۰ نفر
۱۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۴

محمدرضا مهاجر

وقتی به غریبی برادرش فکر می کرد دلش مالامال غم می شد...

از همان دوران کودکی هر وقت صورت غمگین و چشم های گریان برادرش را می ددید با غصه می گفت:هیچ روزی مثل روز تو نیست حسین...

روزهای آخر عمر نذر کرده بود که شیربچه هایش... عبدالله و قاسم در رکاب عمو باشند.آنها هم کم نگذاشتند برای عمو. کاری کردند که حسین جای خالی برادرش را حس نکند.

1717

کد خبر 1269077

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =