۱ نفر
۲۳ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۱
به بازآفرینی جشن‌ها و شادی‌ها نیازمندیم!

این روزها فضای اجتماعی پیرامون ما بیش از گذشته، از خبرهای تلخ و ناخوشایند آکنده است و مشکلات و سختی های روزگار از هر سوی بر ما و جامعه ما فرومی بارد.

از یکسو تهدیدها و توطئه های دشمنان و خرابکاری و فتنه آنان و از سوی دیگر مصیبت ها و دردهایی که نو به نو در محیط اجتماعی و اخبار حوادث پراکنده اند، حال و هوایی غمبار و درد آلود برای ما رقم می زند.
نه تنها گفته و ها و شنیده ها، بلکه در لابلای خوانده ها و دیده های فضای مجازی و شبکه های اجتماعی چیزهایی به چشم و گوش شهروندان می رسد که دل و جان هر کسی را می آزارد و رنج می دهد.
روزی ماجرای سلاخی فرزند به دست والدین و پیدا شدن جنازه اش در زباله های خیابان و روزی دیگر خبر انفجار ناو خارک یا پالایشگاه تهران مخاطبان را بر می آشوبد و در همین حال هر لحظه خبری از درگذشت یک نفر بر اثر کرونا یا افزایش قیمت یک کالا بر اثر تورم، بیش از گذشته به روح و روان آنان زخم می زند.

آیا راهی برای ترمیم این آسیب ها جز شاد شدن و شاد ماندن داریم؟ آیا وسیله ای برای درمان این دردها جز شادی می توان جست؟ قدر وقت را دانستن و غصه را دور ریختن و با اندک بهانه ای شادمان بودن دارویی است که در فرهنگ کهن ایرانی و باورهای دینی اسلامی بوده و هست.
عرفان اسلامی و ایرانی که یکی از مهمترین عناصر فرهنگ و تمدن ماست، بیش از هر بستر فکری دیگری زمینه ساز و راهگشای این شادی جستن تواند بود و اگر انسان ایرانی در طول قرنها توانسته در مقابل سخت ترین حوادث و تندترین بادها و طوفانها -از حمله اسکندر تا هجوم مغولان- بایستد و بماند، به خاطر برخورداری از همین پشتوانه است.    
برخی از دانشوران و اهل اندیشه (همچون دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در کتاب "ایران چه حرفی برای گفتن دارد") بر این باورند که آیین های  باستانی نیاکان ما، یکی از عوامل حفظ فرهنگ ایرانی و زبان فارسی است.

در روزگاری که کشوری مانند مصر همه پیشینه خود حتی نام و زبانش را در عصر اسلامی از دست داد، ایران بزرگ، پارسی ماند و در عین عرضه بهترین و درخشان ترین نمونه سازگاری با اسلام، نه تنها توانست فرهنگ و زبان و نام خود را حفظ کند، بلکه برجسته ترین دانشمندان و کارگزاران و نویسندگان را در محیط و جامعه گسترده اسلامی برآورد.
یکی از عوامل و اسباب این ماندگاری -در کنار اصالت فرهنگی و ریشه های دینی- حفظ روحیه شاد بیرونی و خوشدلی درونی در فرهنگ ایرانی بوده است.
ایرانیان باستان به بهانه های مختلف  مراسم جشن و سرور داشته اند و فرصت های گوناگون را برای شادمانی قدر می دانسته اند.

از آیین های سراسری نوروز در آغاز سال تا جشن اردیبهشتگان و خردادگان و تیرگان تا پایان سال، هر یک را مجالی می دیده اند تا خاک بر سر غم ایام بریزند و به مژده های پیش رو شادباش بگویند.
شاید فاصله گرفتن ما از این آیین ها و دورشدن مان از فرصت ها و بهانه های شادی و شادمانی راه را بر هجوم اندوه ها و غصه ها گشوده است. چرا اینک راه را بر شادی ها و شادمانی ها بازنگشاییم و هریک به سهم خود، برای بازآفرینی آیین های باستانی جشن و سرور قدمی برنداریم؟

کد خبر 1524836

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =