مبلغ – سرویس معارف: عاشورا را اغلب با شمشیر، میدان نبرد و خطبههای آتشین میشناسیم، اما پیش از آنکه شمشیرها از نیام بیرون بیاید، نبردی دیگر آغاز شده بود؛ نبردی بر سر آب. از هفتم محرم، با دستور عبیدالله بن زیاد و اجرای آن توسط عمر بن سعد، دسترسی کاروان امام حسین به رود فرات قطع شد. در گرمای سوزان عراق، جایی که تابستانش هنوز نفس میکشید، بستن آب یعنی آغاز یک جنگ خاموش علیه کودکان، زنان و بیماران.
در چنین شرایطی، تأمین آب فقط یک نیاز ساده نبود؛ به یک عملیات تبدیل شد. عملیاتی پرخطر، حسابشده و حیاتی. اگر امروز در ادبیات نظامی از عملیاتهای ویژه برای شکستن محاصره سخن گفته میشود، در کربلا نیز یاران امام حسین با حداقل نفرات و امکانات، در برابر حلقه محاصره چند هزار نفری ایستادند تا شاید بتوانند چند مشک آب به خیمهها برسانند.
بر اساس نقلهای تاریخی، در یکی از همین روزها، گروهی از یاران امام به فرماندهی حضرت عباس مأمور شدند تا به سمت فرات حرکت کنند. در برخی منابع آمده است که حدود بیست نفر همراه او بودند؛ چهرههایی مانند نافع بن هلال و دیگر اصحاب وفادار. آنها شبانه یا در تاریکی نسبی هوا حرکت کردند تا از دید مستقیم نگهبانان دور بمانند. هدف روشن بود؛ شکستن حلقه محافظان شریعه فرات و پر کردن مشکها.
تصور این صحنه دشوار نیست. رودخانهای که تنها چند صد متر با خیمهها فاصله دارد، اما دیواری از نیزه و شمشیر میان آن و کودکان تشنه کشیده شده است. از خیمهها صدای العطش کودکان بلند است و هر جرعه آب میتواند جان بیماری را نجات دهد. در چنین وضعیتی، رفتن به سمت فرات یعنی رفتن به دل خطر قطعی.
یاران امام در آن مأموریت توانستند با درگیری و فشار، برای ساعتی کوتاه محاصره را بشکنند و آب تهیه کنند. اما این پایان ماجرا نبود. سپاه دشمن به سرعت نیروهای بیشتری را مستقر کرد تا حلقه محاصره تنگتر شود. آنها فهمیده بودند که آب، نقطه حیاتی مقاومت کاروان حسینی است. هر بار که آبی به خیمهها میرسید، امید زنده میشد؛ و دشمن دقیقاً امید را هدف گرفته بود.
در این میان، نقش حضرت عباس برجستهتر از همه است. او نه فقط به عنوان برادر امام، بلکه به عنوان پرچمدار و مسئول تأمین آب شناخته میشد. لقب سقا از همینجا معنا پیدا میکند؛ کسی که مسئول رساندن آب به تشنگان است. در روز عاشورا نیز آخرین و مشهورترین تلاش برای آوردن آب رقم خورد؛ تلاشی که به شهادت او انجامید. اما پیش از آن، چندین بار اصحاب کوشیده بودند محاصره را تضعیف کنند.
آنچه این عملیاتها را متمایز میکند، فقط شجاعت نظامی نیست؛ بلکه اولویت دادن به جان کودکان و خانوادهها در اوج بحران است. در بسیاری از جنگهای تاریخ، نخستین قربانیان، غیرنظامیاناند. اما در کربلا، یاران امام خود را سپر کردند تا حتی ساعتی بیشتر، لبهای خشک کودکی تر شود. این نگاه انسانی به جنگ، عاشورا را از بسیاری نبردهای تاریخ جدا میکند.
امروز وقتی از بحران آب در جهان سخن گفته میشود، نام کشورها و مناطقی به میان میآید که مردمش برای دسترسی به آب آشامیدنی سالم با مشکل روبهرو هستند. گزارشهای سازمانهای بینالمللی نشان میدهد میلیونها نفر در جهان همچنان با تنش آبی دستوپنجه نرم میکنند. در برخی مناطق جنگی نیز آب به ابزار فشار سیاسی تبدیل شده است؛ قطع آب برای وادار کردن یک شهر به تسلیم. این همان منطقی است که در کربلا به کار گرفته شد؛ استفاده از تشنگی به عنوان سلاح.
اما تفاوت در واکنشهاست. در کربلا، یاران امام حسین تسلیم این جنگ نابرابر نشدند. آنها میدانستند که از نظر نظامی در اقلیت مطلقاند، اما برای دفاع از کرامت انسانی ایستادند. عملیاتهای کوچک تأمین آب شاید در مقیاس نظامی تعیینکننده به نظر نرسد، اما در مقیاس اخلاقی، نشانهای بزرگ از مسئولیتپذیری بود.
نکته قابل تأمل این است که امام حسین با وجود همه فشارها، هیچگاه آغازگر خشونت برای دستیابی به آب نشد. او تلاش کرد از مسیر گفتوگو و یادآوری وجدانها، مانع این محاصره شود. اما وقتی دشمن بر تصمیم خود اصرار کرد، یارانش ناچار شدند برای حق اولیه حیات تلاش کنند. اینجاست که عملیات آب در کربلا، صرفاً یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه تلاشی برای احیای یک حق بدیهی انسانی است.
در روایتهای مقاتل، صحنههایی از بازگشت یاران با مشکهای پر از آب به خیمهها نقل شده است؛ لحظاتی کوتاه از شادی در میان دریای اندوه. کودکان گرد سقا جمع میشدند و جرعهای آب مینوشیدند. شاید همین صحنهها بود که دشمن را خشمگینتر میکرد؛ زیرا میدید با وجود محاصره سنگین، روح مقاومت هنوز زنده است.
عملیات آب در کربلا نشان میدهد که عاشورا فقط صحنه شهادت نبود؛ صحنه مدیریت بحران، ایثار جمعی و اولویت دادن به ضعیفترین افراد جامعه نیز بود. یارانی که میتوانستند توان خود را صرف آماده شدن برای نبرد نهایی کنند، بخشی از انرژیشان را صرف آوردن آب کردند. این انتخاب، معنای عمیقی دارد؛ در منطق حسینی، دفاع از کودک تشنه همسنگ حضور در خط مقدم است.
وقتی امروز در هیئتها از سقای دشت کربلا یاد میشود، اغلب تصویر مشک پاره و دستان بریده در ذهنها نقش میبندد. اما پشت این تصویر، روزها تلاش، برنامهریزی و خطرپذیری نهفته است. روزهایی که هر حرکت به سمت فرات میتوانست به درگیری گسترده منجر شود. همین جزئیات کمتر گفتهشده است که عملیات آب را به یکی از حماسیترین فصلهای عاشورا تبدیل میکند.
کربلا به ما میآموزد که حتی در سختترین محاصرهها، میتوان برای کرامت انسانی جنگید؛ حتی اگر نتیجه ظاهری آن اندک باشد. گاهی ارزش یک جرعه آب، به اندازه یک پیروزی بزرگ است؛ وقتی آن جرعه، نشانهای از ایستادگی در برابر ظلم باشد.








نظر شما