۰ نفر
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۰
داستانک رمضان ۲۵ / ابولهب

وقتی مرد، حتی پسرانش  به او نزدیک نشدند.

بوی تعفنش تمام محله را برداشته بود. همه می‌ترسیدند با نزدیک شدن به جنازه‌اش بیمار شوند.

آخر سر اهالی محله، او را نه زیر خاک که زیر تلی از سنگهایی که به سمتش پرتاب کردند، دفن کردند.

همسایه ها خاطرات روزهایی را پچ پچ می کردند که او از روی بام خانه به محمد(ص) سنگ می‌زد و ناسزا می‌گفت و محمد زیر لب دعا می‌خواند و می‌رفت.

* به مناسبت سالروز هلاکت ابولهب، عموی پیامبر

۲۴۱۲۴۱

کد خبر 1389543

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =