پرسش های کلیدی درباره یک تیم مطلقا ناکام؛ از پاسخگویی فرار نکنید!

وزیر ورزش باید به این پرسش پاسخ دهد که آیا این اصرار بر حضور در ناگویا بر اساس یک ارزیابی فنی واقعی صورت گرفت یا صرفاً قرار بود حضور در بازی‌ها به هر قیمتی ثبت شود.

خبرآنلاین: حذف تیم فوتبال امید ایران از بازی‌های آسیایی ناگویا دیگر یک «ناکامی ورزشی» ساده نیست؛ این شکست سنگین، صورت‌حساب مجموعه‌ای از تصمیم‌های اشتباه، بی‌برنامگی‌ها و اصرارهایی است که حالا باید درباره تک‌تک آنها توضیح داده شود.

تیم امید ایران در شرایطی با نتیجه سنگین ۴ بر یک برابر کره شمالی شکست خورد و در همان مرحله گروهی از مسابقات کنار رفت که برای صعود تنها به یک امتیاز نیاز داشت. تیمی که قرار بود یکی از مدعیان فوتبال ایران در ناگویا باشد، نه‌تنها از صعود بازماند، بلکه با شکستی سنگین به خانه برمی‌گردد، شکستی که نمی‌توان همه مسئولیت آن را روی دوش بازیکنان و کادرفنی انداخت.

واقعیت این است که ناگویا از همان ابتدا برای تیم امید با علامت سؤال‌های فراوان آغاز شد. اردوهای آماده‌سازی لغو شد، برخی باشگاه‌ها حاضر به همکاری نبودند، تعدادی از بازیکنان در اختیار تیم قرار نگرفتند و حتی تیم با ترکیبی ناقص راهی ژاپن شد. گزارش‌ها پیش از اعزام از غیبت ۵ بازیکن در فهرست ۲۳ نفره حکایت داشت.

اما سؤال اصلی اینجاست: اگر فدراسیون فوتبال و مجموعه فوتبال کشور می‌دانستند تیم امید با چنین مشکلاتی مواجه است، چرا اصرار شد این تیم حتماً به ناگویا اعزام شود؟ و مهم‌تر از آن، چرا وزیر ورزش شخصاً وارد ماجرا شد و برای حضور بازیکنان استقلال و تراکتور در تیم امید جلسه ویژه برگزار کرد؟ این پرسش از آن جهت مهم است که احمد دنیامالی نه‌تنها از اعزام تیم حمایت کرد، بلکه پیش از مسابقات تأکید کرده بود انتظار قهرمانی آسیا و در نهایت کسب سهمیه المپیک از تیم امید وجود دارد. او حتی در آستانه اعزام اعلام کرد باشگاه‌ها باید با تیم امید همکاری کنند و گفت اطمینان دارد این تیم با نتایج درخشان از ناگویا بازخواهد گشت. پس حالا وقت یک سؤال روشن است: وزیر ورزش روی چه ارزیابی‌ای این‌چنین محکم ایستاده بود؟

اگر واقعاً همه می‌دانستند تیم امید فرصت آماده‌سازی کافی ندارد، اگر اختلاف با باشگاه‌ها وجود داشت، اگر اردوها یکی پس از دیگری از دست می‌رفت و اگر حتی فدراسیون نمی‌توانست یک تیم کامل و آماده را در اختیار سرمربی قرار دهد، چرا باید مسابقات لیگ برای اعزام این تیم تحت تأثیر قرار می‌گرفت؟ آیا ارزش داشت برای تیمی که از نظر آماده‌سازی در چنین شرایطی قرار داشت، برنامه فوتبال باشگاهی کشور را تحت تأثیر قرار دهیم تا نهایتاً همین تیم در نخستین مرحله مسابقات با چنین شکستی حذف شود؟

این همان جایی است که باید میان «حضور داشتن» و «حضور مسئولانه» تفاوت قائل شد.  حضور در بازی‌های آسیایی فی‌نفسه افتخار نیست، آنچه اهمیت دارد این است که وقتی تصمیم به اعزام گرفته می‌شود، آیا حداقل الزامات یک حضور آبرومندانه فراهم شده است یا نه. اگر فراهم نشده، چه کسی باید پاسخگوی اصرار بر اعزام باشد؟

پرسش های کلیدی درباره یک تیم مطلقا ناکام؛ از پاسخگویی فرار نکنید!

از سوی دیگر، انتخاب حسین عبدی نیز همچنان یکی از پرسش‌های جدی این پروژه است. چرا فدراسیون فوتبال و کمیته فنی به این جمع‌بندی رسیدند که هدایت تیم امید را به مربی‌ای بسپارند که پیش از این در رده جوانان نیز نتوانسته بود پروژه خود را به نتیجه مطلوب برساند؟ اگر قرار بود یک تیم برای شکستن طلسم چند دهه‌ای فوتبال ایران در مسیر المپیک ساخته شود، مبنای این انتخاب چه بود؟

مشکل فقط انتخاب سرمربی نیست. استراتژی ساخت تیم نیز از ابتدا محل سؤال بود. در شرایطی که بازی‌های آسیایی در تقویم فیفا قرار ندارد و باشگاه‌ها الزام مشابهی برای واگذاری بازیکنان ندارند، اصرار بر استفاده از مهره‌های اصلی تیم‌های باشگاهی، بدون تضمین حضور آنها و بدون برنامه آماده‌سازی منسجم، از ابتدا یک قمار پرریسک بود.

در فوتبال حرفه‌ای، اگر می‌دانید بازیکن اصلی‌تان ممکن است چند روز مانده به مسابقات به تیم اضافه شود، اگر می‌دانید تمرینات مشترک محدود است و اگر می‌دانید مسابقات باشگاهی و آسیایی با یکدیگر تداخل دارند، باید از ماه‌ها قبل برای آن راه‌حل داشته باشید، نه اینکه چند روز مانده به مسابقات جلسه بگذارید و امیدوار باشید همه چیز حل شود. نتیجه چنین مدیریتی هم چیزی شد که امروز همه می‌بینیم: یک تیم ناهماهنگ، بدون ثبات، با مشکلات آشکار و در نهایت چهار گل خورده از کره شمالی.

حالا فدراسیون فوتبال نیز پس از این شکست از «تصمیم‌های شجاعانه» سخن گفته اما مردم حق دارند بپرسند: این تصمیم‌های شجاعانه دقیقاً قرار است شامل چه کسانی شود؟ چرا همیشه بعد از شکست، جلسه تشکیل می‌شود و بیانیه صادر می‌شود، اما قبل از شکست کسی مسئولیت تصمیم‌ها را نمی‌پذیرد؟ چرا وقتی همه مشکلات تیم امید از ماه‌ها قبل قابل مشاهده بود، کسی ترمز این پروژه را نکشید؟ و مهم‌تر از همه، اگر فدراسیون واقعاً به این تیم امید داشت، چرا نشانه‌های آماده‌سازی چنین تیمی از ابتدا این‌قدر نگران‌کننده بود؟

وزیر ورزش باید به این پرسش پاسخ دهد که آیا این اصرار بر حضور در ناگویا بر اساس یک ارزیابی فنی واقعی صورت گرفت یا صرفاً قرار بود «حضور در بازی‌ها» به هر قیمتی ثبت شود. آقای وزیر! شما برای این تیم جلسه گذاشتید، از باشگاه‌ها بازیکن گرفتید، بر همکاری آنها تأکید کردید، از نتایج درخشان گفتید و حتی از بازگشت تیم با دست پر سخن گفتید. حالا که تیم در همان مرحله گروهی حذف شده و با یک شکست سنگین به تهران برمی‌گردد، وقت آن است که همان‌قدر که برای اعزام تیم اصرار داشتید، برای پاسخگویی درباره چرایی این تصمیم هم اصرار داشته باشید.

این فقط پرونده حسین عبدی نیست. این فقط پرونده بازیکنان نیست. این فقط پرونده فدراسیون فوتبال نیست. این پرونده تصمیمی است که در سطح مدیریت ورزش کشور گرفته شد و حالا باید درباره نتیجه‌اش پاسخ داده شود. ناگویا تمام شد، اما سؤال‌های ناگویا تازه شروع شده‌اند.

253 258

کد مطلب 2278760

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین