مخاطبانی که نویسندگان را وادار به فانتزی‌نویسی کردند

ایبنا نوشت: معصومه میرابوطالبی، نویسنده رمان فانتزی «آن سوی دریای مردگان» معتقد است، مخاطبان مخصوصا در سال‌های اخیر از آثار فانتزی استقبال کرده‌اند و نویسندگان را به سوی فانتزی‌نویسی سوق داده‌اند.

«این‌ همه حرف و حدیث پشت سر یک پسر و دایی‌اش؟! مگر می‌شود؟ می‌گویند دایی‌اش معتاد است و توی خانه‌شان جن دارند. اصلا کسی که در محله‌ جن‌آباد و پشت غسالخانه زندگی کند حتما یک جای کارش می‌لنگد. افشین، باید از همه‌ این‌ها سر در بیاورد و بفهمد این چه موجودی است که با صدای بلند توی خانه‌ آن‌ها فریاد می‌زند: اِن نوگی!»

 
مطلبی که خواندید موضوعی است که معصومه میرابوطالبی در کتاب «آن سوی دریای مردگان» که از سوی نشر طوطی منتشر شده، به آن پرداخته است. این کتاب درباره‌ داستان دو دنیا، موجوداتی فراواقعی و و خطرهایی است که قهرمانان داستان با آن دست‌ به‌گریبانند و می‌تواند برای نوجوانان علاقه‌مند به داستان‌های فانتزی جذابیت داشته باشد. در ادامه گفت‌وگوی ما را با معصومه میرابوطالبی می‌خوانید.
  
چرا موضوع مرگ را برای رمان «آن سوی دریای مردگان» انتخاب کردید؟

هدف من کنار آمدن با مرگ و پذیرش آن برای مخاطب نوجوان بود. در فرهنگ قدیمی ایران کودکان و نوجوانان به دلیل ارتباطی که با

نوجوان یک منتقد سخت‌گیر و بی‌رحم است و خیلی راحت کار را کنار می‌گذارد و نمی‌خواند و اصلا رودربایستی ندارد. اما مخاطب بزرگسال وقتی شروع به خواندن کاری می‌کند برای اینکه به درونمایه‌های زیرمتنی برسد ممکن است تا آخر کار را بخواند. اما مخاطب نوجوان این تعارف را ندارد و خیلی راحت کار را حذف می‌کند

حیوان‌های خانگی داشتند، می‌فهمیدند مرگ وجود دارد و با مفهوم آن آشنا می‌شدند. اما در دنیای کنونی چون بچه‌ها را در دنیای ایزوله نگه می‌داریم چندان با این مفهوم آشنا نیستند. درحالی‌که مرگ هم جزئی از طبیعت است و گریزی از آن نیست. براین اساس وقتی می‌خواستم این داستان را بنویسم خیلی برایم مهم بود که چگونه یک نوجوان با مرگ عزیزانش کنار می‌آید و آن را می‌پذیرد.

شخصیت داستان من هم در مرحله اول با این مساله کنار نمی‌آید و نمی‌خواهد بپذیرد بعد از مرگ مادری که تجربه کرده یکی از عزیزترین‌هایش یعنی پدربزرگش هم قرار است، بمیرد. و برای اینکه جلوی این مرگ را بگیرد به سراغ سفر قهرمان می‌رود و وارد جهان فانتزی می‌شود تا راز نامیرایی موجودی به نام «ئوت نه پیش تیم» را کشف کند. اما در مرحله‌های مختلف این سفر با اشکال مختلف مرگ آشنا می‌شود. حتی میوه نوری که اول داستان برمی‌دارد و در آخر داستان به درخت دیگر می‌دهد، متوجه می‌شود که خودش هم برای یک درخت سفیر مرگ بوده و در نهایت می‌تواند مرگ پدربزرگش را بپذیرد.
 
این رمان را در چه ژانری دسته‌بندی می‌کنید؟

ممکن است مخاطبان با خواندن برخی قسمت‌ها فکر کنند این رمان در ژانر وحشت است اما درواقع این چنین نیست، چون در ژانر وحشت هدف غلبه بر وحشت است که در این رمان این‌گونه نیست. این کتاب در ژانر فانتزی نوشته شده است.
 
چرا در دهه اخیر گرایش نویسندگان به فانتزی‌نویسی افزایش یافته است؟

مخاطبان مخصوصا در سال‌های اخیر از آثاری که در این حوزه نوشته شده، استقبال کرده‌اند و در واقع این مخاطبان بوده‌اند که‌ نویسندگان را به سوی فانتزی‌نویسی سوق داده‌اند.
 
به نظر شما نویسندگان ایرانی نسبت به نویسندگان غربی در خلق آثار فانتزی چقدر موفق بوده‌اند؟

هرچه گروه سنی پایین‌تر می‌رود نوشتن سخت‌تر می‌شود. برای من نوشتن برای کودک از همه سخت‌تر است و کمتر سراغش می‌روم. چون در گروه سنی کودک، مخاطب ویژه‌ای داریم که جهان کلماتش محدود است و موضوعات محدودتری را می‌توان برایش مطرح کرد

بوده‌اند و مخاطبان استقبال کرده‌اند. من برای تحقیقی که داشتم رمان‌های نوجوان تالیفی زیادی در ژانر فانتزی خواندم و واقعا کارهای درخور و قابل ترجمه و ارائه‌ به جهان در آن‌ها بود. اما ما هنوز باید تلاش کنیم تا بتوانیم آثارمان را با آثار موفق خارجی مقایسه کنیم و با کارهای موفق فانتزی در جهان فاصله داریم اما چیز غیرقابل دسترسی نیست.
 
۵۷۲۴۳
کد خبر 1313783

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 2 =