۰ نفر
۱۵ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۱

عبدالصمد خرمشاهی

خشونت بیماری آزاردهنده ای است که روح جامعه را زخمی می کند. رواج آن وحشت و ناامنی را گسترش می دهد. شرایط سیاسی ، اقتصادی، باید و نبایدهای اجباری و تحمیل سلیقه های شخصی برجامعه، رواج خشونت را در پی دارد. بدترین صورت خشونت را می توان در میزان آمار جنایات و تبهکاریها دید.

چگونه می توان انتظار داشت در زمانه ای که انواع و اقسام خشونت های جسمانی علیه انسان ها به طرق مختلف تسریع می شود و در اخیار مردم گذاشته می شود و یا پاره ای از رسانه ها و مطبوعات خواسته وناخواسته اتش بیار معرکه می شوند روحیه مسالمت آمیز در جامعه پررنگ نشود.

 در این چند وقته دو فیلم از خشونت منتشر شده که در آنها جنایتی کم نظیر اتفاق افتاده است. مختصر ماجرا از این قرار است که در هردو فردی اقدام به کشن انسان دیگری می کند و در طول ماجرا مردم زیادی شاهد ماجرا بوده اند و با وجود حضور پلیس و تعداد زیادی از مردم همچنان به کار خود ادامه می دهند . این نوع خشونت از منظر روان شناسی اجتماعی یا علوم دیگر به راحتی قابل تحلیل است.

 قصد ندارم از نحوه کار پلیس یا عدم دخالت مردم حرفی بزنم، اما آنچه باعث تعجب و حیرت اینجانب از این همه خشونت در روز روشن و در مرئا و نظر ماموران و یکی از شهروندان ما علیه شهروند دیگر است.

سوال اینجاست که چگونه و چه عواملی باعث می شود جوانی در ملاء عام و جلوی چشم ده ها نفر از مردم و ماموران اوج خشونت و کینه را در مورد انسان دیگری به کار می گیرد و تا زمانی که جانش را نمی ستاند، رهایش نمی کند.

اینکه جامعه به شدت خشن شده است و انسانها کمتر حاضر به گذشت هستند یک مقوله بسیار پیچیده است که برای حل این معضل قطعا باید راهکارهای متفاوت یا شناخته شده دیگری را اعمال کرد ، اگر نه این روحیه سر و خشن همچنان گسترش خواهد یافت و قطعا در این رابطه دانشگاه ها،مدارس،صدا و سیما و تمام رسانه ها نقش مثبتی ایفا می کنند.

جرم شناسان بر این باورند که امروزه خشونت نظیر سایر پدیده های اجتماعی گسترش پیدا کرده و اشکال مختلفی یافته است. آنان اعتقاد دارند هجوم گسترده افراد به شهرهای بزرگ و شلوغی بیش از حد شهرها و همچنین اختلاط و تعامل افراد با سلایق و افکار گوناگون باعث شده اجتماعاتی به وجود آید که در آن آثاری از همبستگی و برادری دیده نمی شود و در اجتماع سرد و با روح ماشینی انسان ها به شدت خود را تنها احساس می کنند و بین هیجان و دلمردگی دست و پا می زنند و بعضی از افراد در برخورد با این زندگی و حوادثی که در آن روی می دهد بیش از حد به هیجان آمده و به ستیز و پرخاش یا به خشونت روی می آورند و این ستیز ممکن است در زندگی عادی یا در زندگی اقتصادی یا بالاخره در زندگی اجتماعی آنان جلوه گر شود. (مشابه مواردی که بیان شد.)

باید توجه داشت که ترویج روحیه انتقام جویی،رفتار پرخاشگرایانه و خشنوتا آمیز محصول و معلول یک شب یا یک زمان خاصی نیست بلکه  روحیه  انتقام گرفتن سالهاست در جامعه از طرق مختلف ترویج داده شده است. مثلا درج اخبار قتل های فجیع، پخش فیلم های خشونت آمیز که انواع و اقسام خشونت و بی رحمی که علیه انسان ها انجام می گیرد به وضوح نمایش داده می شود هر کدام نقش بسیار اساسی در این رابطه داشته اند.

به هر حال به همین خاطر است که می بینیم روحیه مسالمت جویانه و اشتی و گذشت به تدریج در جامعه ما رنگ می بازد. در هریک از پرونده های قتل عدم گذشت اولیا دم -که اگر چه تقاضای اعمال حق قانونی خود را دارند -روحیه انتقام جویی را متاسفانه رواج می دهد.

تاکید می کنم حق قانونی و شرعی اولیای دم این است که محکوم را قصاص کنند اما اگر اندکی روحیه بخشش و گذشت داشته  و سفارش خداوند را در نظر داشته باشند می توانند از خشونت پرهیز کنند. زیرا شکی نیست که خشونت خشونت می آورد.

 دکتر مرتضی محسنی استاد حقوق جزا در این باره در کتاب پاسخ هایی به خشونت می نویسد: «بسیاری از کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند و گرفتار زندگی جنجالی و پرهیاهوی شهری شده اند معتقدند برای ادامه زندگی در محیط فعلی مقداری خشونت لازم و ضروری است. آنان زرنگی در رانندگی، فرار از ترافیک سنگین شهری به هر طریق، سوار شدن به اتوبوس و مترو بدون رعایت نوبت و به دست آوردن جای خالی بدون استحقاق را نوعی زرنگی دانسته و آن را پاداش پرخاشجویی و ستیزه گری خود می دانند... اگر مقداری زرنگی برای ادامه زندگی عادی بی فایده نباشد ولی باید متوجه بود که این زرنگی با اندک تغییری به پرخاش و ستیز و سپس به خشونت و بزهکاری غیرمنطقی و غیرقابل دفاع تبدیل می شود.»به هر حال جوانی که بی محابا به شکلی که وصف آن رفت اوج خشونت را در انظار همگان به نمایش می گذارد و جوان دیگری را به هر دلیل می کشد عملش بی تاثیر از عوامل مذکور نبوده است.

        وکیل پایه یک دادگستری

ص/134

کد خبر 113979

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • دهقان IR ۱۵:۱۹ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۵
    1 1
    وقتی که دربرنامه های روزانه کشورهیچ نشانه ای ازشادی نباشدوهمش عزاداری وغم باشدنتیجش این است که خشونت عادی میگردد