نه میپذیرم و نه به صلاح است که یک بار دیگر در مدیریت ورزش فعالیت کنم؛ چرا که شرایط به کلی عوض شده و دوره مدیریت ما گذشته است.
اهم اظهارات این نماینده فعلی مجلس و رییس اسبق سازمان تربیت بدنی در گفت و گو با روزنامه جام جم بدین قرار است :
• در دوره ما مدیران با عشق و علاقه و مجانی کار میکردند و خبری از پول نبود، در حالی که الان اینگونه نیست. در نتیجه با شیوه سابق نمیتوان مدیریت کرد. با این حال همیشه دلم برای ورزش ایران میتپد و دلم میخواهد ورزش در همه ابعاد خود و در زمینههای مختلف به اوج برسد.
• از یک طرف شاهد هستیم که بودجه ورزش افزایش چشمگیری یافته و از طرف دیگر شاهد رد و بدل شدن مبالغ سنگین در ورزش هستیم. طبیعی است در صورت خصوصی شدن باشگاهها نه تنها بار این هزینه بالا از دوش بیتالمال برداشته میشود، بلکه هزینهها نیز شکل واقعی و منطقی خود را پیدا میکنند.
• نکته دیگری که میخواهم در این زمینه اضافه کنم اینکه آیا با وجود درآمدهای بالا، عرق ملی ورزشکاران ما هم بالا رفته و همچون گذشته با همه وجود برای تیمهای ملی بازی میکنند؟ جواب این پرسش منفی است. در نتیجه خصوصیسازی هم یگانه راه رشد و اعتلای واقعی ورزش ایران نیست و نباید از کنار مسائل فرهنگی و مقوله فرهنگسازی گذشت.
• به صلاح نیست همه مسائل را بیان کنم، اما در کل این را بگویم که مقوله فرهنگ در ورزش فراموش شده و مادیات جای خیلی از مسائل فرهنگی و ارزشی ما را گرفته است.
• یک مشکل اساسی که در کشور ما وجود دارد این است که هر کسی مسوولیتی را عهدهدار میشود، فکر میکند تمام علوم و فنون اول و آخر آن بخش را یکباره در مغزش تزریق کردهاند. در حالی که اصولا ورزش یک کار جمعی است و باید خرد جمعی را پذیرفت.
• متاسفانه وقتی برای کسی سمتی پیدا نمیکنند او را به مدیریت ورزش میفرستند، در حقیقت انتخاب رئیس سازمان ورزش، آخرین انتخاب رئیسجمهور در کابینهاش محسوب میشود که فکر میکنم این رویه باید اصلاح شود.
• رئیس قبلی سازمان تربیت بدنی خود به صراحت گفته بود دوست داشتم وزیر فلان جا شوم و به اجبار ریاست سازمان تربیت بدنی را پذیرفتم. وقتی رئیس سازمان تربیت بدنی سیاسی انتخاب میشود وضعیت کنونی نیز طبیعی است.
• در حالی که من وقتی وزیر نیرو بودم و بالاترین رای اعتماد را از مجلس داشتم، گفتم حاضرم استعفا بدهم و بروم سازمان تربیت بدنی، چون علاوه بر اینکه خودم کشتیگیر بودم به کار ورزش نیز علاقهمند بودم.
• در زمان من پرسپولیس میخواست برای برگزاری بازی با تیم نیسان به ژاپن برود و یک ریال هم برای این کار پول نداشتیم. با توافقی که با علی پروین کردیم قرار بر این شد که این پول از سوی سازمان پرداخت شود، مشروط به آنکه بازی را ببرند، چه در غیر این صورت این پول به عنوان قرض تلقی میشد و در قبال چکی که از علی پروین گرفته شد باید به سازمان عودت داده میشد. جالب آنکه ما هیچ پیشبینیای راجع به نتیجه مساوی نداشتیم و اتفاقا بازی نیز مساوی شد. نکته جالبش این است که بعد از کنار رفتن من از سازمان، چک تضمینی علی پروین را به اجرا گذاشتند و مشکلاتی از این حیث برای او پیش آمد.
• در فضای اوایل انقلاب برخی برگزاری مسابقه را حرام میدانستند، در چنین فضایی به یاد دارم وقتی که استاندار بودم کسی به من زنگ زد و پرسید ما میخواهیم والیبال بازی کنیم، این کار ما حرام نیست؟ یا زمانی که رئیس سازمان تربیت بدنی بودم، استاندار وقت تهران این طرح را به رئیسجمهور ارائه و پیشنهاد کرده بود که تیمهای استقلال و پرسپولیس منحل شده و به جای آنها تیمهای حزباللهی تشکیل شوند یا اینکه دیدارهای استقلال و پرسپولیس در زمان و مکان نامشخص برگزار شود.
• میخواهم بگویم اینها زاییده فضا و تفکری بود که ورزش را حرام میدانست و در خوشبینانهترین حالت نیز ورزش را لهو و لعب میپنداشت. یادم است وقتی که استاندار وقت تهران نهضت خیرین مدرسهساز را راهاندازی کرد، من هم به او پیشنهاد کردم این مساله را به ورزش تعمیم دهد، در جواب به من گفت شما دیگر چرا این حرف را میزنید، مدرسه و آموزش یک امر مقدسی است، در حالی که ورزش لهو و لعب است،







نظر شما