مبلغ – سرویس زن مسلمان: وقتی از ولایت و محبت اهل بیت سخن به میان میآید، ذهن بسیاری از ما ناخودآگاه به سمت مجالس عزاداری، کتیبههای سیاه، زیارتگاههای پر از ازدحام و نواهای مذهبی میرود. اینها بیتردید بخشهای ارزشمند و هویتساز فرهنگ شیعی هستند، اما اگر جریان ولایت در همین ایستگاهها متوقف شود، بخش عمدهای از حقیقت خود را از دست میدهد. حقیقت ولایت، جریانی جاری در شریانهای زندگی روزمره است و در این میان، زیست زنانه به دلیل برخورداری از ویژگیهای منحصربهفرد عاطفی و نقشهای کلیدی مادری و همسری، مهبط اصلی تجلی این حقیقت است. ولایت در زندگی یک زن مذهبی، فراتر از یک باور قلبی یا مشارکت در مناسک، خود را در قالب یک سبک زندگی منسجم، پویا و ملموس نشان میدهد. سبک زندگیای که در آن، هر تصمیم کوچک و بزرگ، از نحوه برخورد با همسر و فرزند تا حضور در عرصههای اجتماعی، با ترازوی سیره معصومین سنجیده میشود.
عقبنشینی از تعریف تکبعدی محبت و تبدیل آن به یک سبک رفتار عملی، اولین گام در درک پویایی ولایت است. محبت به معنای واقعی کلمه، یک نیروی محرک است، نه یک احساس ایستا. زنی که محبت حضرت زهرا را در دل دارد، این محبت را در سعه صدر خود در مواجهه با چالشهای خانوادگی ترجمه میکند. او میداند که وفاداری به عهد ولایت، خود را در لحظاتی نشان میدهد که خانه درگیر بحرانهای مادی یا عاطفی است. در اینجاست که صبوری، مدارا و تلاش برای حفظ آرامش کانون خانواده، به یک عمل عبادی عمیق تبدیل میشود. در واقع، خانه برای چنین زنی، محراب بندگی و میدان تمرین ولایتپذیری است. او در فضای خانه، با ایثارگریِ روزمرهاش، تصویری عینی از مفاهیم والای توحیدی را ترسیم میکند. این سبک از دینداری، برخلاف دینداری مناسکی، تعطیلبردار نیست و در تکتک لحظات زندگی، از آشپزخانه تا اتاق خواب و از گفتوگوهای ساده تا تصمیمگیریهای حیاتی حضور دارد.
در گام بعدی، نقش بیبدیل زنان در انتقال این میراث ارزشمند به نسل بعد خودنمایی میکند. مادران، اولین معلمان عقیدتی و اخلاقی فرزندان هستند، اما این انتقال هرگز از مسیر سخنرانیهای خشک و پندهای تکراری عبور نمیکند. کودکان سیره اهل بیت را در کتابها جستوجو نمیکنند، بلکه آن را در رفتار روزمره مادر خود میبینند. وقتی مادری در برابر ظلمی کوچک در محله سکوت نمیکند، وقتی با همسایه نیازمندش با کرامت و احترام رفتار میکند، و وقتی در سختترین شرایط مالی، امید و توکل خود را از دست نمیدهد، در حال تدریس عملیِ درس ولایت است. فرزند چنین مادری، وفاداری به امام را در وفاداری مادر به اصول اخلاقی و انسانی تجربه میکند. این نوع انتقال معرفت، عمیق، پایدار و نفوذناپذیر در برابر شبهات آینده است؛ چرا که با تار و پود عواطف و تجربیات کودکی گره خورده است.
در این میان، مفهوم اخلاق مراقبت که در نظریههای نوین تربیتی و روانشناختی جایگاه ویژهای یافته است، پیوندی ارگانیک با مفهوم ولایت پیدا میکند. اخلاق مراقبت بر اساس روابط انسانی، همدلی و احساس مسئولیت عمیق نسبت به رنج دیگران تعریف میشود. در فرهنگ شیعی، این مفهوم در عالیترین سطح خود در سیره جده ما حضرت زهرا تجلی یافته است؛ آنجا که در دعای شبانه خود، ابتدا برای همسایگان دعا میکنند و میفرمایند اول همسایه و سپس خانه. این ترجیح دادن دیگری بر خود، نه از روی انفعال یا ضعف شخصیتی، بلکه برآمده از یک انتخاب آگاهانه و سرشار از قدرت روحی است. زنی که ولایت را به عنوان قطبنمای حرکت خود برگزیده است، در مواجهه با اعضای خانواده و اطرافیان، این الگوی رفتاری را پیاده میکند. او در تربیت فرزندانش، به جای اعمال قدرت خشک و تحکمآمیز، فضایی از گفتوگو، درک متقابل و امنیت عاطفی ایجاد میکند. این همان اخلاق مراقبتی است که جامعه امروز ما برای درمان زخمهای ناشی از بیتفاوتی و خشونتهای کلامی و رفتاری به آن نیاز مبرم دارد.
همچنین باید به این نکته توجه کرد که پرهیز از شعارزدگی در تولید محتوا پیرامون زن و دین، یک ضرورت حیاتی برای جذب نسل جوان است. سالهاست که دختران جوان ما با محتوایی مواجه میشوند که تصویری غیرواقعی، بینقص و دستنیافتنی از زن مذهبی ارائه میدهد. این در حالی است که دین برای انسانهای واقعی با تمام ضعفها و قوتهایشان نازل شده است. وقتی ما در رسانههای خود، حضرت زینب را صرفاً در قامت یک قهرمان تاریخی ستایش میکنیم که هیچ رنج و اندوه بشری به سراغش نیامده، او را از دسترس زنان امروز خارج کردهایم. اما اگر بگوییم او زنی بود که در میان سختترین مصائب، طعم داغ، تشنگی، آوارگی و اسارت را با تمام وجود حس کرد، گریست، رنج کشید، اما در برابر ستمگر قد علم کرد و تسلیم نشد، آنگاه این الگو برای دختری که امروز با مشکلات شخصی یا اجتماعی دستبهگریبان است، ملموس و الهامبخش خواهد شد. مبلغان ما باید یاد بگیرند که از زبان زمینی، واقعبینانه و در عین حال متعالی برای توصیف این الگوها استفاده کنند تا پیوند عاطفی نسل جدید با اهل بیت، بر پایهای مستحکم از معرفت و درک واقعبینانه بنا شود.
جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی هویت زنانه بر مدار ولایت واقعی نیاز دارد. ولایتی که از حصار همایشها و شعارها خارج شده و در قالب یک کنشگری فعال و هوشمندانه در متن جامعه ظاهر شود. زن مسلمان امروز با الگوگیری از حضرت زینب، میداند که حضور اجتماعی او نباید به قیمت فروپاشی خانواده تمام شود و از سوی دیگر، خانهداری او نیز نباید به معنای انزوا و بیتفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه باشد. او با ظرافت و درایت، توازنی پویا میان این دو عرصه ایجاد میکند. او در خانه، معمار آرامش و تربیت است و در جامعه، دیدهبان اخلاق، عدالت و مسئولیتپذیری. این حضور چندبعدی و متوازن، کارآمدترین پاسخ به شبهاتی است که دین را مانع رشد و پویایی زنان معرفی میکنند. محبت اهل بیت برای این زنان، نه یک تخدیر روحی، بلکه محرکی قدرتمند برای ساختن فردایی بهتر، اخلاقیتر و انسانیتر است.
در تحلیل نهایی، باید به این باور برسیم که ولایت در زندگی زنانه، جریانی عمیق از پیوند عاطفه و عقلانیت است. عاطفهای که در خدمت رشد انسانها قرار میگیرد و عقلانیتی که مسیر بندگی را روشن میسازد. مبلغان دینی و رسانههای مذهبی باید ادبیات خود را تغییر دهند و به جای تکرار شعارهای ملالآور، به سراغ روایتهای واقعی از زندگی زنان مومن بروند. زنانی که در سختترین شرایط، با تکیه بر ایمان خود، نانآور خانهاند، زنانی که فرزندان معلول خود را با عشق و صبوری پرورش میدهند، زنانی که در عرصههای علمی و پژوهشی میدرخشند و همزمان هویت مذهبی خود را حفظ میکنند. اینها جلوههای حقیقی ولایتپذیری هستند که باید دیده شوند و به جامعه معرفی گردند. تنها در این صورت است که میتوانیم پیام راستین اسلام را به نسلهای بعدی منتقل کنیم و جامعهای پویا، همدل و خداجو بسازیم.




نظر شما