۶ نفر
۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۲
تیشه به ریشه فرهنگ، این بار با شعرهای جعلی!

اگر در حوزه های اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی هر روز آسیب و فساد تازه ای قد علم می کند، تاب آوری آن برای افکار عمومی ساده تر است تا حوزه ای به نام فرهنگ که مستقیم با اندیشه و روح و روان آدمی سر و کار دارد.

رخ نمایی انواع و اقسام دوز و کلک ها و حقه بازی ها برای معرفی محصولات دست چندم  فرهنگی  از شعر گرفته تا موسیقی و فیلم و قالب کردن آن به ذهن مخاطب، پدیده ای است که این روزها با فراگیر شدن فضای مجازی، با مبتذل ترین و غیراخلاقی‌ترین شیوه ها در جریان  است. انتشار محتوا و مطالب جعلی و دزدی های ادبی یکی از این نمونه هاست.      

در حقیقت فراگیر شدن اینترنت و فضاهای مجازی، فرصتی ساخت تا برخی برای جذب مخاطب، محتوای جعلی تولید کنند یا دست به دزدی در ادبیات بزنند. از آن جا که ایرانیان انس دیرینه ای با شعر داشته و ادیبان جایگاه والایی در حافظه فرهنگی این سرزمین دارند، عده ای در جایگاه مروجان مجازی فرهنگ و ادب قرار گرفتند و عده ای شاعر مجازی شدند.

اشاعه اکاذیب صوتی، تصویری و مکتوب
این معضل به همین جا محدود نمی شود؛ ردپای این اکاذیب به صورت فایل های صوتی و کلیپ های تصویری می توان دید. به جز این بعضی نویسندگان و ناشران که دغدغه فرهنگی ندارند، مطالب جعلی منتشر شده در فضاهای مجازی را مرجع مطالعاتی خود کرده اند و در کمال تعجب می بینیم که این اشعار سر از کتاب های درسی و کتاب های کمک درسی هم درآوردند.

شعر «لحظه ها عریانند/ به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز» نوشته کیوان شاه بداغی در مسابقه «برنده باش» به نقل از سهراب خوانده شد و شعر «زندگی» او نیز به اشتباه در کتاب «فارسی ۲» پایه یازدهم به نام این شاعر منتشر و بعدها با توجه به واکنش های مردمی اصلاح شد. اشتباه عجیب تر را می توان در فیلم سینمایی «یه حبه قند» رضا میرکریمی دید. در پیش نمایش فیلم، شاعر «زندگی جیره مختصری است/ مثل یک فنجان چای/ و کنارش عشق است مثل یک حبه قند» را سهراب سپهری معرفی می کند که این شعر هم اثر شاه بداغی است.

حال و روز ادبیات ما چنان قمر در عقرب است که حتی سیاسیون هم در سخنرانی و یادداشتها و مقالات خود به همین  اشعار و مطالب کذب استناد می کنند.

هدف جعل کنندگان چیست؟
هدف جعل کنندگان متفاوت است. هدف گروه اول نابودی میراث کهن ادبی و ایجاد خدشه بر چهره شاعران مردمی این سرزمین است. گروه دوم، دنبال لذت اند، لذتی مجازی به نام لایک با هدف جلب توجه.

و اما گروه سوم که از دیگر گونه جاعلان آب زیر کاه تر و حقه بازترند،  افراد به ظاهر دست به قلم و  جویای نامی هستند که برای مشهور شدن  به هر در و دیواری می زنند .
یکی از ترفندهای  مبتذل و عاری از اخلاق و وجدان  آن ها به این گونه است که  زیر شعر یا متنی از خود نام  مثلا سیمین بهبهانی را می نویسند و آن را در فضای مجازی می چرخانند تا توسط مخاطب کم سواد و بی اطلاع تکثیر شود اما رذیلانه ترین ترفند این ادیب نماها و شاعرک ها  زمانی رقم می خورد که   آن ها پس از این که شعرها و متون ضعیف و پر ایرادشان به نام بزرگان خوب دست به دست چرخید،  علم دادخواهی به دست گرفته و فریاد سر می دهند  که شعرشان به نام دیگری قلم خورده و  به این طریق نه فقط نام خود را در کنار نام یک شاعر نام آشنا مطرح میکنند بلکه این گمان را به وجود می آورند که شعرشان در حد آثار بزرگان است که این چنین با کارهای آن ها اشتباه گرفته شده است .

اما گروه چهارم ناشران جعلیات هستند یعنی خود ما، مردمی که ابزاری می شویم در دست جاعلان و آن ها را به هدفشان می رسانیم. مردمی علاقمند به فرهنگ و ادب اما بدون مطالعه و با کمترین دانش ادبی و فرهنگی.   

مانعی برای گسترش این روند
فقط آگاهی مردم می تواند جلوی نشر جعلیات را بگیرد. فضاهای مجازی و رسانه های الکترونیک، پدیده هایی نوظهور هستند که ما هنوز فرهنگ استفاده از آن ها را نمی دانیم. مردم باید از مزایا و معایب ابزار و امکانی که در دست دارند، با خبر شوند. اگر کسی از مشکلاتی که بازنشر یک مطلب جعلی به وجود می آورد، آگاه باشد دیگر اقدام به انتشار جعلیات نمی کند. این جعلیات حاصلی جز دلزده کردن مردم عادی از ادبیات، تنزل سلیقه مخاطب به متون آبکی و بی مایه و ایجاد تصویری مخدوش از بزرگان ادب و هنرمان در ذهن جماعتی که مدت هاست با کتاب غریبه شده اند، ندارد. این مشکل یک معضل ملی است و بر طرف کردن آن، یاری تمام ایرانیان را می طلبد.

مولانا،هدف شهرت نو شاعران
مولانا جلال الدین محمد بلخی از جمله شاعرانی است که نوپایان بسیاری علاقمند انتساب شعر خود به او هستند. سوء استفاده از علاقه مردم به آثار وی باعث شده تا برخی افراد عقاید خود را با انتساب به وی تبلیغ کنند.

جعل نام شاعر زیانی دو سویه دارد، از یک سو حق شاعر اصلی ضایع می شود از سوی دیگر آن چه مربوط به مولوی نیست به نام او به خورد مخاطبان داده می شود و مردم را از شناخت آثار چهره واقعی شاعران محروم می سازد. از جمله اشعار منتسب به مولانا: «قصه به هر که می برم فایده ای نمی دهد/ مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی»

شعرهایی که از سهراب نیست
یکی از شاعرانی که شعرهایی جعلی به نامش در فضای مجازی منتشر شده، سهراب سپهری شاعر نام آشنای کاشانی است مانند این قسمت از شعر کیوان شاه بداغی که به نام سهراب سپهری مشهور شده است: «من به آمار زمین مشکوکم/ اگر این سطح پر از آدم هاست/ پس چرا این همه دلها تنهاست؟»

کیوان شاه بداغی، شاعری است که به سبب نزدیکی ظاهری ادبیاتش به تصویرسازی های سهراب، اشعارش به اشتباه در ذهن مردم و فضای مجازی به نام این شاعر منتشر می شود و اطلاعات زیادی از او در دست نیست، اگر چه می توان میل به طبیعت گرایی را در اشعار هر دو دید.
با غور و تعمق درآثار سهراب می توان دریافت هر شعری که اندیشه عرفانی دارد و در قالب شعر نو سروده شده؛ اثر این شاعر نیست. پس بیایید آب رودخانه شعر این شاعر را گل نکنیم.

«اکبر اکسیر»، «حسین پناهی» نیست
حسین پناهی شاعر دیگری است که نامش پای اشعار جعلی زیادی دیده می شود. تشخیص اشعار ساده انگارانه و انتسابش به پناهی آسان است مانند «پنجره را باز کن/ و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر/ خوشبختانه باران ارث پدری هیچ کس نیست». اکبر اکسیر شاعری است که اشعار او به سبب شباهت نگاه اجتماعی و سبک شعری اش، گاه به نام حسین پناهی ثبت شده است.

قیصر امین پور و اشعاری که غریبند
شعر «گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود/ گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود»، یکی از شعرهایی است که در اینترنت و از آن غم انگیزتر در کتاب کمک درسی گاج به نام «قیصر امین پور» سند خورده است. آشنایی مختصری با سبک قیصر امین پور و تأمل بر ایرادات شعر نمونه، کافی است تا جعلی بودن آن را تشخیص دهید و بدانید که این اثر، شاعر دیگری دارد همانند شعر «دیرگاهی است که افتاده ام از خویش به دور/ شاید این عید به دیدار خودم هم بروم».

فریدون مشیری، شاملو، سیمین بهبهانی و ...
اشعار و متونی که به نام دیگر هنرمندان منتشر شدند کم نیست و جای تاسف این که بر زبان افراد بسیاری جاری است. با سواد و بی سواد نمی شناسد مردم به هر چه در فضای مجازی پخش شود، اعتماد می کنند فرهنگی که نیست و اصلاح هم نمی شود. در زیر چند نمونه از اشعار منتسب شده آمده است:
همه آدم ها ظرفیت بزرگ شدن را ندارند
اگر بزرگشان کنیم کم می شوند و دیگر نه شما را می بینند
و نه خودشان را
بیاییم به اندازه آدم ها دست نزنیم (منتسب به سیمین بهبهانی)
***
ما را از مرگ می ترسانند
انگار که ما زنده ایم...! (منتسب به احمد شاملو)
***
دلم تنگ است برای اندکی ایمان
زنان زاده دی را هراسی نیست از سرما (منتسب به فروغ فرخزاد)
***
سنگ هم «عاشق» شود
گوهر صدایش می زنند (منتسب به فریدون مشیری)
***
در آخر شعبان بخورم چندان می    
کاندر رمضان مست بیفتم تا عید (منتسب به خیام)
***
دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد، در عزایش گوسفندها سر بریدند (منتسب به علی شریعتی)
***
خوش به حال انارها و انجیرها/دلتنگ که می شوند، می ترکند(منتسب به اخوان ثالث)

کمپینی که با جعلیات می جنگد
چند سالی است به منظور جلوگیری از انتشار اشعار جعلی، کمپینی با نام «مبارزه با نشر جعلیات در فضای مجازی» متشکل از دانشجویان، اساتید و اعضای خانواده شاعران به راه افتاده است. وظیفه اصلی این گروه جمع آوری آثار منسوب به بزرگان ادبیات و بررسی صحت آن است و در صورت نا درست و جعلی بودن اثر با مُهر «جعلی» منتشر می شود. مسلما فرزندان شاعران درک بهتری از این میراث (ادبیات) دارند و دغدغه شان برای حفظ این میراث بیشتر از هرکس دیگری است.

برخی از نمایندگان و بستگان صاحبان آثار به کمپین مذکور پیوستند چون:
 - یلدا ابتهاج، دختر استاد هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)؛
- آیه امین پور، دختر قیصر امین پور؛
-آنا پناهی، دختر حسین پناهی؛
-بهار مشیری، دختر فریدون مشیری؛
-زردشت اخوان، پسر مهدی اخوان ثالث؛
-علی بهبهانی، پسر سیمین بهبهانی؛
-رضا ضیاء، مسئول کانال صادق هدایت؛
-آزاد عندلیبی، از مسئولان سایت و کانال رسمی احمد شاملو؛
-منیر سارا سرائی، شاعر و نماینده شمس لنگرودی؛
-سینا بهمنش، شاعر و نماینده سیدعلی صالحی

آخر سخن
ما با معضل مطالعه کتاب و منابع معتبر رو به رو هستیم. باید باور کنیم که خواندن مطالب منتشر شده در گروه های دوستانه و خانوادگی و کانال های سرگرمی و اخبار و به اصطلاح فرهنگی، مطالعه محسوب نمی شود. باید یاد بگیریم اگر کسی دسترسی به کتاب ندارد، می تواند به سایت های معتبر یا نسخه pdf مراجعه کند. باید بپذیریم بسیاری از کسانی که مطلبی را به گروهی ارسال میکنند، خودشان آن را نمیخوانند و حتی اگر بخوانند از صحت و سقم آن اطمینان ندارند.

ادبیات ما ارزشمندترین میراثی است که به ما رسیده است و در قبال حفظ و صیانت از آن همه ما مسئولیم. جلوگیری از ایجاد خدشه بر چهره ادبیات معاصرمان وظیفه ماست. پاک کردن لکه های آلوده جعلیات و جلوگیری از گسترش این آلودگی فقط از عهده یک گروه برنمیآید و نیاز به آگاهی و عزم عمومی دارد. به جز این سواد رسانه ای گمشده این روزها و نیاز اصلی مردم ماست. نباید آن را دست کم گرفت و فراموش کرد ما خواه ناخواه با فضای مجازی سروکار داریم و تا ابتدا با نحوه استفاده صحیح آن آشنا نشویم، به بیراهه خواهیم رفت.
آینه ت دانی چرا غمـــاز نیست
زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست
رو تو زنگـار از رخ خـود پاک کن
بعد از آن، آن نور را ادراک کن
«مولانا»

* این یادداشت در شماره امروز روزنامه خبر جنوب منتشر شده است.

1717

کد خبر 1254159

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • عرشیا IR ۱۰:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۹
    1
    گر چه حرف این مقاله کاملا به حق و درست است ولی برای مردم ما این چیزها معنایی ندارد ،ملتی که چهار نفره میروند و 206درپیت را به قیمت باور نکردنی 120ملیون میخرند که تا ماه اینده انرا دستکم 150تومن بفروشند هر کدام 7،8تومنی سود کنند ،چه علی خواجه ،چه خواجه علی .......