پیامدهای توقف تجارت با امارات / ایران از امارات چه می‌خرد و چه می‌فروشد؟ / عمان؛ جایگزین امارات می‌شود؟

تصمیم امارات برای توقف تجارت و معاملات مالی با ایران، یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت خارجی کشور را هدف گرفته و زنجیره واردات، تولید، تأمین ارز و صادرات را در معرض شوک تازه قرار داده است.

آرمان زارعی: تصمیم امارات برای توقف فعالیت‌ها، مبادلات تجاری و معاملات مالی با ایران، یکی از مهم‌ترین گره‌های تجارت خارجی کشور را هدف گرفته است؛ گرهی که اهمیت آن فقط در رقم تجارت دو کشور خلاصه نمی‌شود. امارات طی سال‌های گذشته به مهم‌ترین مبدأ واردات ایران تبدیل شده و بخش قابل توجهی از کالاهایی که از این مسیر وارد کشور می‌شوند، الزاماً تولید امارات نیستند، بلکه از طریق شبکه تجاری، مالی و لجستیکی دبی از بازارهای مختلف جهان به ایران می‌رسند. بنابراین در صورت تداوم این تصمیم، اقتصاد ایران فقط با مسئله پیدا کردن فروشنده جدید مواجه نیست؛ انتقال پول، حمل‌ونقل، بیمه، ترخیص، تأمین کالا و سرمایه در گردش نیز باید از مسیرهای دیگری انجام شود.

بر اساس آخرین آمار رسمی تجارت خارجی، در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ حدود ۱۴.۸ میلیارد دلار کالا از امارات وارد ایران شده و این کشور با سهم حدود ۳۰.۲ درصدی از ارزش کل واردات، در رتبه نخست مبادی وارداتی ایران قرار داشته است. در همین مدت، صادرات ایران به امارات نیز حدود ۶.۵ میلیارد دلار بوده و مجموع تجارت دوطرفه به حدود ۲۱.۳ میلیارد دلار رسیده است. با این حال، این رقم به معنای از بین رفتن مستقیم ۲۱.۳ میلیارد دلار تجارت نیست؛ بخش مهمی از کالاها و مبادلات قابلیت انتقال به مسیرهای دیگر را دارند، اما مسئله اصلی، هزینه و زمان جایگزین کردن شبکه‌ای است که طی سال‌ها در دبی شکل گرفته است.

توقف تجارت؛ ضربه همزمان به کالا و پول

تصمیم اخیر امارات از این جهت اهمیت دارد که موضوع تنها به محدودیت یک کالای خاص یا یک گروه تجاری محدود نشده است. بر اساس اعلام مقام‌های اماراتی، توقف شامل فعالیت‌ها و مبادلات تجاری و همچنین معاملات مالی با ایران است و تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد داشت. در صورت اجرای گسترده این تصمیم، واردکننده ایرانی همزمان با دو مسئله روبه‌رو می‌شود؛ نخست، پیدا کردن مسیر تازه برای تأمین کالا و دوم، یافتن مسیر جایگزین برای پرداخت و تسویه معامله.

همین همزمانی می‌تواند هزینه اختلال را افزایش دهد. تجارت خارجی تنها خرید کالا نیست؛ مجموعه‌ای از خدمات مالی، حمل‌ونقل، بیمه، انبارداری، ترخیص و توزیع در کنار هر معامله قرار دارد. اگر این زنجیره در یک نقطه دچار اختلال شود، ممکن است کالایی که در بازار جهانی به‌راحتی قابل خرید است، با تأخیر بیشتری به ایران برسد. در نتیجه، نخستین اثر تصمیم امارات لزوماً کمبود کالا نخواهد بود؛ افزایش هزینه معامله، طولانی شدن زمان تأمین و بالا رفتن ریسک تجارت می‌تواند زودتر خود را نشان دهد.

امارات؛ فقط یک مبدأ وارداتی نیست

امارات در تجارت خارجی ایران تنها یک کشور صادرکننده یا واردکننده نیست. دبی طی چند دهه به یکی از مراکز اصلی تجارت مجدد، خدمات مالی، حمل‌ونقل، انبارداری و توزیع منطقه‌ای تبدیل شده است. بخشی از کالاهایی که با مبدأ امارات وارد ایران می‌شوند، در کشورهای دیگری تولید شده‌اند و دبی در این میان نقش واسطه تجاری، مالی یا لجستیکی داشته است. همین ویژگی باعث شده وابستگی ایران به این کشور، فراتر از ارزش دلاری کالاهای مبادله‌شده باشد.

پشت یک محموله وارداتی، شبکه‌ای از شرکت‌های بازرگانی، واسطه‌های مالی، شرکت‌های حمل‌ونقل، بیمه، انبارها و توزیع‌کنندگان قرار دارد. این شبکه طی سال‌ها شکل گرفته و جایگزینی یکباره آن با مسیر دیگری امکان‌پذیر نیست. بنابراین اگر مسیر امارات بسته شود، کالاها الزاماً از بازار جهانی حذف نمی‌شوند، اما مسیر رسیدن آنها به ایران تغییر خواهد کرد؛ تغییری که می‌تواند هزینه تمام‌شده، زمان تحویل و ریسک معامله را افزایش دهد.

پشت ۱۴.۸ میلیارد دلار واردات چه کالاهایی قرار دارد؟

در سبد واردات ایران از امارات، طیف متنوعی از کالاها قرار دارد؛ از ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی گرفته تا قطعات و تجهیزات الکتریکی، کالاهای الکترونیکی، قطعات خودرو، مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای. بخشی از این واردات نیز به کالاهای مصرفی و غذایی اختصاص دارد. به همین دلیل، رقم ۱۴.۸ میلیارد دلار را نمی‌توان یک سبد یکدست در نظر گرفت؛ اثر توقف تجارت بر هر گروه کالایی متفاوت خواهد بود.

اهمیت این ترکیب در آن است که بخش قابل توجهی از واردات از امارات، مستقیماً به مصرف نهایی خانوار مربوط نمی‌شود و در فرآیند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرد. در نتیجه، شوک اولیه ممکن است در فروشگاه‌ها دیده نشود. کاهش موجودی انبارها، تأخیر در سفارش قطعات، افزایش هزینه تأمین مواد اولیه و طولانی شدن مسیر واردات می‌تواند ابتدا در بنگاه‌ها ظاهر شود و سپس با فاصله زمانی به خطوط تولید و قیمت تمام‌شده منتقل شود.

تلفن همراه تا ماشین‌آلات؛ شدت آسیب یکسان نیست

در بخش کالاهای مصرفی و الکترونیکی، امکان پیدا کردن تأمین‌کننده جایگزین بیشتر است. تلفن همراه، رایانه، تجهیزات الکترونیکی و برخی کالاهای مصرفی را می‌توان از بازارهایی مانند چین، ترکیه یا سایر مراکز تجاری تهیه کرد، هرچند تغییر مسیر می‌تواند هزینه حمل و پرداخت را افزایش دهد. در این گروه، مسئله اصلی بیشتر به زمان و هزینه جایگزینی مربوط می‌شود.

اما شرایط برای ماشین‌آلات و قطعات تخصصی متفاوت است. یک کارخانه نمی‌تواند همیشه یک قطعه خاص یا تجهیز صنعتی را در کوتاه‌ترین زمان از کشور دیگری خریداری کند. تغییر تأمین‌کننده ممکن است به قرارداد جدید، تأیید فنی، تغییر شرایط پرداخت، تغییر مسیر حمل و حتی اصلاح برنامه تولید نیاز داشته باشد. بنابراین هرچه کالای وارداتی تخصصی‌تر و وابستگی تولیدکننده به آن بیشتر باشد، اثر اختلال در تجارت نیز عمیق‌تر خواهد بود.

کالاهای اساسی؛ خطر اصلی در کوتاه‌مدت چیست؟

در مورد کالاهای اساسی، توقف تجارت با امارات الزاماً به معنای حذف کالا از بازار ایران نیست. بخشی از کالاهایی که از این کشور وارد می‌شوند، در کشورهای دیگری تولید شده‌اند و امارات مسیر تجارت مجدد آنها بوده است. در چنین شرایطی، خرید مستقیم از تولیدکننده یا استفاده از مسیرهای دیگر امکان‌پذیر است، اما این تغییر مسیر با هزینه همراه خواهد بود.

حمل‌ونقل، بیمه، پرداخت، ترخیص و زمان تحویل، مهم‌ترین هزینه‌های جایگزینی هستند. بنابراین در کوتاه‌مدت، افزایش هزینه و زمان تأمین می‌تواند سناریوی محتمل‌تری نسبت به کمبود گسترده کالاهای اساسی باشد. با این حال، اگر توقف طولانی شود و مسیرهای جایگزین نتوانند به سرعت فعال شوند، فشار بر موجودی انبارها و زنجیره توزیع نیز افزایش خواهد یافت.

ایران از امارات چه می‌خرد و چه می‌فروشد؟

رابطه تجاری ایران و امارات یک‌طرفه نیست. ایران در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ حدود ۶.۵ میلیارد دلار کالا به امارات صادر کرده است. محصولات پتروشیمی و شیمیایی، کالاهای معدنی و فلزی، آهن و فولاد، مس، قیر و محصولات کشاورزی از جمله گروه‌هایی هستند که در تجارت دو کشور حضور دارند. در بخش کشاورزی نیز محصولاتی مانند پسته، زعفران، خشکبار، میوه و تره‌بار و برخی محصولات غذایی در این بازار دیده می‌شوند.

اهمیت دبی برای صادرکننده ایرانی تنها به مصرف داخلی امارات محدود نمی‌شود. شبکه تجارت مجدد و توزیع منطقه‌ای این شهر، امکان دسترسی کالاهای ایرانی به بازارهای دیگر را نیز فراهم کرده است. بنابراین اختلال در این مسیر می‌تواند همزمان دو هزینه ایجاد کند؛ دشوارتر شدن دسترسی به مشتری و از دست رفتن بخشی از مسیر توزیع منطقه‌ای. صادرکننده ایرانی برای حفظ بازار خود باید مسیرهای جدیدی برای حمل، دریافت وجه و توزیع پیدا کند.

۱۴.۸ میلیارد دلار؛ رقم خسارت نیست

یکی از خطاهای احتمالی در تحلیل این اتفاق، برابر دانستن رقم ۱۴.۸ میلیارد دلار واردات با میزان خسارت اقتصاد ایران است. این رقم ارزش کالاهایی است که در دوره موردنظر با مبدأ گمرکی امارات وارد کشور شده‌اند و همه این کالاها در صورت توقف تجارت از بین نمی‌روند. بخشی از آنها می‌تواند از چین، ترکیه، هند، عمان یا مستقیماً از کشور تولیدکننده تأمین شود.

مسئله مهم‌تر، هزینه جایگزینی مسیر تجارت است. اگر ارزش تجارت دوطرفه را حدود ۲۱.۳ میلیارد دلار در نظر بگیریم و انتقال این تجارت به مسیرهای جایگزین فقط ۵ درصد هزینه بیشتری ایجاد کند، هزینه اضافی به حدود ۱.۱ میلیارد دلار می‌رسد. در افزایش ۱۰ درصدی، این رقم به حدود ۲.۱ میلیارد دلار و در سناریوی ۱۵ درصدی به حدود ۳.۲ میلیارد دلار نزدیک می‌شود. این ارقام پیش‌بینی قطعی نیستند، اما اندازه شوک احتمالی هزینه‌ای را روشن می‌کنند.

بازار ارز؛ نخستین کانال انتقال فشار

بازار ارز یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال این شوک خواهد بود. واردکننده برای خرید کالا به پرداخت خارجی نیاز دارد و اگر مسیرهای قبلی مختل شوند، باید از روش‌های دیگری استفاده کند. مسیر جدید ممکن است کارمزد، ریسک و زمان بیشتری داشته باشد. از سوی دیگر، افزایش نااطمینانی درباره آینده تجارت می‌تواند برخی فعالان اقتصادی را به خرید زودتر کالا یا ارز سوق دهد و تقاضای احتیاطی را افزایش دهد.

البته نمی‌توان هر تغییر در نرخ ارز را مستقیماً به توقف تجارت با امارات نسبت داد. بازار ارز ایران از متغیرهای سیاسی، تجاری، مالی و انتظارات تورمی تأثیر می‌گیرد. اما اختلال در یکی از مسیرهای اصلی تجارت خارجی می‌تواند از طریق افزایش هزینه پرداخت، دشوارتر شدن تأمین کالا و بالا رفتن ریسک معاملات، فشار مضاعفی بر فعالان اقتصادی ایجاد کند.

سرمایه در گردش؛ فشار پنهان تجارت

تغییر مسیر تجارت فقط قیمت کالا را افزایش نمی‌دهد؛ زمان خواب سرمایه را نیز بیشتر می‌کند. اگر واردکننده پیش از این کالا را در مدت مشخصی دریافت و وارد چرخه فروش می‌کرد، طولانی شدن مسیر جدید به معنای قفل شدن سرمایه برای مدت بیشتر است. در نتیجه، بنگاه برای حفظ همان سطح فعالیت قبلی به منابع مالی بیشتری نیاز خواهد داشت.

این مسئله برای بنگاه‌های کوچک و متوسط اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا دسترسی آنها به منابع مالی محدودتر است. افزایش زمان حمل، تأخیر در پرداخت و ترخیص و افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل می‌تواند نقدینگی بنگاه را تحت فشار قرار دهد. بنابراین بخشی از آثار توقف تجارت ممکن است ابتدا در حاشیه سود و سرمایه در گردش شرکت‌ها دیده شود و بعد به قیمت کالا منتقل شود.

تولید با تأخیر آسیب می‌بیند

اثر اختلال تجاری بر تولید معمولاً فوری نیست. کارخانه‌ای که امروز موجودی کافی از مواد اولیه و قطعات دارد، ممکن است هفته‌ها بدون مشکل به فعالیت ادامه دهد. اما زمانی که موجودی انبار کاهش پیدا کند و سفارش جدید مجبور باشد از مسیر دیگری انجام شود، هزینه واقعی اختلال آشکار خواهد شد.

اگر ماده اولیه یا قطعه با قیمت بالاتر و زمان طولانی‌تر به کارخانه برسد، تولیدکننده با سه گزینه مواجه می‌شود: کاهش حاشیه سود، کاهش تولید یا انتقال بخشی از هزینه به قیمت فروش. در صنایع وابسته به قطعات تخصصی، احتمال بروز اختلال جدی‌تر است. در مقابل، صنایعی که تأمین‌کنندگان متعدد دارند، امکان بیشتری برای تغییر مسیر خواهند داشت.

توقف تجارت با امارات تورم‌زا است؟

توقف تجارت با امارات به‌تنهایی نمی‌تواند نرخ مشخصی از تورم ایجاد کند، اما افزایش هزینه واردات می‌تواند به یک شوک هزینه‌ای تبدیل شود. اگر مواد اولیه، قطعات، تجهیزات و کالاهای واسطه‌ای گران‌تر تأمین شوند، قیمت تمام‌شده تولید افزایش خواهد یافت. بخشی از این هزینه ممکن است توسط تولیدکننده جذب شود و بخشی نیز به قیمت فروش منتقل شود.

شدت اثر تورمی به مدت توقف، نرخ ارز، هزینه حمل‌ونقل و سرعت فعال شدن مسیرهای جایگزین بستگی دارد. اگر تجارت در مدت کوتاهی به مسیرهای دیگر منتقل شود، فشار هزینه‌ای محدودتر خواهد بود. اما در صورت طولانی شدن محدودیت، افزایش هزینه تأمین و فشار بر سرمایه در گردش می‌تواند به افزایش قیمت بخشی از کالاهای وارداتی و تولیدات وابسته به نهاده‌های خارجی منجر شود.

عمان؛ جایگزین امارات می‌شود؟

عمان یکی از گزینه‌های مهم برای جذب بخشی از تجارت جابه‌جا شده است. نزدیکی جغرافیایی، دسترسی دریایی و روابط تجاری موجود، ظرفیت این کشور را برای توسعه تجارت با ایران افزایش می‌دهد. اما عمان در کوتاه‌مدت نمی‌تواند تمام نقش امارات را بر عهده بگیرد؛ زیرا مزیت دبی تنها بندر و موقعیت جغرافیایی نیست و شبکه گسترده‌ای از شرکت‌های تجاری، خدمات مالی، انبارداری، تجارت مجدد و توزیع طی دهه‌ها در آن شکل گرفته است.

چین و ترکیه نیز می‌توانند بخشی از این تجارت را جذب کنند. چین در تأمین ماشین‌آلات، تجهیزات، مواد اولیه و کالاهای مصرفی ظرفیت بالایی دارد و ترکیه نیز به دلیل مرز زمینی و شبکه حمل‌ونقل، برای بخشی از کالاها مسیر قابل اتکاتری است. با این حال، راه‌حل پایدار، جایگزین کردن یک وابستگی با وابستگی دیگر نیست؛ مسئله اصلی، ایجاد شبکه‌ای متنوع از مسیرهای تجاری است.

پیامدهای توقف تجارت با امارات / ایران از امارات چه می‌خرد و چه می‌فروشد؟ / عمان؛ جایگزین امارات می‌شود؟

بنادر ایران در برابر یک آزمون تازه

اختلال در مسیر امارات می‌تواند اهمیت بنادر ایران را نیز افزایش دهد. اگر بخشی از کالاهایی که پیش‌تر از طریق شبکه تجاری امارات وارد می‌شدند، مستقیماً به بنادر ایران برسند، ظرفیت بنادر جنوبی، انبارها، گمرک و شبکه حمل‌ونقل داخلی بیش از گذشته مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

اما انتقال تجارت به مسیر مستقیم تنها زمانی یک فرصت است که زیرساخت‌ها بتوانند با سرعت و هزینه مناسب پاسخ دهند. طولانی شدن ترخیص، افزایش هزینه حمل داخلی یا پیچیدگی فرآیندهای تجاری می‌تواند مزیت مسیر مستقیم را از بین ببرد. در این صورت، گلوگاه تجارت خارجی به جای دبی در داخل ایران شکل خواهد گرفت.

مسئله اصلی؛ جایگزینی یک کشور نیست، یک شبکه است

شاید مهم‌ترین نکته در پرونده توقف تجارت ایران و امارات همین باشد. ایران با یک کشور صرفاً به‌عنوان فروشنده یا خریدار مواجه نیست؛ بلکه با شبکه‌ای از خدمات تجاری مواجه است که طی سال‌ها شکل گرفته است. تأمین کالا، انتقال پول، حمل، بیمه، انبارداری، ترخیص و تجارت مجدد، مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته ایجاد کرده‌اند که جایگزینی آن به سرعت امکان‌پذیر نیست.

به همین دلیل، جایگزینی امارات با یک کشور دیگر به‌تنهایی کافی نخواهد بود. آنچه باید جایگزین شود، مجموعه خدماتی است که تجارت ایران از مسیر امارات دریافت می‌کرد. اگر این خدمات از مسیرهای چین، ترکیه، عمان، هند و سایر شرکای تجاری با هزینه قابل قبول فراهم شود، بخش مهمی از شوک قابل مدیریت خواهد بود؛ در غیر این صورت، هزینه جایگزینی به واردکننده، تولیدکننده و در نهایت مصرف‌کننده منتقل می‌شود.

 شوک واقعی از جایی شروع می‌شود که مسیر جایگزین گران باشد

توقف فعالیت‌ها، مبادلات تجاری و معاملات مالی امارات با ایران، در صورت تداوم، می‌تواند یکی از مهم‌ترین شوک‌های تجاری سال‌های اخیر برای اقتصاد ایران باشد. در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ حدود ۱۴.۸ میلیارد دلار کالا از امارات وارد ایران شده و صادرات ایران به این کشور نیز حدود ۶.۵ میلیارد دلار بوده است. اما اهمیت این رابطه را نمی‌توان تنها با رقم ۲۱.۳ میلیارد دلار تجارت دوطرفه سنجید؛ پشت این رقم شبکه‌ای از خدمات تجاری و مالی قرار دارد که طی سال‌ها شکل گرفته است.

اگر توقف کوتاه‌مدت باشد، اثر اصلی احتمالاً در افزایش هزینه، تأخیر در تأمین و بالا رفتن ریسک تجارت دیده خواهد شد. اما اگر این وضعیت طولانی شود، فشار به سرمایه در گردش بنگاه‌ها، زنجیره تأمین صنایع، بازار ارز و قیمت تمام‌شده کالاها منتقل خواهد شد. در طرف صادرات نیز صادرکنندگان ایرانی برای حفظ مشتریان و مسیرهای توزیع خود ناچار به استفاده از مسیرهای تازه خواهند بود.

در نهایت، مسئله اقتصاد ایران از دست دادن یک بازار یا یک فروشنده نیست؛ مسئله، از دست رفتن موقت یک شبکه تجاری است. اگر هزینه جایگزینی این شبکه پایین و مسیرهای جدید سریع و مطمئن باشند، شوک قابل کنترل خواهد بود. اما اگر جایگزینی با تأخیر، هزینه بالای حمل، پرداخت و بیمه و دشواری تأمین مالی همراه شود، رقم واقعی هزینه بسیار فراتر از یک تغییر مسیر ساده خواهد رفت.

امارات طی سال‌ها به یکی از مهم‌ترین دروازه‌های اتصال ایران به شبکه تجارت جهانی تبدیل شده است. اکنون با توقف مبادلات، آزمون اصلی برای اقتصاد ایران نه پیدا کردن یک کشور جایگزین، بلکه ساختن چندین مسیر جایگزین است؛ مسیری که اگر به‌موقع ساخته نشود، هزینه آن در نهایت از تجارت خارجی به تولید، بازار ارز و سبد هزینه خانوار منتقل خواهد شد.

۲۲۳۲۲۴

کد مطلب 2263223

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین