نرگس کیانی: میان «خریدن این نسخهها ( DVD سنتوری) از نظر شرعی حرام است و صاحبان فیلم راضی نیستند.» (داریوش مهرجویی- بهمن ۱۳۸۶) تا «نسخه اصلی فیلم سینمایی «بیداد» در کانال یوتیوب خودم» (سهیل بیرقی- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵)، با ۱۹ سال فاصله، نقطه اشتراک، کلاف سردگم «پروانه نمایش فیلم» است و نقطه افتراق، دو نوع واکنشِ از اساس متفاوت نسبت به عدم صدور این پروانه.
عدم صدور پروانه نمایش «سنتوری»، ۱۹ سال پیش، علیرغم اعتراض و درخواست رسیدگی از سوی زندهیاد داریوش مهرجویی (کارگردان) و زندهیاد فرامرز فرازمند (تهیهکننده)، کانون کارگردانان ایران، اتحادیه تهیهکنندگان، مجمع تهیه و تولید فیلم ایران و... در نهایت به انتشار ناگهانی DVD غیرقانونی اما باکیفیت این فیلم در بساط دستفروشهای همه شهرهای ایران منتهی شد. انتشار نسخه باکیفیت «بیداد» که ۲۴ مهر ۱۴۰۱ نخستین خبر با عنوان «اخذ پروانه ساخت» در مورد آن منتشر شد و براساس اطلاعات تیتراژ محصول سال ۱۴۰۳ است -فارغ از کیفیت هنری اثر که موضوع این گزارش نیست- توسط سهیل بیرقی؛ کارگردان این فیلم که تهیهکنندگی آن را نیز بر عهده دارد، در کانال یوتیوب او صورت گرفت، بی آن که خود را ناگزیر از چشمانتظاری برای تعیین تکلیف «پروانه نمایش» از سوی معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان امور سینمایی بداند. ناگزیر از چشمانتظار ندانستن خود برای تعیین تکلیف از سوی معاونت ارزشیابی و نظارت و انتشار نسخه باکیفیت اثر توسط کارگردان البته نخستین بار نیست که در سینمای ایران اتفاق میافتد و رد پای آن را میتوان دست کم تا آذر ۱۳۸۸ پی گرفت.
فیلم مرا بدون پرداخت هیچ هزینهای میبینید؟ حلال شماست...
بهمن قبادی که در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۸) با نخستین فیلم بلند سینمایی خود؛ «زمانی برای مستی اسبها» در جشنواره فیلم کن برنده جایزه دوربین طلایی شد، دو سال بعد با دومین فیلمش؛ «آوازهای سرزمین مادریام» (۱۳۸۰) در جشنواره فیلم شیکاگو کسب موفقیت کرد، سومین فیلمش؛ «لاکپشتها هم پرواز میکنند» (۱۳۸۳) ضمن کسب جایزه اصلی جشنواره سن سباستیان اسپانیا از سوی سینمای ایران برای شرکت اسکار معرفی شد و در چهارمین فیلم بلند خود؛ «نیوه مانگ» (۱۳۸۵)، به مناسبت دویستوپنجاهمین سالگرد تولد ولفگانگ آمادئوس موتزارت، به سراغ موسیقی کردها و صدای زنان رفت و به همراه «پسرم» به کارگردانی مارتیل فوژه رون توانست به صورت مشترک جایزه صدف طلایی جشنواره سن سباستیان اسپانیا را به خود اختصاص دهد.
از بهمن قبادی که سال ۱۳۸۵، امیدوارانه در انتظار صدور پروانه نمایش «نیوه مانگ» بود میتوان گفتوگوهایی از این دست را در روزنامهها و خبرگزاریهای آن زمان دید: «دلم میخواهد فیلمم (نیوه مانگ) در ایران اکران شود و فیلم بعدیام را در خیابانهای تهران بسازم. با فیلمهای قبلیام با این که اکرانهای نامناسبی داشت، مردم ارتباط خوبی برقرار کردند و «لاکپشتها هم پرواز میکنند» نیز نسبت به نحوه اکرانش پرفروش بود...» طبق آمار موجود در «سالنامه آماری فروش فیلم و سینمای ایران» و اطلاعات موجود در جدول عملکرد فیلمهای ایرانی به ترتیب بیشترین تعداد تماشاگر در سالهای ۱۳۸۰ (سال اکران «زمانی برای مستی اسبها»)، ۱۳۸۱ (سال اکران «آوازهای سرزمین مادریام») و ۱۳۸۳ (سال اکران «لاکپشتها هم پرواز میکنند»)» بهمن قبادی در این قبیل گفتوگوها پُر بیراه هم نمیگفت.
| نام فیلم |
سال اکران |
رتبه (جمع فیلمهای سال) |
تعداد تماشاگر |
قیمت بلیت (تومان) |
فروش کل (تومان) |
| زمانی برای مستی اسبها |
۱۳۸۰ |
رتبه ۱۲۵ در میان ۲۵۲ فیلم |
۸ هزار و ۷۹۲ نفر |
۲۹۱ تومان |
۲ میلیون و ۵۶۴ هزار و ۸۵۰ هزار تومان |
| آوازهای سرزمین مادریام |
۱۳۸۱ |
رتبه ۳۸ در میان ۲۵۰ فیلم |
۴۳ هزار و ۴۸۲ نفر |
۴۲۵ تومان |
۱۸ میلیون و ۵۱۴ هزار و ۷۰۰ هزار تومان |
| لاکپشتها هم پرواز میکنند |
۱۳۸۳ |
رتبه ۳۶ در میان ۲۲۸ فیلم |
۴۲ هزار و ۶۵۰ نفر |
۹۳۱ تومان |
۳۹ میلیون و ۷۲۴ هزار و ۶۰۰ هزار تومان |
۱۳ شهریور ۱۳۸۷، خبرگزاری ایرنا در مطلبی با عنوان «فیلم گلشیفته فراهانی قاچاق شد» نوشت: «حرف و حدیثهای ایجاد شده برای رفتن یا نرفتن گلشیفته فراهانی به خارج از کشور، پای فیلم قبلی و اکراننشده این بازیگر با عنوان «نیوه مانگ» ساخته بهمن قبادی را به بازار قاچاق کشاند.» به عقیده نویسنده این مطلب آنچه باعث این اتفاق شد، از این قرار بود: «پرداخت غیرحرفهای برخی مطبوعات و سایتهای اینترنتی به گلشیفته فراهانی در دو هفته گذشته، به قاچاقچیان پس از دوره ای خاکسترنشینی، جسارت عرض اندام داده است.» ضمن این که انتشار نسخه قاچاق «نیوه مانگ»، «اعلان جنگ به دست اندرکاران ستاد مبارزه با عرضه غیر مجاز فیلمهای سینمایی متشکل از مدیریت سینمایی، نیروی انتظامی، قوه قضائیه و تهیهکنندگان سینما» قلمداد شده بود.
نقطه پایانی نسبت «بهمن قبادی و پروانه نمایش» با «کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد» (۱۳۸۷) گذاشته شد. فیلمی که طبق گفته بهمن قبادی، طی ۱۷ روز با حضور عوامل تقریباً غیرحرفهای و با بودجهای اندک ساخته و تبدیل به فیلم افتتاحیه بخش «نوعی نگاه» شصتودومین فستیوال بینالمللی فیلم کن (از ۱۳ تا ۲۴ مه ۲۰۰۹- ۲۳ اردیبهشت تا ۳ خرداد ۱۳۸۸) شد و جایزه ویژه هیات داوران این بخش را کسب کرد. آذر همان سال او در حالی که در ویدئویی کوتاه اشاره کرد: «افتخار بزرگی است که فیلم مرا بدون پرداخت هیچ هزینهای میبینید، حلال شماست...» خبر از انتشار نسخه باکیفیت «کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد» به دست سازندگان آن داد.
پایانی بر صبوری ۱۸ ساله یک کارگردان و مستندساز/ فدای سرم که نشد حالا دلم میخواهد همه این فیلم را ببینند
کارگردان دیگری که در طول سالهای چشم انتظاری برای صدور «پروانه نمایش» نه تنها اقدام به انتشار یک اثر که اقدام به انتشار «مجموعه آثارش» کرد محمد شیروانی؛ کارگردان و مستندساز بود. «من به این بیعدالتی اعتراض دارم و همه ۱۸ فیلم سینمایی و غیرسینمایی خود اعم از توقیفی و آزاد را که در طول ۱۸ سال گذشته از انتشار در کشورم محروم بودند از شب چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ روی وبسایت شخصیام منتشر میکنم.» این بخشی از متن شیروانی بود به همراه لینک دانلود ۱۸ اثر سینمایی و غیرسینماییاش به مبلغی اندک که این مبلغ طبق گفته خود او تنها از جنبه نمادین جهت یادآوری حق مولف تعیین شده بود. شیروانی همچنین اعلام کرده بود از ۲۱ تا ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ هر روز از ساعت ۱۱ صبح تا ۶ بعدازظهر مقابل سینما آزادی پاسخگوی مخاطبان فیلمهایش خواهد بود. او بعدتر در گفتوگو با رسانهها بخشی از آنچه را موجب چنین تصمیمی شد اینگونه توصیف کرد: «مفهوم انتظار برای «او» (نسل جوان ایران که با تمام محدودیت مضاعفی که نسبت به سایر کشورها متحمل است خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلی فضای مجازی است)، «مدت زمان دانلود» است. حالا خودتان ببینید در مقایسه، صبوری ١٨ ساله عمیق و فاخر من برای انتشار فیلمهایم در ایران، امروز چهقدر بیمعنی و احمقانه جلوه میکند...»
مهر سال بعد، ۱۳۹۵ نوبت به علی احمدزاده رسید تا سهگانه انتشار فیلمهای سینمایی و غیرسینمایی بدون ناگزیر دانستن خود از چشمانتظاری برای صدور «پروانه نمایش» با حضور او در کنار بهمن قبادی و محمد شیروانی تکمیل شود. اتفاقی که روزنامه جوان در مطلبی با تیتر «دهنکجی کامی به ارشاد و هرچه که هست» اینطور در موردش نوشت: «علی احمدزاده، کارگردان فیلم توقیفشده «مهمونی کامی» نسخه ممیزی نشده این فیلم را برای دانلود روی اینترنت قرار داد تا با این دهنکجی به وزارت ارشاد و سازمان سینمایی روند دریافت پروانه نمایش و نظارت و ارزشیابی را زیر سوال ببرد.» این جملات البته حاصل نیتخوانی نویسنده متن از اقدام احمدزاده بود و او خود، در متنی که همراه با اثرش منتشر کرد چنین آورده بود: «مهمونی کامی بدون سانسور، فیلمی است که در ۲۴ سالگی با کمک دوستانم و پسانداز دوران جوانیام ساختم. در این سالها تلاش زیادی برای اکران این فیلم انجام شد، اما نشد که نشد، فدای سرم که نشد. اما حالا دلم میخواهد همه این فیلم را ببینند، پولی هم نمیخواهد به حسابم ریخته شود، فقط ببینید.»
جایگزینی که دیر یا زود باید از راه برسد
آنچه را گذشت اگر از یک زاویه دید، «دهنکجی» ارزیابی کنیم، از زاویه دیدی دیگر میتوانیم نیازمندی بیش از پیش به تغییر و جایگزینی طرحی نو با شیوه کنونی صدور پروانه ساخت و نمایش، بدانیمش که در مسیر آن تلاشهایی نیز شده است.
آنطور که پیشتر در خبرها آمده بود «تلاش برای ارائه طرحی جامع و کارشناسیشده با همکاری مستقیم اصناف مسئول»، به طرحی با عنوان «آییننامه تنظیمگری تولید و نمایش هنرصنعت فیلم و سینما» منتهی و برای تصویب در هیأت دولت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال شده است. طرحی که قرار است در حقیقت جایگزین پروانه ساخت و نمایش سازمان سینمایی شود. طرحی که آخرین خبرها از آن به صحبتهای همایون اسعدیان؛ مدیرعامل خانه سینما و رائد فریدزاده؛ رئیس سازمان امور سینمایی برمیگردد. همایون اسعدیان؛ مدیرعامل خانه سینما، ۸ دی ۱۴۰۴ در گفتوگو با تسنیم، در مورد این طرح گفت: «در مقطع فعلی، ادامه نظارت پیشینی به شکل گذشته، مشکلات متعددی ایجاد کرده است. یکی از مهمترین آنها، گسترش سینمای زیرزمینی است. اگر پروانه ساخت به معنای بررسی و ممیزی پیشاپیش حذف شود و صرفاً به ثبت اطلاعات عوامل اصلی محدود شود (نه بررسی محتوایی) عملاً همه فیلمسازان به عرصه رسمی بازمیگردند و چیزی به نام سینمای زیرزمینی باقی نخواهد ماند.» رائد فریدزاده؛ رئیس سازمان امور سینمایی نیز که پس از گذشت دو سال از حضورش در ریاست این سازمان ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ اقدام به برگزاری نخستین نشست خبری خود کرد درباره موانع اجرایی پیش رو گفت: «برخی موارد چندان در ید سازمان سینمایی نیست و باید فرآیند آن طی شود. در این زمینه هم جلسات همفکری و مشورت در حال انجام است.» با این حساب، باید همچنان منتظر ماند و دید مطالبهای که نخستین بار ۲۸ سال پیش، در دولت اول محمد خاتمی مطرح شد، سرانجام در دولت اول مسعود پزشکیان، پاسخی مثبت خواهد گرفت یا نه؟
۵۹۲۴۲







نظر شما