۰ نفر
۱۴ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۶
«نیویورک» آخرین فرصت دیپلماسی نبود

سفر امسال رئیس جمهوری به نیویورک برای شرکت در هفتادوچهارمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد انجام شد و دیدگاه های جمهوری اسلامی ایران با سخنرانی دکتر روحانی تبیین شد.

 همزمان با این رویداد مهم در داخل شاهد تخریب و فضاسازی هایی بودیم. آنچه که بیش از پیش به منافع کشور ضربه می زند استفاده از تخریب به جای نقد و یکی دانستن این دو است. تخریب علیه دولتی که همواره سعی کرده عزت، حکمت و مصلحت را به عنوان خط مشی در سیاست خارجی دنبال کند. در سایر بخش ها نیز به همین شکل است و جمهوری اسلامی ایران در منطقه پیشرفت های چشمگیری داشته است که قطعاً در سایه هوشیاری نیروهای نظامی و دیگر بخش ها بدست آمده است. اما از طرفی اگر تمامی دستاوردها را معطوف به این بخش کنیم اشتباه است؛ از طرفی دیگر اگر تک بُعدی به قضیه نگاه کنیم و دستاوردهای دیگر در دیپلماسی را به طور کامل به سیاست خارجی ربط دهیم این هم خطا است چرا که دیپلماسی و قدرت نظامی دوبال مهم مکمل در راستای پیشبرد اهداف کشور محسوب می شوند.

دیدارهای بی واسطه و دوجانبه با مقام های مختلف کشورها در حاشیه سازمان ملل فرصت خوبی را برای ایران فراهم کرد. البته انتقادهایی هم به کشورهای اروپایی درباره عمل نکردن آنان به تعهداتشان نیز مطرح است، به هر حال باید واقعیت را درباره وابستگی اروپایی ها به آمریکا و تلاش آنان برای جلب رضایت واشنگتن را نیز پذیرفت. اینکه در این بین جمهوری اسلامی ایران از چه درجه ای از حقانیت برخوردار است برای آنان اولویت نیست.

در موضوع خروج آمریکا از توافق هسته ای اروپایی ها بیانیه های مثبت و خوبی را در حمایت از این توافق صادر می کردند اما رفته رفته با فشارهای آمریکا از مواضعشان عقب نشینی کردند و در این راستا ایران با بی عملی اروپا تصمیم گرفت تا گام های کاهش تعهدات در برجام را آغاز کند. این اقدام ایران به علاوه حوادث دیگر در منطقه مانند فجیره،سقوط پهپاد آمریکایی،حمله به تأسیسات نفتی آرامکو و غیره برای اروپایی ها معناهای خاصی دارد.

آنها می دانند که در صورت عدم ایفای تعهداتشان ایران گام های بعدی یعنی گام چهارم کاهش تعهدات برجامی را خواهد برداشت و در این موضوع کاملا جدی خواهد بود. از همین رو اروپا خطر خروج از برجام را حس می کند و در همین راستا ممکن است اقداماتی همسو با آمریکا را در پیش بگیرند و برخی تحریم ها را علیه کشورمان اعمال کنند.

مسیر پیش رو ممکن است شرایط را سخت تر کند و حتی دو کشور چین و روسیه که تاکنون از ایران حمایت کرده اند را دچار تغییر موضع کند. اتهام زنی ها به ایران در خصوص افزایش تنش در منطقه و اقدامات ایران هراسانه در شرایط فعلی علیه ایران ادامه دارد ولی نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری به نظر نمی رسد که قصد درگیری با ایران را داشته باشند، از همین رو ممکن است تحریم ها افزایش یابد که این سیاست نیز راه به جایی نخواهد برد چرا که ایران همواره ثابت کرده که تسلیم زور نخواهد شد.

بحث دیگری که این روزها مطرح بوده این است که مجمع عمومی سازمان ملل آخرین فرصت برای ایران محسوب می شد که با پرداختن به مواردی می توان دریافت که این ادعا خطایی بیش نیست. برگزاری دیداری بی حاصل که خروجی آن تنها یک عکس یادگاری است را نمی توان فرصت از دست رفته قلمداد کرد، ضمن اینکه از قبل نیز رهبر معظم انقلاب اشاره کردند که هیچ مذاکره ای در هیچ سطح با مقام های آمریکایی صورت نخواهد گرفت. البته این موضوع را نیز باید مدنظر داشت که عمل به تعهدات برجامی، فروش نفت ایران، لغو تحریم ها و دیگر مراودات تجاری می توانست فرصت خوبی را فراهم کند. به غیر از روابط دوستانه اروپا تعهدات زیادی برای ایفا داشت که با تعلل به جایی نرسیده است، حتی اینستکس نیز هنوز عملیاتی نشده و در کوچکترین موارد نیز همراه با فشارهای آمریکا آنها قدمی تا کنون برنداشته اند.

در آن سو تکلیف آمریکا نیز مشخص است؛ این کشور با خروج یکجانبه از برجام و کمپین فشار حداکثری تصور می کرد که ایران در نهایت زانو خواهد زد ولی در نهایت معادلات آنها بر هم ریخت. حتی ایران پیشنهاد لغو تحریم ها از سوی آمریکا را مطرح کرد ولی این کشور حاضر به این اقدام نشد، در چنین شرایطی صحبت از اینکه حضور در مجمع عمومی سازمان ملل آخرین فرصت ایران بود کاملا اشتباه است. با همه این تفاسیر و توصیه رهبر انقلاب تصمیم بر این شد که با توجه به شرایط پیش آمده مذاکره با آمریکا نه تنها فرصت بلکه تهدیدی خطرناک بود که در نهایت با درایت و هوشیاری رفع شد.

ایران در گذشته فرصت هایی داشته است؛ مثلا در زمان آقای خاتمی و حضور ایشان در سازمان ملل می توانست گفت و گوهایی شکل بگیرد. در آن زمان کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا طی اظهاراتی به موضوع دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد اشاره کرده بود تا زمینه های دیدار آقای خاتمی با رئیس جمهور وقت آن موقع فراهم شود که این اتفاق نیفتاد. ایران فرصت های نسبتا برابر دیگری نیز داشته که می توانست از آن بهره ببرد که در این موضوع شاید حرف منتقدین تا حدودی صحیح باشد.

اما در این شرایط اوضاع متفاوت است، برای مثال مکرون از قول ترامپ گفت که در صورت رضایت ایران برای دیدار با رئیس جمهور آمریکا ترامپ حاضر است تحریم ها را لغو کند، اما ایران خواستار لغو تحریم ها قبل از مذاکره شد. ما در ادامه ترامپ قبول نکرد و حتی تحریم های دیگری نیز اعمال کرد؛ در صورتی که می توانست به راحتی با یک امضا تحریم ها را لغو کند. این موارد عدم صداقت و خالی بودن دستان آمریکا را به خوبی نشان داد.

سیاست خارجی ترامپ نه تنها در قبال ایران بلکه در طیف گسترده ای از موضوعات با شکست مواجه شده است. مصداق آن را می توان در دیگر اقدامات او از جمله خروج از معاهده های بین المللی مانند توافق پاریس و غیره و اخراج افراد تندرویی مانند جان بولتون مشاهده کرد. شکست در مذاکرات کره شمالی، تغییر رویکرد اعراب نسبت و همچنین نارضایتی بسیاری از کشورهای دنیا از سیاست وی از نشانه های بارز شکست او در سیاست خارجی است.

*دیپلمات سابق وزارت خارجه و کارشناس مسائل بین المللی

کد خبر 1307365

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =