۸ نفر
۴ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۴:۰۴
روزنامه کیلویی چند؟

تصور اینکه لم داده روی مبل راحتی، انگشت مبارک را روی صفحه موبایل به بالا و پایین بکشید و در صفحات و شبکه‌های اجتماعی بچرخید، تصور دور از ذهنی نیست؛ هست؟

اپیزود اول

 هر کدام از ما دقایقی و گاهی ساعتی و حتی بیش از آن، را روزانه در چنین حالتی می‌گذرانیم. گاهی از سر بی‌حوصلگی، گاهی برای وقتکشی، ...و گاهی واقعا در پی یک موضوع خاص. انصافا چقدر برای خواندن متون بلند (حتی 200-300 کلمه) وقت می‌گذارید؟ خواندن فتونیوزها و اینفوگرافیک‎ها راحت‌تر نیست؟ اصلا وقتی «راحت الحلقوم‎»هایی ازاین دست هست، چه کسی حوصله خواندن تحلیل‎های بلند و مصاحبه های چند هزار کلمه‌ای را دارد؟ اصلا کو فرصتش؟

اپیزود دوم

برای خرید آب معدنی، یک نخ سیگار، حتی یک شعله فندک، چندبار به کیوسک‎های روزنامه فروشی مراجعه کرده‌اید؟ تازگی‎ها از جلوی آنها رد شده‌اید؟ بیشتر تنقلات فروشی‌اند تا «روزنامه فروشی». انواع شکلات و کیک و آدامس در بالاترین ردیف، چیده شده‌اند، مرتب، خوشرنگ و براق! کمی که سر مبارک را فرود آورید، در ردیف  پایین و احتمالا روی زمین، روزنامه‌ها روی هم چیده شده‌اند. نه ارتفاعشان به اندازه چند سال قبل است و نه ضخامتشان. سالهاست که هم آگهی‌های چند کیلویی همشهری آب رفته و هم تیراژ بالای ایران و جام‌جم. نوجوانان مشتاق نشریاتی چون چلچراغ  و دوچرخه هم دیگر بزرگ شده ‎اند. شاید چشمتان هم اگر به «چشم انداز ایران» بیفتد در دلتان درودی به مرحوم سحابی بفرستید و بگویید مگر هنوز لطف‌الله میثمی این مجله را منتشر می‌کند؟ سرآخر هم نگاهی به لایه نازک خاک روی نشریات بیاندازید و آهی بکشید و الهی به امید تو، بروید پی زندگی‎تان.

اپیزود سوم

فیلم‎ها و سریال‌های تاریخی که به بازنمایی ایران دهه 20-30 می‌پردازند از «کیف انگلیسی» گرفته تا شهرزاد و یا نمونه ‎های مشابه خارجی که دهه 70-80 میلادی را به تصویر می‌کشند؛ اغلب دارای لوکیشنی در خیابان‌های اصلی شهر هستند که در آن کودک یا جوانکی فریاد می‎زند «روزنامه، روزنامه، آخرین خبرهای روز.....» و در ادامه احتمالا یک خبر از جنس آنچه در صفحات حوادث منتشر می‎شود را بازخوانی می‎کند یا بسته به موضوع فیلمنامه، تیترهای سیاسی، انتخاباتی را بلند بلند می‎خواند. تصویری که هیچ با فضای این روزهای جامعه همخوانی ندارد که اغلب عابرین پیاده که چشم از صفحه گوشی موبایل خود بر نمی‎دارند و یا شش دانگ حواسشان به پادکست یا ترانه‌ای است که با هدفون گوش می‎دهند، به ناگهان با صدای بوق بلند یک اتومبیل، از جا می‎پرند! اصلا وقتی دکه‎ های روزنامه فروشی را خاک گرفته، دیگ چه کسی در خیابان ممکن است فریاد بزند «روزنامه»، «روزنامه»!!

اپیزود چهارم

چندبار شده همانطور که روی مبل راحتی لم داده ‎اید، همزمان با چک کردن صفحات اینتستاگرام یا پیام‎هایتان در واتساپ و تلگرام، گوشتان هم به تلویزیون باشد و با صدای گوینده که سرخط خبرهای روز را می‎خواند، سر مبارک را بچرخانید و ببینید که چه می‎گوید؟ مثلا همین اواخر با شنیدن خبر اتوبوس خواب‎ها یا جدیدترین اظهارات خانواده قربانیان پرواز 752 درباره دادگاه آنها یا .... باورتان بشود یا نشود، منبع اولیه این اخبار روزنامه‌ها بودند که البته پس از انتشار این مطالب در نسخه های الکترونیک خود توانستند به مهمترین خبر روز تبدیل شوند و این همان ضریب نفوذ رسانه های مکتوب در عصر دیجیتال است! همان چیزی که نسخه مکتوب روزنامه انگلیسی گاردین را از عصر بخار تا کنون و پس از 200 سال زنده نگه داشته است. روزنامه ‎ای که شاهد زنده انقلاب صنعتی چهارم، دو جنگ جهانی، ظهور و سقوط بریتانیا و ...بوده و همچنان علی‎رغم محدودیت‎هایی کرونایی و کمبود کاغذ به کار خود ادامه می‌دهد.

سردبیر این روزنامه سال گذشته در گفت وگویی از رازهای ماندگاری گاردین سخن گفت؛ اینکه توسعه ایده‌ها نه تنها برای نقد وضع موجود بلکه برای کمک به بهبود جهان همواره در دستور کار این روزنامه است؛ آماده رساندن صدای همه است، گزارشاتی غنی و پربار ارائه می‎دهد و وظیفه اصلی خود را کشف حقیقت، ایستادن در برابر صاحبان قدرت و روایت کردن تاثیرات تصمیمات قدرتمندان بر زندگی مردم می‌داند.  از همین روست که گاردین با خوانندگان خود برای اثرگذاری بیشتر، همکاری دارد و خوانندگانش بیشترین کمک مالی را به آن دارند. گاردین نمونه موفقی است که ثابت کرده با وجود تنوع رسانه ‎های عصر حاضر و کمبود وقت خوانندگان و تغییر سلایق مخاطبان، می‎تواند همچنان خواننده داشته باشد و بدرخشد.

اپیزود آخر

باورتان بشود یا نشود، انتظار نداشتم تا پایان این متن را بخوانید! تبریک می‌گویم شما از پرحوصله‌ترین مردمان این عصرید و من از خوشوقت‌ترین روزنامه نگارها که توانستم تا پایان یک یادداشت توجه شما را جلب کنم. مراتب تشکر بنده را بپذیرید.

کد خبر 1594783

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 10
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۴:۳۵ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۴
    0 0
    خانم وزيري ما متن شما را تا آخر خوانديم و چند غلط املايي هم داشتيد پس بيست نمي توانيم به شما بدهيم. انشاالله متن بعدي
  • عباس خوزستان IR ۲۰:۱۴ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۴
    0 0
    دست شمادردنکندخانم وزیری بابت نوشتن این مطلب مارو بردین به دهه دوم70ودوران دانشجویی وعصرروزنامه هایی مثل سلام وجامعه وعصرآزادگان هرروزعصردم دکه های روزنامه فروشی منتظربودیم روزنامه های صبح برسن شهرستان شبامینشستیم تحلیلهای روزنامه هارو میخوندیم تحلیلهای اقای شمس الواعضین عمادالدین باقی وسایرروزنامه نگاران برجسته اون دوران
  • رضاموذنی اردبیل IR ۰۰:۱۶ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۵
    0 0
    هنوز هم رسانه های مکتوب (رزنامه ها)از اقبال مخاطبین برخوردار بودنداما افزایش بی رویه قیمت روی جلد روزنامه ها ومجلات باعث شده خیلی از مخاطبین بخصوص شهرستانی ها که اکثراً بی بضاعت هستند روزنامه را علیرغم میل باطنی کنار بزنند.مثلاماکه درشهر خودروزانه صدنسخه روزنامه ایران به زندان می فرستادیم ودربوفه زندان به فروش می رفت با افزایش صدرصدی قیمت در چند روزاخیرکلاً خرید قطع شد یعنی زندانیان توان خرید نداشتند.ما خودمان فرصت مطالعه را از مردم سلب کردیم،چراباید یک روزنامه به یکباره افزایش صدردصد قیمت داشته باشد؟پس کو دولتی که از مهار افزایش قیمتها حرف می زد؟حالا چه شده رسانه رسمی خود ایران را از 1500تومان به 3هزارتومن ارتقا می دهد.این یعنی مردم روزنامه نخوانید...
  • محمد عظیمی IR ۱۲:۰۵ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۵
    0 0
    سلام خانم وزیری و تشکر از مطب جالبی که بیان فرمودید. اصولا روزنامه کتاب فضاهای مجازی و هر رسانه دیگر کارکردشان مربوط به انتقال دانش ایده اطلاعات و دیدگاه ها و تجربیات است و نقش محوری را انسان ها ایفا می کنند مهم این است که انسان فارغ از اینکه در عصر بخار روزنامه کاغذی بخواند یا در قرن 21 در فضای مجازی غوطه ور باشد چطور زندگی می کند و از ابزار رسانه چه استفاده ای برای ارتقای زندگی مادی و معنوی خود می برد والا صرف توجه به ابزارها گویای واقعیت نمی تواند باشد. ان شاالله موفق باشید
  • IR ۱۴:۱۱ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۵
    0 0
    آخرش جالب بود
  • IR ۱۶:۵۰ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۵
    0 0
    روزنامه تو ایران یعنی روزی نامه ای برای زندانی شدنت می اید، چیرو با گاردین مقایسه کردی
  • احمد IR ۰۵:۴۵ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۶
    0 0
    متاسفم برای نوع ادبیات شما کیلویی چند... زمانی روزنامه نگاران این مملکت از فرهیخنه ترین اقشار جامعه بودند و حالا.... البته عرصه از نیروهای شایسته تهی شده و مجال بدست امثال شما افتاده و مردم هم روزنامه نمی خوانند حتی سایتهای شما را هم نمی بینند چون روزنامه نگار نیستید ، روزنامه نگار یعنی طرفدار حق و عدالت نه کارمند دولت و مجیزگوی قدرت که امثال شمایید
  • بهنام IR ۰۵:۵۲ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۶
    0 0
    ممنون خانم وزیری واقعا چقد دلم میخواد بازم روزنامه بخونم ولی از وقتی که گوشی موبایل و فضای مجازی گسترش پیدا کرد همون دو سه تا دکه روزنامه فروشی شهرمون جمع شدن که ن تنها جمع شدن که اصلا دیگ نیستن البت یکیش هنوز هست ولی تنقلات میفروشه تازه همون چن تا روزنامه که رو زمین بود قبلا اونا هم انگار اب شدن رفتن تو زمین ولی چقد واسه تیتر درشتای کیهان و همشهری و .. دلم تنگ شده ....
  • IR ۰۵:۰۲ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۷
    0 0
    خيلي ممنون خانم نسرين وزيري
  • امین IR ۰۹:۳۴ - ۱۴۰۰/۱۱/۰۷
    0 0
    سلام به نویسنده محترم و تشکر از متن زیبای ایشان.