۱۳ نفر
۲۹ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۶:۲۴
نمی‌فهمیم که وسط جنگیم؟

مگرمی‌شود وسط توپ و تانک و فشنگ و تیربار و خمپاره، نفس راحت بکشیم، گپ بزنیم و از تمیزی هوا لذت ببریم؟! مگر می‎شود ترکش در جای جای کالبدمان نشسته باشد و راحت حرکت کنیم؟ مگر می‎شود پس از استنشاق گاز خردل، نفس راحت بکشیم؟ مگر....؟ مگر...؟ مگر...؟

چطور پاسخ به تمامی این سوالات بدیهی است و همه شرایط جنگی اینچنین را می‎دانند و انتظارشان از حال و هوای پیرامون متناسب با این شرایط است؛ اما کسی باور ندارد که جنگ اقتصادی هم شرایط خاص خود را دارد و انتظارات باید متناسب با این شرایط باشد؟

همه آن توپ و تانک و تیربار و ... حالا در قالب بندهای مختلف تحریم روی سرمان آوار می‎شوند. به جای موشک‌های Made in Germany و Made in USA حالا با تحریم‎های حقوق بشری و نظامی و سیاسی و اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا و اتحادیه اروپا و ....روبرو هستیم. اگر در روزگار جنگ تحمیلی، همسایه‎ها توان کمک مالی و جنگی به ما نداشتند و ژست بی‎طرفی می‎گرفتند؛ حالا یا مامن دشمنان قسم خورده ما هستند و عملیات تروریستی آنها را به نوعی حمایت می‎کنند یا خودشان آنقدر درگیر جنگ و تروریسم داخلی هستند که ما ناگزیر از کمک به آنها هستیم. آن هم در همین شرایط بد اقتصادی ناشی از تحریم! حمایت مستشاری و بعضا نظامی‎مان از دول کشورهای همسایه هم لزوما از سر تایید تمام و کمال حکومت‎های آنها نیست و بیشتر از این باب است که آتش فتنه داعشی و طالبانی و ....آنها دامن گیر ما نشود.

هر ترکش این جنگ اقتصادی، در یک جای از کالبد میهن می‎نشیند؛ محدودیت واردات برخی مواد اولیه، کارخانه‎هایمان را زمین‎گیر می‎کند. منع مبادلات دلاری، بازگشت منابع مالی حاصل از صادرات به کشور را ناممکن می‎کند. تحریم‎ها سرمایه گذاری خارجی در کشور را محدود و ارزش ریال را ضعیف کرده، نرخ تورم چند برابر شده و تولید و صادرات نفت و گاز را کاهش می‎دهد. خط و نشان‎های دیپلماتیک، بنادرمان را تبدیل به لنگرگاه دائمی کرده است و ....

رسما وسط جنگ هستیم اما کمتر کسی این را باور دارد. روی سخن فقط با عوام‎اللهی نیست که فیلم صف طویل گوشت و عکس فاکتور خرید ماست و شیر را برای برخی رسانه های آن طرف آب می فرستند. حتی همان وزیری که در این شرایط برای محبوب ماندن، کسر بودجه را بهانه کرده و صندلی وزارت را واگذار می‎کند هم همینقدر نسبت به شرایط جنگ اقتصادی نادان است. آن استراتژیسیتی که می‎بیند تحریم‎ها با لبخند نثارمان می‎شود و تحریم‎کنندگان مدعی‌اند "در کنار ملت ایران و حامی مظلومیت آنها هستند و صدای اعتراضشان را در تجمعات کارگری و ....شنیده‌اند"؛ اما با بی تدبیری نمک بر زخم می‎پاشد و بر سر راه تصویب CFT و پالرمو سنگ اندازی کرده و یا با سوء مدیریتش در تنظیم بازار، ملت را سرگردان این صف و آن صف کرده هم از درک شرایط جنگ اقتصادی عاجز است.

هشت سال تحمل جنگ نظامی از آن روی «دفاع مقدس» نامیده شد که هرکسی در آن شرایط به فکر نجات کلیت کشور بود، هیچ کس راضی به خدشه دار شدن تمامیت ارضی کشور نبود، اگر سربازی زخمی می‎شد، دیگری او را به پشت خط منتقل می‎کرد، شهادت یکی، مصیبتی بود برای دیگری و ..... اما حالا چه؟ سربازی که در خط مقدم است، با تیربار همرزمانش حمایت می‎شود؟ یا به خط می‎زند و از پشت هم خنجر می‎خورد؟ اگر در عملیاتی پیروز شود همه خودشان را شریکش می‎دانند ولی امان از روزی که شکستی را تجربه کند! همه مقصر جلوه می‎دهندش. این بود فرهنگ «دفاع مقدس»؟

تا یکایک آحاد ملت، از مردم کوچه و بازار گرفته تا مسئولی که در خانه ملت نشسته یا کرسی قضاوت و یا سکان اداره مملکت را در دست دارد و .... به این باور نرسند که در شرایط جنگی البته از نوع «اقتصادی» قرار داریم، نمی‎توان انتظار «دفاع استراتژیک» داشت چه رسد به «دفاع مقدس»!

1717

کد خبر 1233403

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =