عطا نویدی: در میان انبوه ترانههایی که در ایران ساخته شدهاند، دستهای هستند که از مرز زمان گذشتهاند و همچنان در حافظه جمعی جای دارند؛ ترانههایی که ایران را نه به مثابه یک مرز جغرافیایی، بلکه بهمثابه یک زیستعاطفه و هویت مشترک روایت میکنند. «ای ایران»، «خوشهچین»، «خانه وطن»، «ایران ایران»، «میهن ای میهن»، «ایران ای سرای امید» و «سپیده» تنها بخشی از این گنجینهاند؛ آثاری که هرچند در دورههای متفاوتی پدید آمدهاند، در یک نقطه اشتراک دارند: آنها وطن را با زبانی فراتر از شعار روایت میکنند.
شاید نخستین تصنیف مشهوری در ذهن هر مخاطب موسیقی درباره ایران تبلور بیشتر دارد «از خون جوانان وطن» باشد. تصنیفی که توسط تصنیفساز شهیر موسیقی ایران، عارف قزوینی در رثای وطن و در آغاز انقلاب مشروطه ایران به یاد اولین قربانیان آزادی سروده و ساخته بود.
این تصنیف بارها و بارها توسط عارف قزوینی و دیگر خوانندگان اجرا شد که از اجرای عارف قزوینی هیچ نسخه صوتی نمانده است. اما یکی از نخستین اجراهای رسمی و با کیفیت آن در سال 1351 توسط محمدرضا شجریان به همراه گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی بود. شجریان بار دوم، این تصنیف را تیرماه ۱۳۵۸ با گروه فرامرز پایور و با بازآفرینی او خواند.
«ای ایران» کهنالگوی آثار میهنی
بیگمان کهنالگوی آثار میهنی سرود «ای ایران» است. ساختهشده در ۱۳۲۳ و در اوج اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، از همان ابتدا با ساختاری ساده و ملودیای پرشور، فراتر از یک سرود ساده بود. آنچه «ای ایران» را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند، زبان غیرایدئولوژیک آن است؛ اثری که با تکیه بر زیبایی سرزمین، دلیری مردمان و مفاهیمی چون «ای دشمن! گرتو سنگ خارهای من آهنم» توانست به نمادی ملی بدل شود که هم در دوران پیش از انقلاب و هم پس از آن مورد اقبال باشد.
درباره پیشینه و دلایل ساخت این سرود، روایتهای مختلفی وجود دارد. روحالله خالقی در کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» چنین نوشته است: «آهنگساز و گوینده اشعار، آن را تحت تأثیر اوضاع زمان ساخته بودند... در آن وقت کشور ایران را قوای انگلیس و روس و آمریکا اشغال کرده بودند و جنگ بینالملل دوم هنوز دوام داشت. تظاهرات ملی نمیشد زیرا وضع آماده نبود، ولی آهنگ و شعر این سرود احساسات ملی را سخت برانگیخت و مخصوصاً در مقابل خارجیان که در آن مجلس هم بودند از طرف ایرانیان تظاهرات بیشتری شد و اولین ضربهای بود که بهطور غیرمستقیم بر پیکر ارتش خارجی که ناخوانده مهمان ما بودند زده شد.»
آهنگ ای ایران را از اینجا بشنوید.
از حسین گلگلاب شاعر این اثر میهنی در این باره نیز چنین نقل شده: «در سال ۱۹۴۴، در شرایطی که چکمههای نیروهای اشغالگر هر وطنپرستی را میلرزاند، ایده این شعر به ذهنم رسید. سپس پروفسور خالقی موسیقی آن را نوشت و در برابر همه مقاومتهای سیاسی، این ترانه راه خود را به دل و روح مردم پیدا کرد.»
نخستین اجرای سرود،۲۷ مهر ۱۳۲۳در تالار دبستان نظامی دانشکده افسری با صدای غلامحسین بنان و به سرپرستی روحالله خالقی برگزار شد. دو شب متوالی.«ای ایران» هنگام اجرا آنقدر بر جان و دل شنوندگان نشست که درخواست تکرار آن را کردند و این آهنگ در آن شب باز هم خوانده شد. استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا دعوت کند تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر، مربوط به سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در برنامه گلهاست که غلامحسین بنان این سرود را خواند. در سال ۱۳۵۰ نیز اپرای رادیویی این سرود با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی اسفندیار قرهباغی انجام گرفت. دو اجرای دیگر از این اثر نیز یکی با صدای حسین سرشار و دیگری با صدای رشید وطندوست موجود است.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، چند نفر به جرم همکاری در تهیه این سرود زندانی شدند و خواندن آن جرم به حساب آمد، اما پس از مدتی از آن برای تهییج سربازان در جنگ ایران و عراق استفاده شد و خواندن آن آزاد شد.
از اواسط دهه 70 و با شکل گیری ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی، سرود «ای ایران» قطعه ثابت تمام کنسرتهای این ارکستر شد. در تمام کنسرتها مردم به احترام این سرود ملی میایستادند و با هدایت فخرالدینی با این سرود همخوانی میکردند. بعد از آن تا کنون نیز این سرود ملی در اکثر کنسرتهای ارکسترال موسیقی ایرانی به عنوان حسن ختام اجرا میشود.
از خوشهچین تا میهن ای میهن
«خوشه چین» یکی دیگر از آثار میهنی دیگری است که در دوران طلایی موسیقی ملی در دهه ۱۳۳۰ ساخته شد: «خوشهچین» با شعر کریم فکور، آهنگسازی روحالله خالقی و صدای غلامحسین بنان است که مطلع این تصنیف چنین است: «من که فرزند این سرزمینم / در پی توشهای خوشهچینم». فضای این اثر شاد، پرجنبوجوش و همراه با جشن و سرور است. شعر از مراسم جشن انگور و شادمانی روستاییان الهام گرفته و به نوعی نماد تلاش، امید و شادیِ همراه با کار و زندگی است. بعدها سالار عقیلی و ایرج بسطامی هم این تصنیف را خواندند.
در دهه ۱۳۶۰ و در میانه جنگ ایران و عراق یک آهنگ ملی و میهنی دیگر پدید آمد: «میهن ای میهن» شعر ابوالقاسم لاهوتی و آهنگسازی جلیل عندلیبی و صدای محمدرضا شجریان. مطلع آن «تنیده یاد تو در تار و پودم» است. این تصنیف در فضای پرالتهاب سالهای جنگ، با زبانی عرفانی و در عین حال حماسی، عشق به وطن را درونیترین لایههای وجود آدمی جستجو میکند. شعر لاهوتی با استعاره «تار و پود» پیوندی ناگسستنی را میان انسان و سرزمینش ترسیم مینماید و آهنگ عندلیبی نیز با بهرهگیری از ظرفیتهای موسیقی دستگاهی، فضایی از غم و امید را توأمان به شنونده منتقل میکند. این تصنیف در آغاز انقلاب با محدودیتهایی مواجه شد. عبارت «میهن ای میهن» سانسور شد و تصنیف بدون این عبارت بارها از رادیو و تلویزیون پخش شد. اما بعدها با ظهور شبکههای اجتماعی این تصنیف بهصورت کامل به گوش علاقمندان رسید.
پشنگ کامکار، درویش رضا منظمی، زیدالله طلوعی، محمدرضا شجریان، علی اکبرشکارچی
محمدرضا شجریان در آغاز کارش چندین تصنیف ملی-میهنی خواند که بسیاریشان در حافظه جمعی ایرانیان حک شده است، تصانیفی که اغلب آنها محصول کانون چاووش محسوب میشود. «میهن» (با مطلع «ایران خورشیدی تابان دارد») از جمله آهنگهای آلبوم چاووش ۷ است. آهنگ از حسین علیزاده و اجرا از محمدرضا شجریان. نام شاعر در آلبوم «الف. سپهر» ذکر شده، اما هوشنگ ابتهاج در خاطرات خود گفته بود متن این تصنیف را احسان طبری ساخته بود؛ اما چون آن را نپسندیده بود، همه آن را تغییر داده و تنها خط آخر را از کلام نخستین طبری نگاه داشته بود.
ایران ای سرای امید
«سپیده» یا همان «ایران، ای سرای امید»، احتمالاً معروفترین و آشناترین تصنیف ملی-میهنی ماست: «ایران ای سرای امید، بر بامت سپیده دمید / بنگر کزین ره پرخون، خورشیدی خجسته رسید». این تصنیف که محصول سهگانه هوشنگ ابتهاج (شعر)، محمدرضا لطفی (آهنگ) و محمدرضا شجریان (صدا) است، برای نخستینبار همان شب پیروزی انقلاب اسلامی از رادیو و تلویزیون پخش شد و بعدها در آلبوم «چاووش ۷» گنجانده شد. محمدرضا لطفی درباره ساخت این قطعه میگوید: «چند ماه پیش از نخستین کنسرت این اثر، وقتی به منزل سایه رفتم و با سهتار، آهنگ تصنیف را برای او نواختم علاقهمند شد که شعر آن را بسراید. کار سرودن شعر طولانی شد و من نگران بودم، تا این که یک هفته مانده به اجرای کنسرت شعر آماده شد و من آن را نزد شجریان بردم.»
از خون جوانان وطن لاله دمیده با صدای محمدرضا شجریان را از اینجا بشنوید.
«شبنورد» یکی از تصنیفهای ماندگار و تقریبا شروع رسمی کار چاووش با هدف ترویج موسیقی اجتماعی بود. این تصنیف صدای محمدرضا شجریان و با آهنگسازی محمدرضا لطفی در بحبوبه روزهای پرتلاطم انقلاب ۵۷ در چاووش ۲ اجرا شد. این شعر با نامهایی دیگری چون «تفنگم را بده»، «چهره میهن سیاهه» و «برادر بیقراره» نیز شناخته میشود. اصلانیان شبنورد را برای اولین بار در پنجمین شب از شبهای گوته اجرا کرد.
اما ماجرای شکلگیری این آهنگ هم بسیار جالب است. در بحبوحه انقلاب ۱۳۵۷ ایران، منزل مسکونی محمدرضا لطفی در محله امیرآباد تهران، در کنار بیمارستان هزار تختخوابی و نزدیک به میدان ۲۴ اسفند (میدان انقلاب)، کانون تظاهرات ضد حکومتی بود. در یکی از شبهای بهمن ۱۳۵۷ محمدرضا لطفی که با لباس آغشته به خون، خسته و پریشان به خانه بازمیگشت، در جستجوی شعری بود تا مناسب حال و هوای آن زمان باشد. او شعر «شبنورد» را یافت و همان شب ساز سهتار را برداشت و در آواز دشتی، موسیقی این تصنیف را ساخت. او خوانندگی این اثر را به محمدرضا شجریان پیشنهاد داد. پس از چند روز موسیقی این تصنیف، شبانه و به صورت مخفیانه در زیرزمین خانه مسکونی محمدرضا لطفی توسط برخی از نوازندگان گروه شیدا ضبط شد و پس از آن در استودیو بل، به خوانندگی محمدرضا شجریان به اتمام رسید.
اما آهنگ «ایرانی» به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و شعر جواد آذر از جمله تصنیفهایی است که اوایل انقلاب منتشر شد. این تصنیف نیز در کنسرت دانشگاه ملی همراه با «سپیده» اجرا و بعدها منتشر شد. «ایرانی بهسرکن خواب مستی / برهمزن بساط خودپرستی / که چشم جهانی به سوی تو باشد / چه از پا نشستی».
ایران جوان از سالار عقیلی تا شهرام ناظری
اما یکی از آثار شاخص ملی میهنی که پیش تر با صدای سالار عقیلی شناخته شده بود بعدها با صدای شهرام ناظری منتشر شد «ایران جوان» یا «وطنم وطنم» بود. این تصنیف که بر اساس ملودی اولین مارش ملی ایران است، در دهه 80 توسط پیمان سلطانی و سیاوش بیضایی بازآفرینی شد و برای نخستین بار با صدای سالار عقیلی و با همراهی ارکستر ملل اجرا شد. در همان زمان خوانندگان دیگری هم با این ارکستر این تصنیف را اجرا کردند اما صدای سالار عقیلی بارها از تلویزیون و رادیو پخش شد.
سال 1394 پیمان سلطانی مجموعهای از تصنیفهایش را در قالب یک آلبوم با عنوان «ایران جوان» منتشر کرد که این تصنیف بهطور رسمی با صدای شهرام ناظری منتشر شد و بارها و بارها از رسانههای مختلف نیز پخش کردند.
همچنین «ای ایران» دیگری هم وجود دارد که جواد آذر (تصنیفنویس معروف آن سالها) نوشته بود و محمدرضا لطفی آهنگی بر آن ساخت و شهرام ناظری خواندش. این تصنیف در کنسرتها اجرا میشد و در دو آلبوم «چاووش ۳» و «چاووش ۴» منتشر شد. «کاروان شهید» نیز جزو تصانیف ملی شهرام ناظری است؛ در این اثر که آهنگسازیاش به عهده محمدرضا لطفی بوده، بیش از آنکه به مفاهیم مرسوم میهنی پرداخته شده باشد، مرثیهای برای یکی از دوستان ناظری که در روزهای آغازین جنگ شهید شده بود، سروده شده است.
در میان خوانندههای نسلهای جدیدتر موسیقی ایرانی، سالار عقیلی به عنوان پرکارترین میهنیخوان شناخته میشود. علیرضا قربانی بیشتر با تصنیف «ایرانزمین» به خاطر میآید: «که ایران چو باغیست خرم بهار؛ شکفته همیشه گلِ کامکار». او تصنیف معروف «از خون جوانان وطن» را هم بازخوانی کرده است. از محمد معتمدی نیز «وطنم ایران» را شنیدهایم: «ایران من ای ریشه من، برگ و بر من...». در کارنامه پرواز همای هم یک اثر ملی-میهنی دیده میشود: «سرزمین بیکران».
اما شنیدهشدهترین تصنیف ملی-میهنی سالهای اخیر را همایون شجریان خوانده است؛ «ایرانمن» که با شعر پوریا سوری و آهنگ سهراب پورناظری در مجموعه کنسرتهایی باهمین عنوان اجرا شد و به سرعت فراگیر شد. شاعر اثر ایران را به لطافت «صبح فروردین» و «مادر» تشبیه می کند و اوج آن جایی است که میسراید:« در در رگانم خون وطن/ ای پرچمت ما را کفن/ دور از تو دست اهرمن/ ایران من ایران من»
در زمان اجرای این اثر استاد محمدرضا شجریان در قید حیات بود و در میانه ی این شعر ابیاتی در وصف او نیز اجرا می شود: «اینجا صدای روشن ات/در آسمان پیچیده است/ گویی لبانت را خدا/ روزِ ازل بوسیده است...»
«ایرانمن» در روزهای جنگ تحمیلی سوم بارها و بارها از رادیو و تلویزیون پخش شده است.
ایران من با صدای همایون شجریان را از اینجا بشنوید.
موسیقی پاپ و خوانندگان میهنی
خوانندههای موسیقی پاپ نیز کم ملی و میهنی نخواندهاند. سرآمدشان و قدیمیترینشان، محمد نوری است. از او چند اثر به یاد میآوریم که بهیادماندنی هم هستند: شعر سفر برای وطن سروده نادر ابراهیمی با مطلع «ما برای آن که ایران خانه خوبان شود / خون دلها خوردهایم» طرح اولیه این آهنگ از خود مرحوم ابراهیمی بود و ساخت نهایی این قطعه بر عهده فریدون شهبازیان بود که تنظیمکننده ارکستر و رهبر گروه نوازندگان هم بوده است.
آهنگ «ایران» با صدای محمد نوری، یکی دیگر از ماندگارترین و تأثیرگذارترین آثار موسیقی ایرانی است که با مضامین ملی و وطنپرستانه، حس غرور و عشق به ایران را برمیانگیزد. شعر این آهنگ سروده تورج نگهبان و آهنگسازی آن توسط محمد سریر انجام شده است. این اثر برای اولینبار در آلبومی به نام «دلاویزترین» در سالهای ۱۳۶۰ منتشر شد: «در روح و جان من میمانی؛ ای وطن / به زیر پافتد آن دلی؛ که بهر تو نلرزد! / شرح این عاشقی… / ننشیند در سخن؛ که بهر عشق والای تو همه جهان نیارزد! / ای ایران ایران! دور از دامان پاکت / دستِ دگران، بد گهران».
آهنگ ای ایران با صدای محمد نوری را از اینجا بشنوید.
همچنین «تصویر وطن» یا «ای وطن» با صدای محمد نوری و شعری از نادر ابراهیمی از دیگر آثار ماندگار اوست. شعر این ترانه با مطلع «ای سلامم، ای سرودم؛ ای نگهبان وجودم» از درسهای فارسی ششم دبستان است. این ترانه ابتدا بهعنوان تیتراژ مجموعه «سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن» ساخته شد. فریدون شهبازیان، آهنگساز و تنظیمکننده این اثر میگوید: «برای این سریال مرحوم نادر ابراهیمی دو شعر زیبا گفته بودند که یکی "سفر برای وطن" و دیگری "ای وطن" بود که هر دو را محمد نوری خوانده است.»
اما در این میان اثری ملی میهنی که شاید کمتر شنیده شده باشد ترانهای است با عنوان «ایران ایران» با صدای مازیار. ترانه سرای این اثر علیرضا میبدی است و یکی از شاعرانهترین و عاشقانهترین مضامین را برای خاک و وطن سروده است: «اگر خاکِ من از دست بره جایی ندارم / دلم میمیره از غصه دیگه نایی ندارم/ به جز نامِ تو ای مامِ وطن، ای موطنِ من / دگر بر روی لبهای خود آوایی ندارم/ ایران ایران ! سرم روی تن من / نباشه گرکه بیگانه بشه هموطن من»
ایران ایران با صدای مازیار را از اینجا بشنوید.
مفهوم وطنی مفهومی است که بسیاری از هنرمندان را برآن داشته برایش بسرایند، بخوانند و خلق کنند. اما این آثاری که ذکر آنها رفت تنها قطرهای از دریای بیکران آثار ملی ـ میهنی است که در تاریخ معاصر ایران خلق شدهاند.
نگاهی به این ترانهها نشان میدهد که موسیقی میهنی در ایران همواره بیش از آنکه یک ژانر محدود و تعریفشده باشد، بستری بوده برای بیان نسبت هنرمند با سرزمین در بحرانهای گوناگون: از اشغال خارجی در دهه بیست، تا فضای پیش از انقلاب و دوران جنگ. وجه مشترک همه این آثار، پرهیز از شعارزدگی خشک و تکیه بر زبان هنر است؛ زبانی که گاه از طریق ریتم و ملودی، گاه از طریق پیچیدگیهای موسیقی دستگاهی و گاه از طریق صدای خاص خوانندگان توانسته با لایههای عمیقتری از حافظه جمعی گفتگو کند.
آنچه این ترانهها را ماندگار کرده، نه پیوندشان با یک رویداد یا گفتمان خاص، که توانایی آنها در بازنمایی احساسی از وطن است که در هر دوره میتواند معنایی تازه بیابد. از این نظر، «ای ایران»، «خوشهچین»، «سپیده» و دیگر آثار مشابه نه فقط اسنادی تاریخی، که همچنان آثار زندهای هستند که هر نسل به فراخور تجربه خود، معنایی تازه از آنها میشنود.
59243




نظر شما