روزنامه اعتماد، شعر سروده شده توسط مرحوم «غلامرضا روحانی» (ملقب به اجنه، اجنه‌زاده و مجنه) را که 50سال پیش به مناسبت شب یلدا در مجله طنز"توفیق" منتشر شده چاپ کرده است.

این شعر را می‌خوانید:

باز ماه دي و سرماي زمستان آمد
شب يلدا شد و پاييز به پايان آمد

ميوه از بهر شب چله فراوان آمد
مفلس از داغ فسنجان به لبش جان آمد

بزم سور است مهيا و بخاري علم است
اغنيا را ز شب تار فقيران چه غم است

پرتقال آمد و موز آمد و ازگيل و انار
سيب و نارنگي و ليمو و گلابي و خيار

هندوانه به ميان آمد و آجيل آچار
خوش بساطي‌است ولي حيف كه در اين شب تار

بينوا در هوس شلغم و ‌آش كلم است
اغنيا را ز شب تار فقيران چه غم است

مفلسا، سور اگر گشته مهيا به تو چه؟
شادي و عيش و خوشي در شب يلدا به تو چه؟

مرغ بريان و فسنجان و مُسمّا به تو چه؟
آخرت از تو بُود! عشرت دنيا به تو چه؟

مطبخ خلد برين بهر تو پُر دود و دم است
اغنيا را ز شب تار فقيران چه غم است

سير را از شكم گشنه نباشد خبري
نرسد هيچ ز سرما به وجودش خطري

اي ‌كه از راه خطا در پي سيمي و زري
نام نيك ار نخري، فاش بگو پس چه خري؟

نسبت خر ندهم بر تو كه بر خر ستم است!
اغنيا را ز شب تار فقيران چه غم است

خر شريف است و خران فايده بخشند بسي
كس نديده كه كند هيچ خري بد به كسي

هرچه عرعر كند او را نبود دادرسي
نه هوايي به سرش هست و نه در دل هوسي

نه نگاهش به سوي سفره هر محتشم است
اغنيا را ز شب تار فقيران چه غم است

45302

کد خبر 739102

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =