بعد از انقلاب صنعتی و شکلگیری خانوادههای هستهای و از هم پاشیدن خانوادههای گسترده، نظامهای ارزشی و هنجاری کمرنگتر شد و تقریباً گذران اوقات فراغت فرزندان خانواده و پدر و مادر به صورت مجزا در خارج از خانه قوت گرفت و روابط نامشروع در جوامع گسترش یافت.
در کنفرانس 1978 مصر این مسائل بررسی و پرسش وضعیت خانوادهها و اینکه مفهوم خانواده به کجا میرود، مطرح شد. مسئله این بود که در این شرایط سرنوشت خانواده چه خواهد شد؟ برخی جامعهشناسان با توجه به بیبند و باریها و وجود روابط نامشروع در جامعه این خطر را اعلام کردند در آیندهای نزدیک دیگر جوانان تن به ازدواج نخواهند داد و ازدواجها به زودی از هم میپاشد و حتی گروهی خطر از بین رفتن کانون خانواده را نیز عنوان کردند.
در این شرایط بود که تصمیمگرفته شد حفظ کانون خانواده در جوامع ترویج و آموزش داده شود؛ یکی از راههای آموزش فیلمهای سینمایی بود که در این شرایط ساخته شده که از جمله آنها میتوان به «تنها در خانه» اشاره کرد. خلاصه کلیه این فیلمها به این ترتیب بود که اگر زن و شوهر در جریان داستان با مشکل نیز مواجه میشدند، اما در پایان باز هم در کنار یکدیگر قرار میگرفتند. همه اینها در جهت مستحکمتر کردن بنیان خانواده بود.
در شرایط کنونی در جامعه ما آمار طلاق بالاست و الان زمانی است که باید بیش از هر مقطعی به کانون خانواده توجه شود و فیلمها نیز میتوانند کاربردی جدی در این زمینه داشت باشند، فیلم «چهل سالگی» نیز در این مسیر گام برداشته است تا اهمیت خانواده را به نمایش بگذارد. برخی تحقیقات تلخ موجود، واقعیتهایی است که در جامعه وجود دارد و باید در فیلمهای سینمایی به آن توجه شود.
انکار واقعیت به این ترتیب که به دلیل ممیزیها اجازه داده نشود برخی مسائل در فیلمها و سریالها مطرح شود، کاری غیر از کتمان واقعیت موجود در جامعه ما نیست. خوشبختانه کارگردانان و فیلمسازان ما افرادی ایرانی هستند که به میهن خود اعتقاد دارند و معمولاً در کارهایشان از حدود تعیین شده خارج نمیشوند. حتی در دوران قبل از انقلاب نیز کارگردانان به ارزشها و فرهنگی که در جامعه وجود داشت احترام میگذاشتند؛ در این میان میتوان با سبک و سیاق هنرمندانه و در حد طرح مسائل واقعی و ارائه راهکار برای آن از سینما و فیلمها استفاده کرد.
دکترای جامعهشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه




نظر شما