ریاست جمهوری آقای روحانی زنان عضو هیات دولت عملکرد مثبتی در حوزه فعالیت خود داشتند و بعضا  به چهره های رسانه ای نیز تبدیل شدند.

از سویی دیگر اگر پیش از این عدم تجربه مدیریتی زنان مطرح می شد در این دوران در حداقلی ترین حالت زنان معاونت وزارتخانه ها و یا پست های مدیریت میانی استانی را آزموده بودند و توجیهی برای عدم ارتقای سازمانی آنها وجود نداشت و ندارد. همچنین وعده های آقای روحانی که باعث شده بنابر بر تحقیقات و پیمایش ها 51درصد از زنان رای دهنده به آقای روحانی و در واقع به برنامه ها و وعده های او رای دهند. البته آقای روحانی در فضای انتخاباتی سال 92 نیز صحبت هایی در مورد زنان داشتند و حتی صحبت از وزارتخانه زنان نیز به میان آمده بود و اگرچه همراه نبودن مجلس در دو سال اول ریاست جمهوری ایشان، فشار اقتصادی بر دولت، لزوم تنش زدایی در روابط خارجی همگی دست به دست هم داده بودند تا زنان نیز به نوعی از عملی نشدن وعده های رئیس جمهور به صورت مقطعی چشم پوشی کنند اما در انتخابات 96 برخی از این موانع از پیش پای دولت برداشته شده است و انتظار می رود از فرصت همراهی 24میلیونی مردم به نفع مردم و مطالبات شان استفاده کنند.

متاسفانه در دوران اصلاحات آقای خاتمی نیز از این فرصت گرانبها استفاده نکردند و سالها بعد که دیگر رای 77درصدی برای هیچ رئیس جمهوری تکرار نشد تبدیل به حسرت شود. با وجود عدم تحقق شعارها و وعده های آقای روحانی و دولت تدبیر و امید در رابطه با زنان در دوره نخست ریاست جمهوری وی، با اینحال زنان در دوره بعد او و گفتمانی که مدافعش بود را تنها نگذاشتند. همانطور که در طی تاریخ معاصر نیز زنان اینگونه بوده اند. در جریان وقایع 30 تیر 1331 زنان مصدق را تنها نگذاشتند اگر چه قبل از آن به درخواست های مکرر زنان برای مواردی همچون اصلاح قانون که زنان را در رده مهجورین قرار داده و از حق رای محروم کرده بود وقعی ننهاده بود. یا در جریانات پس از انقلاب اسلامی و اجباری شدن حجاب، با وجود مخالفت ها و راهپیمایی ها اما نیک می دانیم حرکتی ملی که منجر به لغو قانون فوق گردد انجام نشد که به دلیل وضعت خاص کشور و پس از آن جنگ تحمیلی بود. زنان در برهه های مختلف تاریخی به درست یا غلط از طلب خواسته های خود که وعده های انتخاباتی مسئولین نیز بوده به دلایلی کوتاه آمده اند اما آیا این اهم و مهم کردن عملیاتی شدن مطالبات می بایست به دستاویزی برای برآورده نشدن همیشگی آنها تبدیل شود؟

مطالبه وزارت برای زنان، انتصاب در پست های مدیریتی کلان و میانی در سطح کشور و همه استان ها ( نه صرفا استان سیستان و بلوچستان) امروز مطالبه اکثریت زنان است بنا بر دلایل زیر:

* لزوم حضور زنان در بالاترین عرصه تصمیم گیری، اجرایی و سیاسی کشور(قوه مجریه) که از شاخص های مهم توسعه سیاسی است و اینک زنان 4دهه بعد از انقلاب اسلامی توانمندی لازم برای جلوس بر کرسی وزاتخانه ها را دارند.
* لزوم عملیاتی کردن برنامه ششم توسعه که به صراحت بر وجود عدالت تاکید کرده است.
* لزوم مهیا کردن فرصت های برابر بر اساس شایسته سالاری و نه بر اساس جنسیت صرفا مردان( اگر تا کنون فرصت برابر برای مردان و زنان در طی درجات ترقی سازمانی وجود نداشته است نه از کوتاهی زنان، بلکه ناشی از عملکرد جنسیت محور مسئولین بوده است)
* لزوم حضور زنان در سیاستگذاری های کلان کشوری که منجر به پیاده شدن نگاه برابر محور و شایسته محور در سیاستگذاری ها خواهد شد.

از آقای روحانی انتظار می رود در صورت صحت فشارهای مختلف در رابطه با وزیران و کابینه، در احترام به رای ۵۱درصدی زنان، وزیران زنِ مدنظرشان را قربانی این فشارها نکنند که متاسفانه به دلیل رواج بده بستان های سیاسی مختلف، زنان اولین، راحت ترین و کم هزینه ترین قربانیان  و بازندگان رقابت های سیاسی محسوب می شوند.

*فعال حوزه زنان

29219

کد خبر 692849

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 3 =