زلزله ای ویرانگر در بریتانیا سایه انداخته است

انتخابات بریتانیا با انحلال رسمی مجلس عوام آغاز شده است. این سومین انتخابات سراسری پارلمانی این کشور در چهار سال اخیر است و به این ترتیب یکی از پرتلاطم ترین دوره های سیاست این کشور رقم خورده است.

به گزارش خبرآنلاین، اهمیت این انتخابات در سطح بین المللی از چندین منظر قابل بررسی است؛  امپراتوری رنگ باخته، همچنان ضمیمه های فرهنگی و سیاسی خود را در جهان دارد که همان اقمار استعماری پیشین این کشورند. کشورهایی همانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا، هندوستان و همچنین پاکستان، از رفتار سیاسی، تعاملات سیاسی و مهمتر از همه تحولات سیاسی بریتانیا، تأثیر می پذیرند.حال سوال اصلی این است که بریتانیا چگونه به این انتخابات رسیده است؟

بحران مالی یورو و وضعیت وخیم اقتصادی یونان، اسپانیا، پرتغال و ایرلند بهانه مناسبی برای یوروستیزان در بریتانیا بود و سبب شد تا پایه های نفوذ حامیان خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مستحکم شود. به این ترتیب، قهرمان برگزیت، نایجل فاراژ، به آخر صفحه شطرنج نرسیده، از سربازی خرده پا به یک مهره تعیین کننده تبدیل شد و با حزب خود، UKIP، در انتخابات 2015 علیرغم ناکامی در تمام 650 حوزه انتخابیه، میزان قابل توجهی از آراء را به خود اختصاص داد. در همین انتخابات 2015 بود که فشارهای یوروستیزان، به طور خاص، در دورن حزب محافظه کار، دیوید کمرون را وادار ساخت تا در منیفست انتخاباتی خود، تعهدبرگزاری رفراندم درباره عضویت در اتحادیه اروپا را ارائه کند.

رفراندم برگزیت در  سال 2016 بود که اختلافات و تفاوت های نهفته در جامعه بریتانیا را به رخ کشید. فاصله نسلی که با حمایت جوانان از عضویت در اتحادیه و رأی بالای بازنشستگان و سالخوردگان به خروج، پررنگ شد، در برابر به رخ کشیده شدن تفاوت‏های جغرافیایی و منطقه ای که به سرعت جامعه بریتانیا را تحت تأثیر قرار داد، ناچیز بود. اسکاتلند که تازه گرد و خاک رفراندم استقلالش فرونشسته بود، در همه نواحی به عضویت در اتحادیه رأی داد که متضاد با سایر مناطق خاک جزیره بود و تنها ایرلند شمالی در همان راستا قرار گرفت. نواحی اندکی خارج از ابرشهر لندن و نواحی اقماریش در خاک انگلستان، به بقای در اتحادیه رأی دادند و به این ترتیب، دوگانگی میان لندن و سایر شهرها، بیش از پیش به رخ کشیده شد. این دوگانگی، داستانی بسیار کهنه در سیاست و فرهنگ و به ویژه اقتصاد بریتانیا است و فاصله میان لندن و نواحی اقماری آن با سایر نواحی، از امور شبه بدیهی گفتمان سیاست ورزی این کشور است .برگزیت همچو زلزله ای ویرانگر همه چیز را زیر و رو کرد. دیوید کمرون که در اقناع مردم برای رأی دادن به توافق خود با اتحادیه اروپا و بقای در اتحادیه ناکام شده بود، استعفا داد و ترزا می را محافظه کاران به رهبری حزب و نخست وزیری برگزیدند.

ترزا می به مرور در مسیری قرار گرفت که نهایتش قعر دره  و استعفا بود. توافق او با اتحادیه اروپا برای دوران پس از خروج، شامل بندهایی بود که برای بسیاری قابل تحمل نبود. از سوی دیگر، گروه خاصی از رهبران عمده جنبش برگزیت، توافق کردن با اتحادیه و امیتاز دادن به مرکل و مکرون را برنمی تابیدند.اما بذر همه این بی سرانجامی، در واقع قبل از نهایی شدن مذاکرات دومین بانوی نخست وزیر تاریخ بریتانیا، به دست خود او کاشته شده بود. او که به لطف پیروزی حزبش در سال 2015، اکثریتی شکننده داشت، با تکیه بر نظرسنجی ها و برای به دست آوردن اکثریت قاطع، تقاضای انتخابات زودرس کرد و در پی کمپینی به شدت ضعیف و بی رمق، اکثریت خود را از دست داد.  

حالا دولت محافظه کار، به لطف تأیید نمایندگان ایرلند شمالی در مجلس عوام، بر سر کار بود و در همین راستا بندهای  مربوط به سرنوشت  این ناحیه و ارتباط آن با کشور ایرلند که عضوی از اتحادیه اروپا بود، اهمیت فراوانی یافت. در دوران انتخابات عمومی 2017 تا امروز، بریتانیا به عرصه نبرد گروههای مختلفی تبدیل شده است که به سختی می توان آنها را در دو گروه طرفداران و مخالفان برگزیت دسته بندی کرد. کارگران به رهبری جرمی کوربین، به طور رسمی در رفراندم حامیان بقای در اتحادیه بودند؛ اما کوربین به بخشی از حزب کارگر تعلق دارد که به طور سنتی، به عنوان چپ گرایان تندرو، علاقه ای به عضویت در اتحادیه اروپا نداشته اند و خود کوربین زمانی از منتقدان جدی عصویت در اتحادیه بود. در تقابل با حزب محافظه کار و توافق ایرادمندشان با اتحادیه، رگه های تند افراطیان در این حزب، کارگزان، لیبرال دموکراتها و اسکاتلندیهای حاضر در مجلس عوام، چندین بار از تصویب توافق ترزا می جلوگیری کردند و ترزا می، سرانجام، رفت.

مشروح این گزارش را اینجا بخوانید.

310311

کد خبر 1321094

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =