به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شبکه ABC استرالیا، تحلیلی بسیار دقیق و افشاگرانه درباره یکی از بزرگترین شکستهای استراتژیک جهان در برابر «سلاح تنگه هرمز» ارائه داده است.
جهان ۴۰ سال فرصت داشت تا وابستگی خود به این آبراه باریک را از بین ببرد، اما آگاهانه (یا به دلیل سیاستهای غلط) این کار را انجام نداد.
گزارشهای میدانی از مرزهای شرقی ایران حاکی از وجود یک نماد تلخ است: خط لوله عظیمی که ۱۰۰۰ کیلومتر از خاک ایران را طی کرده اما در چند صد متری مرز پاکستان، به یک گودال آب ختم میشود.
این پروژه که به «خط لوله صلح» شهرت داشت، قرار بود روزانه ۵.۲ میلیارد فوت مکعب گاز را مستقیماً به پاکستان و هند برساند. ایران سهم خود از این پروژه را به اتمام رساند، اما واشینگتن با اعمال فشارهای سنگین و تهدید به تحریم، اسلامآباد و دهلینو را از تکمیل این شریان حیاتی بازداشت. امروز که تنگه هرمز بسته شده، پاکستان با تعطیلی مدارس و اتمام ذخایر سوخت روبروست؛ بحرانی که با تکمیل آن لولهی چند صد متری، هرگز به وجود نمیآمد.

دونالد ترامپ در سخنرانیهای اخیر خود مدعی شده است که به دلیل خودکفایی آمریکا در تولید نفت و گاز، بسته شدن تنگه هرمز «مشکلِ آمریکا نیست». اما تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که این یک «مغلطهی خطرناک» است.
بازار انرژی یک بازار جهانیِ واحد است. وقتی ۲۰ درصد نفت و گاز جهان در خلیج فارس محبوس شود، تمام کشورهای مصرفکننده برای خریدِ سهمِ باقیمانده در بازار، علیه یکدیگر وارد رقابت قیمتی (Bidding) میشوند. این فرآیند، قیمت سوخت را در پمپبنزینهای آمریکا و استرالیا به ارقام نجومی میرساند، حتی اگر قطرهای از نفتِ هرمز را مصرف نکنند.
مستندات نشان میدهد که جهان از دهه ۸۰ میلادی (جنگ نفتکشها) نسبت به خطرات وابستگی به هرمز آگاه بود. دو مسیر اصلی برای دور زدن این گلوگاه وجود داشت:
توسعه بنادر دریای سرخ: عربستان و عراق خطوط لولهای ساختند، اما به دلیل هزینههای بالا و اطمینان کاذب به اینکه ایران هرگز تنگه را نخواهد بست، ظرفیت نهایی بنادر صادراتی خود را توسعه ندادند.
تنوعبخشی به مسیرهای گازی: آمریکا به جای حمایت از خطوط لوله زمینی ایران که امنیت انرژی آسیا را تضمین میکرد، با صرف هزینههای گزاف تلاش کرد ایران را منزوی کند.
خودزنی استراتژیک؛ وقتی تحریم به سلاحِ حریف تبدیل میشود
تحلیل شبکه ABC فاش میکند که ایالات متحده آگاهانه مانع از ساخت زیرساختهایی شد که میتوانستند تنگه هرمز را «دور بزنند». هدفِ واشینگتن، فشردن گلوی اقتصادی ایران بود، اما در سال ۲۰۲۶ این استراتژی به یک «خودزنی استراتژیک» تبدیل شده است. با ممانعت از ساخت خطوط لوله زمینی، آمریکا عملاً تمام تخممرغهای جهان را در سبدِ تنگه هرمز باقی گذاشت و اکنون که ایران این سبد را در اختیار گرفته، کل اقتصاد جهانی گروگانِ این بنبست شده است.
بحران انرژی مارس ۲۰۲۶، نتیجهی مستقیم سیاستهایی است که ۴۰ سال به گزینههای نظامی (Plan A) اولویت داد و پروژههای زیرساختی (Plan B) را فدای سیاستهای تحریمی کرد. امروز، گودالِ آب در مرز مکران، یادآورِ فرصتهای از دست رفتهای است که میتوانست صلح و ثباتِ انرژی را برای قرنها تضمین کند.
ایران با پیشبینی این روزها، زیرساختهای خود را تا نقطه صفر مرزی آماده کرده بود. اکنون، جهان بهای سنگینِ لجاجتِ سیاسی واشینگتن را میپردازد؛ لجاجتی که سلاحِ «تنگه هرمز» را برندهتر از هر زمان دیگری کرده است.
۲۲۳۲۲۳




نظر شما