می دانیم سفر به جاکارتا کوتاه است و ظریف تنها قراری که دارد،مذاکره با وزیرخارجه اندونزی است.

این را هم می دانیم که زمان رسیدنمان به جاکارتا شب خواهد بود و باید استراحت کنیم. ساعت آخر از 5ساعت سفر به شام می گذرد. پیش از آن نیز اکثر همکاران را در حال چرت زدن می بینم. فرصت کوچکی دست می دهد تا  حدود 15دقیقه را با وزیرخارجه کشورمان در حالی که روی صندلی کنار دستش نشسته ام حرف بزنم و پیشنهادی را مطرح کنم. آنچه گفتم و شنیدم فعلا قابل گفتن نیست.

***

با فرود در فرودگاه جاکارتا کاملا تفاوتها با بنگلادش توی چشم می خورد.هنگام حرکت به سمت هتل،و مشاهده  خیابانها ، اختلاف ها را پررنگ تر و پررنگ تر حس می کنم. ساختمانهای بلند،خیابانهای نسبتا لوکس و خودروهای لوکس تر ، جار می زند که اندونزی بیهوده به جمع کشورهای گروه20 نپیوسته است.

کشور پاره پاره که از 17500 جزیره تشکیل شده،260 میلیون جمعیت را در خود جای داده که البته 60درصدشان در بزرگترین جزیره(جاوه) زندگی می کنند.

بیش از220میلیون نفراز مردمان آن  مسلمانند و در سراسر کشور پراکنده اند. می گویند مردمانی آرام و صبور و خونسرد دارد. این را از رفتار مردمی که در معابر ،سواره و پیاده اند می توان فهمید.

***

خانم وزیر خارجه در برابر خبرنگاران ،منتظر آمدن ظریف ، پا به پا می کند.وزیرخارجه مان وقتی پیاده می شود به سبک خودش سلام می کند. بعد از اینکه دو وزیر خارجه در برابر دوربین ها عکس می گیرند برای مذاکره به سالن دیگری می روند.

بعد از اتمام گفت وگوها به جمع خبرنگاران می ایند و هرکدام نکاتی را مطرح می کنند.به نظر می رسد با اینکه ایران و اندونزی در برابر اسرائیل، موضع مشترکی دارند اما اختلاف نظر هایی هم موجود است. اندونزیایی هابا آنکه جنایتکار بودن و  تا حدودی غاصب بودن رژیم صهیونیستی را قبول دارند،مانند ایرانی ها نمی اندیشند. به همین دلیل است که ظیف اصرار دارد مواضع ایران را در همین لحظات بیان کند.

***

بعد از پوشش خبرهای ملاقات، به اتفاق یکی از کارمندان محلی سفارت که سالهای طولانی در جاکارتا زندگی می کند سری به یکی دو مجتمع تجاری می زنیم. قیمتها تقزیبا در همه چیز گران است و غیرقابل انتظار. حتی با دلار 12-13هزارتومانی تهران هم وقتی قیمتها را مقایسه می کنم خرید هیچ چیز مقرون به صرفه نیست.

همراه با بقیه همکاران رسانه ای، برای ناهار در همان مجتمع تجاری جوجه سوخاری سفارش می دهیم و به هتل برمی گردیم. خودروها در اندونزی هم مثل بنگلادش از سمت چپ می رانند. خودروهایی که بیشتر،برندهای ژاپنی،کره ای و گاه فرانسوی و آلمانی اند.

***

در راه بازگشت به هتل اتفاق بامزه ای می افتد. برای نوشیدن آب یا نوشابه جلوی مغازه ای متوقف می شویم و بعداز دقایقی برمی گردیم. مدتی که از زمان حرکت می گذرد متوجه می شویم یکی از اعضای تیم نیست!

با توجه به اینکه در سفر قبلی ظریفریال یکی از خبرنگاران به سوئد پناهنده شده، جاماندن این دوست، دستمایه خنده می شود. واضح است که بعضی از دوستان ، دلواپس هم می شوند. نکند او هم رفته باشد؟

دوربرگردان برای برگشتن دور است و همین خودش زمان می برد. شاید 10تا 15دقیقه. وقتی می رسیم همکارمان را در حال کشیدن سیگار می بینیم. "خود سیگار هم دستمایه خنده های بعدی است،چون خبرنگار پناهنده شده دقایقی قبل از گم شدن،گفته بود می خواهد سیگار بکشد و به همین بهانه از گروه فاصله گرفته بود و الفرار!

***

همکار گم شده که پیدا می شود،تازه شوخی خبرنگارها گل می کند. از طریق تلگرام خبر می دهند که یکنفرمان گم شده! معلوم است مخاطبان مان در گروه تلگرامی که از مسئولان وزارت خارجه اند،مشوش می شوند. یکی دو تماس هم برقرار می شود. اما یکی از دوستان وزارتخارجه که از شیطنتهای رسانه ای ها  تجربه دارد ،بند را آب می دهد و با جمله ای که در تلگرام می نویسد اعلام می کند این یک شوخی است.

***

بار و بنه مان را پیش از ظهر توی ماشین گذاشته ایم و با خودمان آورده ایم. بنابراین راه را به سمت فرودگاه کج می کنیم. باید 12 ساعت در هواپیما باشیم . 10 ساعت طی مسیر و 2ساعت توقف در کلکته برای سوختگیری.تصور این سفر طولانی با حال و هوای غمگین عصر جمعه، در هم ضرب می شود.

نماز مغرب و عشا را در فرودگاه جاکارتا می خوانیم و ساعتی بعد سوار می شویم.صبح شنبه،صدای اذان موذن زاده اردبیلی در پاویون دولت فرودگاه مهرآباد، باز هم به نماز فرامی خواندمان.
1717

کد خبر 1303550

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • IR ۱۴:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
    17 11
    خوب زیادم عجیب نیست ما هم تو مسیر پاکستانیم دیگه فقط 50 سال از اونا عقب تریم چون اونا خیلی وقته بمب اتمی ساختن. عجیب نیست از یکی مثل خودشون حمایت میکنن
    • IR ۱۵:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۷/۰۳
      19 10
      تا امثال تو رو داریم نیاز به ترامپ و جانسون و مکرون و ... احمق های دیگه نداریم ، تو خودت بمب شیمیایی هستی