به گزارش خبرآنلاین، با آغاز درگیری نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶، تنشها تنها به مرزهای خاورمیانه محدود نماند و شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی را درنوردید.
به نوشته الجزیره در این میان، قاره آفریقا که به دلیل ساختار «وابستگی اقتصادی» همواره در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر بوده، اکنون به یکی از اصلیترین قربانیان این نبرد تبدیل شده است؛ نبردی که هزاران مایل دورتر از خاک این قاره جریان دارد، اما هزینههای آن مستقیماً از سفره مردم آفریقا پرداخت میشود.
تنگه هرمز به عنوان قلب تپنده تجارت انرژی، با آغاز جنگ به کانون بحران تبدیل شد. عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت (معادل یکپنجم تجارت جهانی) و ۲۲٪ گاز مایع (LNG) از این آبراه، آن را به نقطهای بیبدیل تبدیل کرده است. بر اساس آمارهای منتشر شده، هر ۱۰ دلار افزایش پایدار در قیمت نفت، رشد جهانی را بین ۱۰ تا ۲۰ واحد پایه کاهش داده و تورم را به سطوح بیسابقهای میرساند.
برای آفریقا، این بحران به معنای یک «انفجار معیشتی» است؛ چرا که این قاره علیرغم داشتن منابع عظیم، سالانه ۱۲۰ میلیارد دلار برای واردات فرآوردههای نفتی هزینه میکند و به دلیل ضعف در زیرساختهای پالایشی، سالانه ۱۵ میلیارد دلار ثروت خود را از دست میدهد. ناامنی در مسیرهای دریایی نیز هزینه حمل و نقل را به شدت افزایش داده، به طوری که تغییر مسیر کشتیها به سمت «دماغه امید نیک»، مخارج هر سفر را ۴ میلیون دلار گرانتر کرده است.
فراتر از سوخت، امنیت غذایی آفریقا نیز در پیوند مستقیم با این درگیری قرار دارد. تنگه هرمز مسیر عبور یکسوم صادرات اوره (کود شیمیایی) جهان است و با مختل شدن عرضه، قیمت نهادههای کشاورزی تا ۳۵٪ جهش یافته است.
این وضعیت در شرق آفریقا به کاهش ۱۶ درصدی تولید غلات منجر شده و ۶ تا ۷ میلیون نفر دیگر را به کام ناامنی غذایی کشانده است. برای خانوادههای آفریقایی که ۷۰٪ درآمد خود را صرف خرید خوراک میکنند، تضاد میان هزینهها و درآمدها به معنای سقوط از سطح کفاف به گرسنگی مطلق است.
در حوزه مالی، جنگ ترامپ باعث فرار گسترده سرمایهها به سمت دلار و در نتیجه تضعیف شدید پولهای ملی در آفریقا شد؛ به طوری که ارزش پول ملی در ۲۹ کشور این قاره به شدت سقوط کرد. این بحران ارزی، بار بدهیهای خارجی را سنگینتر کرده است.
بدهی عمومی آفریقا در سال ۲۰۲۴ به رقم سرسامآور ۱.۹ تریلیون دلار (معادل دوسوم کل تولید ناخالص داخلی قاره) رسید و اکنون بازپرداخت این بدهیها، بیش از ۳۱٪ از کل درآمدهای دولتی را میبلعد. این یعنی ثروت ملی این کشورها به جای سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت، صرف پرداخت بهره وامهایی میشود که تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیک دوچندان شدهاند.
در نهایت، وابستگی آفریقا به حوالههای ارزی کارگران خارج از کشور، وجه دیگری از این آسیبپذیری را نمایان کرد. در سال ۲۰۲۳، این حوالهها با رقم ۱۰۰ میلیارد دلار، حدود ۵۲٪ از تأمین مالی خارجی قاره را شامل میشد که بسیار فراتر از سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی (۴۸ میلیارد دلار) و کمکهای بینالمللی بود. با توجه به اینکه کشورهای خلیج فارس منبع اصلی این حوالهها هستند، هرگونه بیثباتی در این منطقه، رگ حیات اقتصادی میلیونها خانواده آفریقایی را قطع میکند.
قاره آفریقا اکنون در چنبره نسخههای ریاضتی نهادهای بینالمللی و کاهش شدید سرمایهگذاری خارجی (که در نیمه اول ۲۰۲۵ به ۴۲٪ رسید) گرفتار شده است؛ واقعیتی تلخ که نشان میدهد چگونه یک صراع دوردست در خاورمیانه، میتواند رؤیاهای استقلال و توسعه را در قلب آفریقا به خاکستر تبدیل کند.
۴۲/۴۲




نظر شما