۱ نفر
۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۰
داستانک رمضان ۲۷ / شکلات

دستش را توی جیب عبایش کرد. دو تا شکلات درآورد و داد به دو بچه‌ای که توی کوچه بازی می‌کردند.

گفت: اذان را که گفتند یک صلوات بفرستید و این شکلات‌ها را بخورید.

چند شبی بود که با شکلات‌هایی که شب قدر، خیرات داده بودند افطار می‌کرد.

۲۴۱۲۴۱

کد خبر 1389890

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =