۰ نفر
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۸:۳۵

21 سال پیش در اینچنین روزهایی سقوط امپراطوری ایالات متحده آغاز شد

استفان والت
روز گذشته بیست و یکمین سالگرد حادثه ای مهم و کلیدی در تاریخ بود. در یکمین روز از ماه آگوست سال 1990 میلادی ، صدام حسین رئیس جمهوری وقت عراق به کویت حمله کرد. وی با این حرکت زنجیره ای از حوادثی را رقم زد که تبعات آن تا سالها دامان وی و حکومت بعثی اش را گرفت. این ماجرا بر ایالات متحده هم بی تاثیر نبود. حتی برخی می توانند ادعا کنند که این حمله نخستین گام در زنجیره حوادثی بود که به جایگاه و موقعیت امریکا در منطقه بیشترین خسارت ها را وارد کرد.


همه ما می دانیم که در جنگ نخست خلیج فارس چه رخ داد.پس از یک دوره کوتاه مدت دودلی در نهایت دولت جورج بوش پدر، ائتلافی بین المللی را برای خود دست و پا کرد که البته اکثر نظامی های حاضر در آن امریکایی بودند. این ائتلاف برای ادامه کار و توسل به خشونت دست به دامان شورای امنیت ملی شد و البته مجوز آن را هم دریافت کرد. در آن زمان هم برخی پیش بینی می کردند که جنگ طولانی مدت و خونین خواهد بود اما نیروهای ائتلافی به رهبری امریکا در چند روز ساختار نظامی ارتش عراق را بر هم زدند.


پس از آن تحریم های نفس گیری بر دولت صدام حسین اعمال شد که عملا برنامه تسلیحات کشتار جمعی این رژیم را زیر سوال برد. در آن زمان بسیاری از تندروهای امریکایی اصرار داشتند که جورج بوش باید تا بغداد برود اما وی در حرکتی عاقلانه تسلیم این اصرارها نشد. در آن زمان نیروهای ائتلاف به رهبری بوش حقیقتی را درک کردند که بوش پسر در سال 2003 میلادی آن را نفهمید: تلاش برای اشغال یک کشور و بازتعریف ساختار سیاسی سرزمینی عربی کار احمقانه ایست. متاسفانه موفقیت ایالات متحده در این جنگ ادامه نداشت و تبعات این پیروزی عملا به ضرر واشنگتن در منطقه تمام شد. صدام حسین را هیچ کس بدترین رهبر دنیا ندانست و البته امریکا از حمایت از عراق در برابر ایران در دهه هشتاد هم راضی بود. این جنگ واشنگتن را وادار به اعمال منطقه ممنوع پرواز بر فراز شمال و جنوب عراق کرد.


اما ماجرا زمانی شدت گرفت که کلینتون در سال 1993 وارد کاخ سفید شد و استراتژی کنترل دوجانبه را پیش گرفت. تا این تاریخ ایالات متحده نقش متوازن کننده در خلیج فارس را بر عهده داشت و مراقب بود که بدون برخورداری از مقر مشخص نیروهای زمینی و هوایی خود را در این منطقه مستقر نکند. ما از دهه 40 تاکنون از شاه ایران حمایت کردیم و سپس در دهه هشتاد در چرخشی واضح به سمت عراق رفتیم. هدف ما هم ممانعت از تسلط یک قدرت دیگر بر منطقه نفت خیز خاورمیانه بود. در طول این چند دهه ما بارها علیه هم متحد شدیم و موضع گرفتیم.


کلینتون با استراتژی دو گانه خود درصدد مشغول نگاه داشتن دو کشور ایران و عراق به شکل همزمان بود. دو کشوری که از هم تنفر داشتند و به همین دلیل امریکا مجبور شد بخش اعظمی از تسلیحات خود را در کویت و عربستان ذخیر کند.
ما به این بازی تن دادیم چرا که اسرائیل از ما ایفای این نقش را خواست و واشنگتن هم گمان می کرد که می تواند با قدم برداشتن در مسیر دلخواه تل اویو به نوعی این رژیم را به تن دادن به معاهده اسلو متقاعد کند.


نگاه داشتن نیروها در حجم زیاد در عربستان نه تنها برای ما خرج داشت بلکه منجر به شکل گیری جریان القاعده هم شد. اسامه بن لادن به شدت از حضور نیروهای بیگانه در خاک عربستان عصبانی بود و در نتیجه استراتژی کلینتون هم نتوانست کوچکترین کمکی به مهار جریان تروریسم بکند. این داستان حتی برخی تلاش ها برای بهبود رابطه میان ایران و ایالات متحده را هم از ریل خارج کرد. با این همه یک استراتژی زمانی از بد به بدتر تبدیل می شود که یک نفر دیگر آن را دامان بزند. این دقیقا همان کاریست که جورج بوش پس از یازدهم سپتامبر انجام داد. وی تحت تاثیر نئومحافظه کارها که با استراتژی بهره گیری دوجانبه مخالف هستند استراتژی جدیدی را در دستور کار قرار داد که همان دگرگونی منطقه ای بود.


امریکا در دوران جورج بوش به جای تلاش برای حفظ اعتدال و نگاه داشتن عراق و ایران ، دست به سلاح برد و تصمیم گرفت دولت های مخالف خود در منطقه را سرنگون کرده و دولت های تحت تاثیر خود را به روی کار بیاورد. دولت های جدیدی که تابع ایالات متحده هستند. هم کنگره و هم افکار عمومی امریکا نسبت به این ماجرا بدبین بودند و دولت بوش وادار شد نخستین گام های برداشته شده را یک به یک برای ان شفاف سازی کند. در نهایت ضد و نقیض گویی ها جواب داد و ایالات متحده حمله بی مورد به عراق در سال 2003 میلادی را رقم زد.


نه تنها با مرور زمان بر زبان آوردن عبارت " عملیات موفقیت آمیز " سخت شد، بلکه عراق شکسته شده هم توازن قدرت در منطقه را بر هم زد و البته این بار وزنه به سمت موفقیت های سیاسی ایران در منطقه متمایل شد. حمله به عراق توجه ما را از افغانستان دور کرد و این مساله دست طالبان را در افغانستان باز نگاه داشت. تصمیم بوش برای پایین کشیدن صدام حسین از قدرت به باخت در دو جنگ منتهی شد و نه تنها یک مورد. این اشتباهات سیاسی و بی توجهی بوش به اقتصاد شکننده داخلی در نهایت حبابی از مشکلات را ایجاد کرد که هنوز دامان امریکا را رها نکرده است.


بی شک هیچ کدام از این اشتباهات را نمی توانستیم در سال 1990 پیش بینی کنیم. اما اگر ادم های خونسردتری بر مسند قدرت بودند و استراتژیست های باهوش تری زمام امور را پس از جنگ نخست خلیج فارس در دست داشتند می توانستیم از ان موفقیت استفاده کنیم و نظم بیشتری به ثبات در خاورمیانه بدهیم.


اگر در آن زمان از عقل سیاسی برخوردار بودیم نیروهای خود را از منطقه بیرون می کشیدیم و همان نقش موازنه دهنده را بازی می کردیم. با این همه تصمیم صدام برای حمله به کویت نبود که ما را به انتخاب استراتژی بهره مندی دوجانبه واداشت. این حمله نبود که ما را به نادیده گرفتن نیت های القاعده در عربستان و تهدیدهای نهفته در عراق وادار کرد. اما زمانی که در آینده نوبت به قضاوت برسد و تحلیل گران به دنبال کشف روزی باشند که انحلال قدرت امریکا در منطقه اغاز شد همگان به یاد جنگی می افتند که 21 سال پیش آغاز شد و نقظه آغاز این سقوط هم بود.
فارین پالیسی 2 آگوست / ترجمه : سارا معصومی

5149

کد خبر 165955

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام DE ۲۱:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۲
    0 0
    مطالب مندرج در مقاله بسیار با ظرافت و با افق ردور تنظیم شده کاری که شوروی از سالهای 1970 شروع کرد و در سال 1989 ازهم پاشید نظامیان دیوانه آمریکا با تمام توان خود وارد جنگی شدند که نه تنها مردم خاورمیانه بازنده شدند بلکه غول فاشیستی غرب درهم شکست . مقاومت بی بدیل عراق در مقابل غرب آینده منطقه مارا تضمین کرد
  • بدون نام DE ۲۱:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۲
    0 0
    در مقاله اشاره نشده است که چرا عراق به کویت حمله کرد . از نظر تاریخی کویت همواره جزیی از خاک عراق بود ولی علت اصلی حمله به کویت تلاش برای جلوگیری از تهاجم نظامی غرب به خاورمیانه بود . عراق و رهبران آن تنها کسانی بودند که پیش بینی کرده بودند اگر شوروی از هم بپاشد غرب به اولین منطقه ای که تجاوز خواهد کرد همین خاورمیانه است .
  • بدون نام DE ۲۱:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۲
    0 0
    رهبران عراق با ریسک بزرگ به امید آنکه دیگر سیاست مداران منطقه از دانش سیاسی لازم بر خوردارند و خطر را خواهند فهمید با ضد تاکتیک غرب ابتکار عمل ر ا از دست داد و غرب موفق شد در شرایطی که شوروی درب و داغان بود جبهه ای برعلیه مدرن ترین کشور منطقه ایجاد کند و این کشور را نابود کند در عین حاتلذ که خود نیز در آستانه نابودی است
  • بدون نام IR ۲۳:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۲
    0 0
    اگر رهبران عراق!! عقل داشتند به ایران حمله نمی کردند که حداقل یک قرن خود را بدبخت کنند...
  • بدون نام IR ۰۹:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۳
    0 0
    شکست واقعی آمریکا و انگلستان، روز پیروزی ایران است.