۲ نفر
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۷:۴۲
روز نهم؛ زمانِ گذرا و کمین فرصت‌ها

زمان دعا در بیان آقامجتبی تهرانی و آقاموسی صدر

خدایا! در این روز بهره‌ای از رحمت وسیعترا برای من قراربده و راهنمایی‌ام کن در این ماه به‌سوی دلیل‌های درخشانت( بخشی از دعای روز نهم ماه رمضان)

پرونده خبرآنلاین در روز نهم ماه مبارک رمضان را با دو روایت رمضانی از بیان امام موسی صدر و آیت الله مجتبی تهرانی سپری می کنیم.

زمان چگونه بر اجابت دعا تاثیر می گذارد؟/ درس های ماه رمضان آیت الله آقا مجتبی تهرانی

اگر انسان در یک زمان یا مکان خاص دعا کند، این زمان و مکان، بر روی اجابت دعا اثر می‏ گذارد. در باب زمان، این‏طور است که ساعت و لحظه‏ ای که بر انسان می‏ گذرد، در ظرف آن زمان قرار می‏ گیرد. ما یک بحث در رابطه با زمان‏ های خاص داریم که مربوط به ساعات شبانه‏ روز است و یک بحث هم مربوط به اوقات خاصی است، مثل شب‏ های خاص، روزهای خاص،‌ تا می‏ رسد به ماه ‏های خاص، مثل ماه مبارک رمضان. بحث این است که این زمان‏ های خاص، به طور کلّی اثر دارد و اگر انسان در آن زمان خاص دعا کند، این زمان بر اجابت دعایش تأثیر می‏ گذارد.

تأثیر دعا در شب
ما در روایات و معارفمان، هم نسبت به شب و هم نسبت به روز مطالبی داریم که یک زمان خاص را برای دعا مشخص می‏ کنند. یعنی در شب بر یک ساعت خاص و یک ظرف خاص و در روز هم بر یک زمان خاص، برای دعا کردن تأکید شده است. در باب شب چند دسته روایت وجود دارد که یک دسته از این روایات به طور کلّی شب را به عنوان «زمان مناسب برای دعا کردن» مطرح می‏ کند که در آن ظرف زمانی، دعا مطلوب است و «خودِ شب» بر دعا اثر دارد.

در یک روایت این‏طور آمده است که پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: «لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ نُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ!»، شبی که من را به معراج بردند، ندائی به من رسید که یک بخش از آن ندا این بود: «وَ مَنْ کَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ سِرّاً بَالِغَةً مَا بَلَغَتْ»، یعنی هر کسی که حاجتی مخفی دارد ـ ‏هر چه می‏ خواهد باشد ‏ـ «إِلَیَّ أَوْ إِلَی غَیْرِی»، از من یا از دیگری، «فَلْیَدْعُنِی فِی جَوْفِ اللَّیْلِ خَالِیاً»، پس محرمانه و در دل شب، از من تقاضا کند. «وَ لْیَقُلْ وَ هُوَ عَلَی طُهْرٍ یَا اللَّه».

وقتی بگوید پروردگار من! پروردگار من! خداوند هم جوابش را می ‏دهد و ندا می‏ کند لبّیک بنده من! بخواه تا به تو بدهم! به من توکل کن تا برایت کارسازی کنم! یعنی در حالی که با طهارت است، بگوید یاالله...! در روایت دیگری از پیغمبر اکرم (ص) آمده است: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا تَخَلَّی بِسَیِّدِهِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ وَ نَاجَاهُ أَثْبَتَ اللَّهُ النُّورَ فِی قَلْبِهِ»؛ اگر بنده با مولایش در دلِ شبِ تاریک خلوت کند و با او راز و نیاز کند، خداوند نور را در دلش استوار می‏ کند.

در روایتی از پیغمبر اکرم(ص) داریم که حضرت داوُد شب‏ ها در یک ساعت خاصی از شب خانواده ‏اش را بیدار می‏ کرد و می‏ گفت بلند شوید، نماز بخوانید و از خدا حاجتتان را بخواهید و طلب حاجت کنید! حالا برای اینکه متوجه شویم کدام ساعت از شب بوده است، باید روایات را کنار یکدیگر قرار دهیم و ساعات شب را هم خُرد کنیم.

روایت دیگری از امام باقر(ع) است که حضرت فرمود: «وقتی که یک سوم شب گذشته باشد یک منادی ندا می‏ کند آیا توبه کننده ‏ای هست که توبه ‏اش پذیرفته شود؟ آیا استغفار کننده ‏ای هست که بخشیده شود؟ آیا درخواست کننده ‏ای هست که به او داده شود؟ این ندا تا سپیده صبح ادامه دارد.»

روایتی از امام صادق(ع) است که حضرت فرمود: «در شب یک ساعتی هست که اگر بنده مُسلِم در آن زمان نماز بخواند و دعا کند، دعایش مورد استجابت قرار می‏ گیرد. در هر شب هم آن ساعت هست.» در روایت دارد: «فِی کُلِّ لَیْلَةٍ»؛ یعنی این ساعت برای شب خاصی نیست. چون بحث من هم عمومی و نسبت به هر شب است، نه یک شب خاص. عمر بن أُذَینه به حضرت عرض می‏ کند: «خدا تو را نیکو بدارد! آن ساعت کدام ساعت از شب است؟» حضرت فرمود آنگاه که نیمی از شب سپری شد، در یک ‏ششمِ اوّلِ نیمه باقی مانده از شب است.

در یک دسته از روایات داریم که ثلث آخر شب را مطرح می‏ فرمایند. پیغمبر اکرم(ص) می‏ فرمایند: «وقتی یک‏ سوم شب باقی مانده باشد، خداوند متعال می‏ گوید کیست که از من درخواستی کند تا برایش اجابت کنم؟ چه کسی است که تقاضا داشته باشد که من گرفتاری ‏اش را برطرف کنم تا برایش برطرف کنم؟ آیا کسی هست که از من طلب روزی کند تا به او روزی دهم؟ چه کسی است که به طور کلّی از من چیزی بخواهد تا به او بدهم؟»

یک دسته از روایات را هم داریم که این‏ها تعبیر به سَحَر می‏ کند. مجموع این روایات را اگر ما جمع ‏بندی کنیم، همین چیزی به دست می‏ آید که ما در باب مسائل فقهی و بحث‏ های فقهی هم مطرح می‏ کنیم و می‏ گوییم «ثلث آخر شب»؛ که حتی در باب نماز شب هم از نظر فضیلت می‏ رویم سراغ آن زمان و می‏ گوییم نماز شب در ثلث آخر شب فضیلت بالاتری دارد.

پس من اوّل رفتم سراغ «شب»؛ چون در بین شبانه ‏روز دیدیم که از نظر دعا کردن روی شب تأکید شده است. یعنی این زمان در باب اجابت مؤثر است. با توجه به روایات هیچ مانعی هم ندارد که ما این حرف را بزنیم که از نیمه شب به آن طرف، هرچه به طلوع فجر نزدیک­تر شود، اثرش هم بیشتر می‏ شود.

چگونگی تأثیر زمان بر دعا
مطلبی که اینجا هست این است که آیا تأثیر زمان بر روی «دعا» است یا نه، از باب تأثیر زمان بر روی «داعی» است؟ آنچه که من می‏ گویم این است که هیچ مانعی ندارد که هر دو باشد. آنچه برای ما قابل لمس و ادراک است و چه ‏بسا در معارفمان هم هست، این است که این زمان بر روی داعی، یعنی آن کسی که دارد دعا می‏ کند اثر دارد.  انسان در شب به طور غالب این‏طور است که کارهای روزمرّه ‏اش که تمام شد، استراحت می‏ کند؛ وقتی که استراحت کرد، خصوصاً از نصف شب به آن طرف، یعنی زمانی که همه معمولاً خوابیده ‏اند، آن سنخ افکار و اشتغالات ذهنی همه از بین می ‏رود؛ وقتی این‏ها پاک شد، روایات ما می‏ گوید حالا بلند شو و این ذهنی را که از این اشتغالات و تعلقات تا حدی تخلیه شده است، این را متوجه معبود خود کن و از او در خواست کن.

توجه تامّ به معبود،‌ پس از دور شدن از دنیا

این همان چیزی است که من از آن تعبیر می‏ کنم که مُخّ دعا است. در روایات هم داریم که مُخّ دعا، توجه تامّ به معبود و خالق برای تقاضا از او است. چون در آن زمان از شب، دیگران از ذهن رفته‏ اند و کم‏رنگ شده ‏اند و غیر خدا کمتر به ذهن می‏ آید. اصلاً آن موقعِ شب که بلند شده‏ ای، برای چه بلند شده‏ ای؟ بیدار شده ‏ای که از خدا تقاضا کنی. لذا اینجا توجه داعی به آن کسی که می ‏خواهد از او تقاضا کند، قوی‏ تر است و چه ‏بسا اینکه در روایات بر این زمان تأکید شده، به جهت اثر آن بر روی داعی و حالات روحی او در ربط با دعایش است. یعنی این موقعیّت زمانی بر روی داعی اثر می‏ گذارد. اما مثلاً موقعی که در روز مشغول اشتغالات دنیایی است و فکرش صد جا هست، آنجا ـ‏ نعوذبالله‏ ـ اصلاً خدا از یادش رفته است و نمی‏ تواند به او توجه تامّ پیدا کند.

چرا خدا انسان ها را آزمایش می کند مگر او از همه چیز آگاه نیست؟/ تفسیرهای ماه رمضان امام موسی صدر

آزمایش الهی

الم ﴿۱﴾ أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ ﴿۲﴾ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ ﴿۳﴾
الف لام میم (۱) آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می‏ شوند و مورد آزمایش قرار نمی‏ گیرند (2) و به یقین کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته‏ اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد(3)

در قرآن کریم در آیات بسیاری قضیه ابتلا و آزمایش را می خوانیم و در سوره عنکبوت نیز آیاتی درباره آزمایش آمده است. معنای این کلمات، برای خداوند چیست؟ او که پروردگار جهانیان و آفریننده انسان و از رگ گردن به آدمی نزدیک تر است و چشمان خیانت کار را می شناسد و از آنچه در سینه ها مخفی است با خبر است. معنای آزمودن انسان برای خداوند، کسی که حقایق هستی و آنچه را در نفوس انسان هاست می داند و از آینده مردم مطلع است، چیست؟

پاسخ این سوال در سخن برخی مفسران فاضل آمده است که خداوند می خواهد حقیقت آدمی را برای خودش و برای دیگران روشن کند تا حکمتش عادلانه و مقبول باشد و نزد مردم و حتی نزد نفس خود انسان قاطع باشد، پس آزمودن برای کشف حقیقت برای دیگری است.

این مفهوم زیباست، اما می توان از این سخن و از این موضع معنای دیگر و دقیق تری دریافت. این معنا بر حسب تعبیر صحیح است و در زبان عربی نیز استفاده می شود. همچنین بر اساس واقعیتی نیز که با آن زندگی می کنیم، صحیح است.

امتحان و آزمودن و ابتلا ممکن است برای کشف حقیقت باشد و ممکن است برای رشد عناصر نهفته در وجود آدمی باشد تا شکوفا شوند. پس انسانی که در کاری استعداد و توانایی دارد، اگر فضای مناسب آن کار برایش فراهم شود، حقیقتش آشکار می شود و غرایزش شکوفا و استعداد و توانایی اش در آن مسئله رشد می کند.

بر این اساس می فهمیم که خداوند، مجالی برای انسان فراهم آورده، نه برای آنکه او را بیازماید بلکه برای آنکه توانایی هایش رشد کند. پس اگر آدمی این فرصت و مناسبت را غنیمت شمرد و ظلم کند و کفر ورزد و گمراه شود، در این زمینه رشد می کند و حقیقتش با رشد توانایی های او آشکار می شود، نه برای اینکه پروردگار جهانیان حقیقت او را بداند بلکه بدان سبب که استعداد ها و توانایی های این شخص رشد کند و حقایق آشکارا روشن و کشف شود.

بنابراین انسان گمراه اگر فرصت یابد، انحرافش رشد می کند. همچنین انسان صالحی که فرصتی برای ابراز توانایی های مثبت و ابراز فداکاری و شجاعت و کرم خویش می یابد، رشد می کند.

پس رشد انسان، کشف حقیقت انسان نیست، بلکه حقیقت آن است که رشد آدمی در زندگی رسالت اوست. همان طور که در بذر در فضای مناسب به گیاه تبدیل می شود و اگر بذر خار باشد، به خار تبدیل می شود و اگر بذر گل باشد به گل تبدیل می شود. بنابراین ایجاد فضا و اعطای فرصت یا به تعبیر قرآنی املا و استمهال و فرصت دادن، همگی برای رشد توانایی ها و استعداد های انسان است.

جهان نیز آن طور که در حدیث شریف آمده مزرعه است و انسان بر اساس توانایی های مختلف خود، با کمال اراده و اختیار خویش می تواند به بذر خار یا بذر گل تبدیل شود. پس جهان فرصتی در برابر هر انسان است تا رشد کند و استعدادهایش را در راه خیر یا شر شکوفا کند.

از همین جا به تفسیر این آیه کریمه می رسیم، اینکه هر انسانی در این زندگی آزمایش و وسوسه می شود. پس به هر انسانی فرصت مناسبتی می دهند تا رشد کند و بروز یابد و مجال یابد تا استعدادها و توانایی های خویش را در جهان رشد دهد.

جهان مزرعه است برای کشف حقیقت آدمی یا به تعبیر دقیق تر برای رشد این حقیقت و این آزمایش که فرصتی الهی است برای هر موجود.

/6262

کد خبر 1383900

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =