به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، مهران مهدویان ـ کارگردان اپیزود «توافق» از سریال نمایش خانگی «اهل ایران» ـ درباره چگونگی شکلگیری این بخش عنوان کرد: تقریبا دو یا سه روز پس از پایان فیلمبرداری «نفس» و در مرحله تدوین، به دعوت آقای محمدحسین مهدویان به گروه پیوستم و مقرر شد که کارگردانی فیلمنامه این پروژه را برعهده بگیرم. تفاوت اصلی «توافق» با «نفس» در این بود که فیلمنامه «نفس» توسط خودم نوشته شده بود اما در این پروژه فیلمنامه از پیش آماده بود و آقای بحرینی نگارش آن را انجام دادند. آقای مهدویان فیلمنامه را برای من ارسال کردند و خواستند که آن را مطالعه کنم. پس از مطالعه، متوجه شدم که این اثر به شدت با فضای ذهنی من همخوانی دارد و با استقبال کامل، از دعوت او بسیار خرسند شدم.
«توافق» نزدیک به فضای ذهنیام بود
وی افزود: یکی از دلایل اصلی علاقه و تصمیم من برای کارگردانی «توافق»، نزدیکی آن به فضای ذهنیام بود، از این جهت که این اثر بدون هرگونه شعارزدگی و خارج از کلیشههای صرفا نمایشی، به مسئلۀ انسانی جنگ پرداخته بود. قصه کاملاً انسانی بود و من در هر دو پروژه «نفس» و «توافق» تلاش کردم این رویکرد را حفظ کنم که اثری کاملاً انسانی در بستر شرایط جنگی خلق شود و تماشاگر با تمام وجود حس کند که آدمها در شرایط جنگی نیز زندگی عادی خود را دارند، مشکلات شخصی خود را دنبال میکنند و صرفا زیر سایۀ جنگ تعریف نمیشوند. درست است که جنگ تأثیر خود را بر هر شرایطی میگذارد، اما آدمها سعی میکنند مشکلات و زندگی خود را پیش ببرند و قائل به این نباشند که جنگ همه چیز را دگرگون کرده و هیچ نقطه امیدی برای حل مسائل وجود ندارد.
کارگردانی در روزهای بحرانی، میان شعلههای جنگ، انفجار، ترس مردم
این کارگردان درباره پروسه تولید این اپیزود تصریح کرد: کارگردانی در روزهای بحرانی، میان شعلههای جنگ، انفجار، ترس مردم و همزمان مسئولیت خلق یک اثر نمایشی، حقیقتاً امری بس دشوار است. وقتی از کارگردانی در روزهای جنگ سخن میگوییم، دیگر بحث بر سر مدیریت پروژه یا زمانبندی استاندارد نیست، بلکه بحث بر سر ماندگاری اثر است. سختترین بخش ماجرا آن بود که گویی میان دو جهان موازی قرار گرفته بودیم: جهان بیرونی با صدای انفجار، ناامنی و آشفتگی، و جهان درونی که در آن من و تیمم تلاش میکردیم ساختاری دقیق، منضبط و استاندارد بنا کنیم.
هنر برای یک کارگردان تنها در نمایش دادن خلاصه نمیشود
وی تاکید کرد: به باور من، هنر برای یک کارگردان تنها در نمایش دادن خلاصه نمیشود، بلکه در حفظ کیفیت در میانه آشوب معنا پیدا میکند. مردم، بهویژه در چنین روزهای سختی، شایستۀ تماشای اثری بینقص و ارزشمند هستند، زیرا آنها دیگر فقط به دنبال بازتاب آشفتگی نیستند، بلکه تشنۀ نظم، معنا و زیباییایاند که در برابر بینظمی جنگ ایستادگی کند. چالش اصلی من حفظ استاندارد هنری در شرایطی بود که دنیای بیرون در آشوب و التهابات فراگیر قرار داشت. ما باید با دقت میلیمتری روی ریتم قصه، کادربندیها، لحن و اجرای بازیگران کار میکردیم تا همه چیز واقعی جلوه کند و تماشاگر داستان را بپذیرد.
چالش تولید قصه در روزهای جنگ، جذاب چالشبرانگیز و نوعی مقاومت بود
مهران مهدویان اظهار کرد: چالش تولید قصه در روزهای جنگ، برای من بسیار جذاب و در عین حال چالشبرانگیز بود و خود نوعی مقاومت محسوب میشد. هر بار که صدای انفجار تمرکز تیم را برهم میزد، وظیفه من این نبود که بگویم «ادامه میدهیم»، بلکه باید تأکید میکردم که از آن پس باید دقیقتر عمل کنیم، زیرا میدانستم اگر کیفیت را فدای شرایط کنیم، در واقع به بینظمی جنگ امتیاز دادهایم. کار کردن در چنین شرایطی یعنی مدیریت استرس، ترس از آینده و حفظ تعادل لحظهای. ما میبایست میان حس انسانی خود نسبت به جنگ و وظیفۀ حرفهایمان مرزی ظریف و محکم ایجاد میکردیم. کارگردانی که در آن روزها تلاش میکند تماشاگر را با قصه همراه کند، نهتنها به عنوان تولیدکنندۀ یک محصول سینمایی عمل میکند، بلکه گواهی میدهد که در تاریکترین لحظات نیز هنر توانایی ایستادگی و خلق چیزی شایستۀ انسانها را دارد.
خلق باکیفیت برایم اهمیت داشت
وی ادامه داد: من به دنبال تولید سریع نبودم، بلکه خلق باکیفیت برایم اهمیت داشت. باور داشتم مردم و تماشاگران ما در اوج بیثباتی و جنگ، لایق دیدن اثری منضبط هستند. اگر ما در آن روزها کیفیت تصویر، دقت بازیگری و همۀ مؤلفههای یک اثر نمایشی را فدای شرایط میکردیم، در واقع به بینظمی جنگ امتیاز داده و اجازه میدادیم شرایط جنگی بر ذوق هنری ما پیروز شود. به باور من، ما در آن روزها با ابزار هنر در حال ثبت تاریخ بودیم.
مهدویان درباره پیشبرد همزمان دو اپیزود توضیح داد: کارگردانی دو اپیزود در چنین بازه زمانی کوتاهی، فراتر از فشار کاری معمول بود. هر اپیزود جهانی منحصربهفرد خود را داشت و کارگردانی همزمان دو جهان، ناخودآگاه فشار مضاعفی ایجاد میکرد. اولین سختی، فرسایش خلاقیت بود که ناگزیر باید با آن مقابله میکردم؛ به همین دلیل سعی میکردم با انرژیِ تازه وارد هر اپیزود شوم که خود چالشی جذاب و نو برای من محسوب میشد. مسئلۀ دوم، مدیریت دقت در سرعت بود زیرا وقتی زمان محدود است، وسوسه اولیه آن است که از جزئیات بگذریم تا کار زودتر تمام شود، اما من اجازه ندادم سرعت بر استاندارد غلبه کند. به همین دلیل مجبور بودیم با استراتژی دقیقی حرکت کنیم؛ بهگونهای که حرکت دوربین، نورپردازی و... بیشترین معنا را در کوتاهترین زمان و با کمترین اتلاف وقت منتقل کند. این تجربه به من آموخت که انضباط کاری تنها راه نجات هنر در برابر آشفتگی است و چگونه میتوان در اوج سرعت و تکاپو، اثری استاندارد خلق کرد.
بسیاری اهل ایران را پسندیدند و بسیاری نپسندیدند
این کارگردان درباره بازخورد مخاطبان تصریح کرد: بسیاری کار را پسندیدند و بسیاری نیز نپسندیدند اما خواهشی که از مردم و منتقدان دارم این است که تلاش ما در پروژۀ «اهل ایران» را به عنوان یک کار جهادی بپذیرند. ما به کار خود، سینما و سینماگر بودنمان ایمان داریم و تنها کاری که بلدیم همین است. سعی کردیم از هنرمان در شرایط جنگی برای همراهی با مردم استفاده کنیم؛ همانند مأمور هلالاحمر که شبانهروز درگیر کار خود بود یا پرستاران و پزشکانی که در بیمارستانها مشغول امدادرسانی بودند. ما نیز به نوبه خود تلاش کردیم کاری را که بلدیم انجام دهیم. امیدوارم مردم و منتقدان این کوشش جهادی ما را بپذیرند؛ چراکه تمام توان خود را به کار گرفتیم و همراهی مردم برایمان بسیار ارزشمند است.
وی افزود: شنیدن اینکه مخاطب توانسته پیوندی عمیق با شخصیتها برقرار و معنا و هدف ما را درک کند، بزرگترین پاداش ما بود. وقتی مردم میگویند با اثر شما همراه بودیم، در واقع میشنویم که ما توانستهایم در میان جنگ و آشوب با مردم همراه شویم و این بسیار مهم است. بسیاری از بازخوردهایی که برای من جذاب بود، حاکی از آن بود که مخاطبان به آنچه ما دنبالش بودیم، آگاه شدهاند و بر اصالت هر اپیزود و احساس واقعی موجود در جنگ تأکید داشتهاند. این برای من بدان معناست که تلاش شبانهروزی ما برای حفظ کیفیت در روزهای جنگ به مقصد رسیده است. میدانم اگر با تمام وجود برای حفظ استاندارد نمیجنگیدیم، شاید خروجی، اثری زودگذر میشد که مردم بهراحتی از کنار آن میگذشتند، اما اکنون میبینم که مردم این اثر را لمس کردهاند. این بازخوردها به من ثابت میکند که حتی وقتی جهان در آشوب و فروپاشی است، اگر هنرمند در هر شاخهای از هنر با تعهد و دقت ایستادگی کند، میتواند اثری ماندگار در دل مخاطب خلق کند.
امیدوارم سایه جنگ برای همیشه از سر مردم ما برداشته شود
مهدویان در پایان خاطرنشان کرد: خداوند را شاکرم که این فرصت را برای من ایجاد کرد تا بتوانم برای مردم خود کاری انجام دهم. امیدوارم این اثر در دل مردم جای گرفته باشد. از محمدحسین مهدویان و محمدرضا منصوری صمیمانه سپاسگزارم که به من اعتماد کردند و سختی کارگردانی دو اپیزود را به من سپردند. همچنین عمیقاً امیدوارم سایه جنگ برای همیشه از سر مردم ما برداشته شود و مردم با آرامش زندگی کنند. امیدوارم این فشارهای طولانی که مردم ما با آن دستبهگریبان بودهاند، هرچه زودتر پایان یابد و صلح و آرامش بازگردد. دیگر دغدغۀ جنگ و کشتار نداشته باشیم و همه چیز در وضعیتی آرام و امیدوارانه برای مردم ما پیش رود، چراکه مردم ما شایستگی بسیار بیشتری از این دارند. همچنین امیدوارم شرایط اقتصادی کشور به جایی برسد که مردم با آرامش بیشتری زندگی کنند؛ شرایط سختی که بر ما تحمیل شده، سزاوار این مردم نیست. مردم ایران در تمامی موقعیتها و نقاط عطف تاریخ ثابت کردهاند که چقدر عاشق میهن خود هستند و چه مردمان شریفیاند. جای آن دارد که مردم ما در آرامش بیشتری زندگی کنند.
59243



نظر شما