راز وصیت امام صادق (ع) در شعری از عارف قرن سیزدهم

شعری از علامه فدائی کزازی، عالم و عارف قرن سیزدهم هجری در شهادت امام صادق علیه السلام و راز وصیت آن حضرت.

ز حادثات پر آفات دهر پر آشوب
رسیده است روایت که گفت ابوایّوب

طلب نمود مرا نیمۀ شبی منصور
روانه گشتم و داخل شدم بر آن مغرور

به پیش شمع، به کف نامه و نشسته به تخت
که میگریست در آندم به شدّت آن بدبخت

خطاب کرد بسویم که ای ابو ایّوب
محمد بن سلیمان نوشته این مکتوب

که جعفر بن محمد وفات یافته است
ازین جهان سوی دار جنان شتافته است

جهان ندید و نبیند دوباره چون جعفر
کجا چو جعفر صادق بود کسی دیگر

به رسم ماتمیان خواند آیۀ ترجیع
سه بار کرد بسی آه و ناله با تفجیع

بگفت پس بنویس از من ای ابو ایّوب
بسوی ابن سلیمان تو این زمان مکتوب

اگر که کرده به یک کس وصیتش تقریر
بگیر و گردن او را بزن به حکم امیر

رسید نامه پس آنگه بسوی پنچ نفر
نموده است وصیّت امام دین جعفر

در این مقدمه سرّی ز شاه ذیشأن بود
ازآن کسان چه دو منصور و بن سلیمان بود

بخواند نامه چو آن بی خبر ز سرّ جلیل
بگفت لیس اِلی قتل هولاء سبیل

بزرگوار  خدایا   به صادق صدیق
امام اهل حق و شمس  مشرق  تحقیق

که کن قبول بدرگاهشان فدائی را
که به ز پادشهی دیده این گدائی را

/6262           

کد خبر 1274663

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =