از عشق خبری نیست!

آخرین روز سال 1398 برای ورزش ایران به خصوص فوتبال روز تلخی بود. چراکه با درگذشت مرحوم ایرج قلیچ‌خانی همراه شد.

اردشیر لارودی:در آخرین روز سال ۹۸ , دگر بار  " فوتبال "  به سوگ یکی از بهترین فرزندانش نشست. استاد ایرج قلیچ خانی  ... کاشف و پرورش دهنده ی استعداد های ناب  فوتبالی , فرسنگها دور از هیاهوی قرارداد های میلیاردی این روزها و رنجور از یک بیماری طولانی  ما را ترک گفت   ...  دلگیر بود از زمانه و از بی مهری و و بی توجهی که در حق او و هم قطارانش میشود  .... روحش شاد و یادش همواره گرامی باد. 

 ایرج قلیچ خانی کیست ؟ 
  سال ۱۳۵۴, فوتبال ما صاحب دو مربی جوان , سازنده و البته آینده دار شد  ... دو نام بیاد ماندنی " ایرج قلیچ خانی و اردشیر لارودی "ایرج قلیچ خانی مربی تیم  جوانان برق بود که آن سال بدون شکست قهرمان مسابقات فوتبال جوانان تهران شد .  اغلب شاگردان او , نام آوران نسل بعدی فوتبال ما شدند که از آن میان میشود به  نام  محمد پنجعلی , رحیم میر آخوری , عباس موسیوند , فریدون محیطی  ..... اشاره کرد. در همان روزها تیم استاد لارودی که البرز نام داشت , با یک برد کمتر , در جایگاه دوم ایستاد و این  اغاز راه بودو

 بنابر این جامعه ی فوتبال خوشنود از این جهت که   پس از ظهور مربیانی سازنده همانند ابوطالب ها  , رجب فرامرزی ها و .....   نسلی تازه  از مربیان زحمتکش و سازنده پدیدار گشته  ... با این اوصاف اما , آنها فرصت نیافتند تا شایستگی هایشان را در رده هایی فراتر از فوتبال باشگاهی نشان دهند . فدراسیون وقت برای تیمهای پایه ملی و همچنین منتخب تهران ,  از نامهایی همانند , باقر سپهسالاری و عباس رضوی و سرانجام یک مربی خارجی بنام یاگودیچ استفاده کرد.

  آنها اما دلسرد نشدند و استوار تر از قبل به راهشان که همان خدمت به فوتبال ایران بود ادامه دادند . اردشیر لارودی هم زمان با تیم البرز  در باشگاه راه آهن و ایرج قلیچ خانی با تیمی بنام سرباز .... و شاید نقطه اوج هنر استاد قلیچ خانی را در رقابتهای فوتبال باشگاهی تهران "  جام اسپندی " بتوان جستجو نمود . مسابقاتی که همگان را بخوبی با نام او و تیم پر قدرت و سختکوش سرباز آشنا کرد.

  در رقابتهای جام شهید مهدی اسپندی که نخستین دوره ی مسابقات فوتبال باشگاهی پس از انقلاب نیز می باشد , استاد ایرج قلیچ خانی با تیمی کم مهره اما بسیار یکدست و پر تلاش , شگفتی ساز این دوره رقابتها شد . آنها ابتدا در مسابقات مقدماتی برابر پاس ( قهرمان دو دوره ی اخر لیگ سراسری جام تخت جمشید ) در شرایطی به تساوی یک بر یک دست یافتند که از نظر فوتبالی بالاتر از آنها قرار داشتند و سپس در دور دوم , شگفتی بزرگ مسابقات را که همانا حذف تیم محبوب و پر ستاره استقلال بود , رقم زدند .  آن روز شاگردان استاد در یک روز  بیادماندنی با سه گل  آبی ها و ستارگانشان را در امجدیه گلباران کزدند . نتیجه ای که هیچکس تصورش را نمیکرد . کیهان ورزشی در این رابطه چنین مینویسد :

 استقلال برابر  سرباز , دستها را به علامت تسلیم بالا برده بود .......... بردی چنین سرسام آور  از یک تیم بدون سابقه در برابر یکی از پر سابقه ترین تیمهای تاریخ فوتبال ایران جای تردید باقی نمیگذارد. 

 اما این برد بسیار شیرین وغافلگیر کننده , پایان موفقیت های استاد و شاگردانش نبود .... آنها که به عنوان یکی از چهار تیم نخست مسابقات جام اسپندی , به مرحله ی پایانی (  نیمه نهایی )  صعود کرده بودند ,  چند روز بعد  یک روز بیادماندنی دیگر را تجربه کردند . حریفشان ان روز , پرسپولیس بود که با تمام سرمایه هایشان از  جوان و با تجربه ,  آمده بود تا انها را گلباران کند ! ....

 این مسابقه که در نخستین روزهای مرداد ماه سال ۵۸  برگزار شد , بسیار پر حرف و حدیث  از کار در آمد چرا که قضاوت محمد صالحی  موجب شد تا عملکردش مورد انتقاد اغلب کارشناسان قرار گیرد . این رویداد از همان ابتدا با یک غافلگیری آغاز شد  و تیم دونده و با انگیزه سرباز توانست با یک گل از سرخپوشان پیش بیافتد و آنگونه که روال مسابقه نشان میداد کار سرخپوشان برای جبران  بسیار دشوار  بود.

اما آن گل زیبای تیم سرباز , که با ضربه ی سر تماشایی رضا قره خانلو بدست آمده بود  با اعلام یک پنالتی مشکوک  بسود پرسپولیس , پاسخ داده شد تا در پایان ۱۲۰ دقیقه  , حاصل تلاش دو تیم تساوی یک بر یک باشد . در ضربات پنالتی اما تجربه بالا به یاری سرخپوشان امد تا انها در نهایت ۵ بر ۳ برنده نیمه نهایی جام اسپندی باشند و  تیم شایسته  سرباز از راه یابی به  فینال باز ماند . 

 اگر چه تیم استاد از حضور در فینال باز ماند اما از فردای مسابقه , مطبوعات پیوسته به عملکرد داور انتقاد کردند . اغلب انها از واژه پنالتی کذایی و  نظیر ان برای گل تساوی بخش پرسپولیس استفاده کردند . آن روزها در تیم سرباز این بازیکنان حضور داشتند: علی اسماعیلی , حسین کاشی نژاد , زنده یاد کاظم سید علیخانی , حمید فرد علی نیا , مجید ساعدی فر , حمید نیتی , آلبرت باغومیان , فرامرز معصومیان , عباس موسیوند , علی فارسی و ..... 

 جام اسپندی اما تمام شد و جامهای دگر آمد ... باشگاه های تهران , جام حذفی , جام ۲۲ بهمن  ..... و همچنان تیم استاد  عملکرد موفقی داشت  و تمریناتشان نیز  هر روز در ورزشگاهی  انتهای خیابان پیروزی دایر بود . آنها سال بعد ( زمستان ۱۳۵۹ ) نیز روزهای موفقی داشتند و در رقابتهای جام حذفی  بر تیمهای پاس و هما پیروز شدند تا دو نتیجه بسیار خوب برابر دو تیم سرشناس دیگر کسب کنند و این چرخه گشت و گشت و استاد همچنان تحت عنوان یک مربی زحمت کش  به فوتبال ایران خدمت کرد از شاگردان مطرح او در ان روزگار میتوان به نامهای مرتضی فنونی زاده , احمد حاج علی گل و فیروز کریمی اشاره کرد ... سالها اما بدین منوال گذشت و باز انگونه که باید به او فرصت داده نشد ...... تا انکه در پایان دهه ۶۰  به تیم فوتبال باشگاه ژاندارمری که در شرایطی نامساعد و بحرانی قرار داشت ,  پیوست . 

 با حضور استاد اما شرایط برای ژاندارمری تغییر کرد و سرانجام در پایان فصل ۶۹ آن تیم قعرنشین تا رتبه ۱۲ از یک جدول ۱۸ تیمی بالا آمد .   پس از ان با باشگاه های  هما , راه آهن ....... همکاری کرد  ......

  استاد اردشیر لارودی , یار و همدم دیرین ایرج قلیچ خانی در باب وی چنین اشاره میکند : 

از عشق خبری نیست! از عاشقان خبری نیست! از ایرج قلیچ خانی، کسی یادی نکرده و نمی کند مگر مثل امروزی که بانگی برآمد و فریاد بی صدایی برخاست که معلم بی توقع فوتبال و مربی کاردان استعداد شناس و استعداد پرور، رفت! ولی قبل از این سفر ابدی که زودش بود، گوشه های دیگری از عشق مرد! چشمه های زلالی از عشق خشک شد! نه برای ایرج که بر سر فوتبال ره گم کرده باید اشک ریخت! فوتبالی که کاشف قابلیت های بزرگ نیست دیگر! یعنی از روزی که ایرج ها را ندید که همه بچه های پا به توپ فوتبال ایران را می دیدند!

 فوتبالی که با معلم هایش میانه ای ندارد! فوتبالی که با سازندگی، بیگانه شده است! فوتبالی که ایرج ها را، به فراموشخانه فرستاد تا کمبودهای آشکارش را با خریدن نابازیکنان همگانی درجه n، پر کند!

ایرج قلیچ خانی، از مردان مانا و از معلم های عاشق فوتبال ایران بود که مظهر صداقت و پاکی رفتار و گفتار و کردار و کل زندگی بود! چه شب هایی که تا صبح با او، با بهمن فروتن، با حمید شفاعی، با بهتاش فریبا، با امیرحسین فرخ مهر، با افشین بلاشی ، با ساکت الهامی، بر سر یک پاس و یک شوت، بحث های ناتمام داشتیم! خدایش بیامرزد و خدایش، از سر تقصیرات آنها که این مردان را از فوتبال ایران دور می کنند -و دور کرده اند- بگذرد!

43257

کد خبر 1368080

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =