دشمن خود باش تا باشی مگر با دوست، دوست

روز شانزدهم رسید. روز « أَللّـهُمَّ وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاَْبْرارِ وَ جَنِّـبْنی فیـهِ مُـرافَـقَـةَ الاَْشْـرارِ....: خدایا توفیقم ده در این روز به همراهی با نیکان و دورم دار در آن از رفاقت بدان...»

این پرونده خبرآنلاین، پیشکشی ست به مناسبت روز شانزدهم « ماهِ » خواندن «او».

موضع داشتن، از ویژگی های مسلمان متعهّد است.
با همه کس، یکسان نمی توان برخورد کرد. با نیک و بد، نمی توان به گونه ای خو کرد که هم نیکان انسان را بخواهند و هم اشرار، دوستدار انسان باشند.
اگر دوستی ها و دشمنی ها مرز ایدئولوژیک و دینی داشته باشد، اگر قطع و وصلها، موافقت ها و مخالفت ها، انگیزه مکتبی داشته باشد، اگر رفاقت، خدایی باشد، نمی توان، با همه بود...و با همه زیست.

| عرفی:
چنان با نیک و بد خو کن
که بعد از مردنت، عرفی

مسلمانت به زمزم شوید
و هندو، بسوزاند

دشمن خود باش تا باشی مگر با دوست، دوست

ولی این، خوی اسلامی و زندگی مکتبی نیست.

اسلام، براساس «تولّی» و «تبرّی» است.

مسلمان، دارای «جاذبه» و «دافعه» است.

مؤمنین به خدا و رسول «أشِدّاءُ عَلَی الکُفّار»ند و«رُحَماءُ بَینَهُم»![صدوق، ج ۱ ص ۲۴۴.]

مگر مسلمان می تواند چنان خاکشیر مزاج و دمدمی و چند چهره و چند زبان باشد که همه خواهانش باشند، همه را جذب کند، همه از او حمایت کنند؟!...

در میدان ارزش ها و خوبی و بدی حتّی، «بی طرفی»، گاهی «بی شرفی» است.

انسان شریف، باید نسبت به خوبان و بدان، خوبیها و بدیها، زشتیها و زیباییها، نسبت به حق و باطل، خیر و شرّ، ستم و داد، مساوات و تبعیض، حساسیّت و تعهّد و «موضع» داشته باشد.

دوستی و دشمنی، نمایشگر موضع انسان است.

دوستان و دشمنان، بیانگر خطّ فکری و عملی مسلمانانند. موافقان و مخالفان، فکر و عمل انسان را نشان می دهند.

وقتی امام صادق علیه السلام از دوستی با ترسو و بخیل و فاجر و احمق و دروغگو منع می کند،[۲] وقتی امام علی علیه السلام، صداقت در پشت سر را نشانه دوست حقیقی می شمارد،

وقتی امام علی علیه السلام دوست منحوس و ناستوده را، کسی می داند که در سختیها تنهایت می گذارد،[غررالحکم، ج ۴ ص ۱۷۱.]

این نشان می دهد که در دوستیها و موافق بودن ها و مخالفت کردن ها، باید از یک سری ملاکهای مکتبی و ضابطه های ارزشی پیروی کرد و باید آن ضوابط و معیارهای حق، بر اساس جهت گیری انسان حاکم باشد.

| حکیم نزاری:
دشمن خود باش تا باشی مگر با دوست دوست
دشمنی آخر مقابل کی بود با دوستی

گر میان دوست می‌خواهی ز خود شو برکنار
در میان فرقی بود از دشمنی تا دوستی

ور کنار دوست می‌خواهی برون شو از میان
دوست خود داند تو را یا دشمنی یا دوستی

دشمن خود باش تا باشی مگر با دوست، دوست

بنابراین، باید از خدا خواست تا نسبت به موافقت «ابرار» و نیکان، و همچنین اجتناب و دوری از «اشرار» و بدان، توفیق دهد.

«ابرار» و «اشرار»، کیانند؟

قرآن کریم در آیات متعدّد می گوید:

«مؤمنان، دعا می کنند که با «ابرار» بمیرند»،

«پاداشی که نزد خداوند است برای «ابرار» بهتر از هر چیزی است»،

«ابرار»، از جام هایی که آمیزه ای از کافور دارد، در بهشت می نوشند،

«ابرار» در نعمتهای خداوند به سر می برند،

کتاب و نامه عمل «ابرار»، در جایگاههای بلند و والاست،

«ابرار» که در نعمت ها مخلّدند، بر تخت هایی نشسته و می نگرند.[ر.ک: آل عمران ۱۹۳ و ۱۹۸، دهر ۵، انفطار ۱۳، مطففیّن ۱۸ و ۲۲.]

در کنار این، قرآن از مسائلی بعنوان «برّ» یاد کرده است، یعنی نیکی، از جمله:

«ایمان به خدا و قیامت و فرشتگان و کتاب های آسمانی، به خانه ها از در وارد شدن. تقوا، انفاق از آنچه دوست دارید».[ر.ک: بقره ۱۸۹ و ۱۷۷.]

در کتب لغت می نویسند:

«ابرار» یعنی نیکان، اولیاء خدا، آنان که در دنیا مطیع خداوندند و در آخرت به نعمتهای الهی می رسند.

و اغلب «ابرار» به اولیا و زاهدان و نیایشگران و بزرگان، اطلاق می شود.[مجمع البحرین.]

و امّا اشرار: اشرار، جمع «شرّ» است. قرآن کریم شرّ را اطلاق کرده است بر:

«آنکه مورد لعنت و خشم خدا قرار گیرد»،

«انسان های کرولالی که نمی اندیشند»،

«کافرانی که ایمان نمی آورند»، «برادران یوسف که آن ستم را نمودند»،

«آتشی که کافران به آن وعده داده شده اند»،

«آنان که با صورت، به دوزخ افکنده می شوند»،

«کفار و مشرکینی از اهل کتاب که جاودانه در آتشند».[ر.ک: انفال ۲۲، یوسف ۷۷، حج ۷۲، فرقان ۳۴.]

راستی، آیا دوستی با اینان رواست؟

پس، از خدا توفیق همگامی و هماهنگی با «ابرار» و دوری و پرهیز از «اشرار» را بخواهیم، چراکه دوستان بد، انسان خوب را هم بدنام می کنند.[کنزالعمال، ج ۹ حدیث ۲۴۸۴۴.]

شرح دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان به قلم استاد جواد محدثی

دشمن خود باش تا باشی مگر با دوست، دوست

/6262

کد خبر 1509582

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =