۳ تن از اعضای اصلی باند مخوف معروف به «شاهی» که به اتهام جنایت مسلحانه و شرارت و ایجاد ناامنی دستگیر شده اند، در گفت وگو با خبرنگار خراسان به تشریح سوابق و زندگی خود پرداختند.

 علی شاهی که طبق گفته پلیس سرکرده این باند خلافکاری و قتل است، گفت: من ۳۶ سال سن دارم و متاهل هستم. او که مدعی است دیپلم ردی است و در سال ۱۳۸۳ ازدواج کرده، می گوید: دارای یک فرزند ۴ ساله و یک فرزند ۶ ماهه هستم. علاقه ای به درس نداشتم و به همین دلیل ترک تحصیل کردم و به شغل قالی بافی روی آوردم. از سال ۱۳۷۵ تاکنون چندین بار به علت نزاع و درگیری دستگیر شدم که از آن سال تاکنون، در مجموع ۱۳ سال از عمرم را در زندان سپری کرده ام اما از حدود یک سال و نیم قبل که آخرین بار از زندان آزاد شدم، کار خلافی نکردم اما در همین مدت هم هر کسی که مشکلی برایش به وجود می آید، مرا اعتراف می کند. همه می دانند که من نه دزد هستم نه مالخر!

اما اگر کسی کسر مال بیاورد به دلیل ناراحتی که از من دارد باز هم مرا اعتراف می کند. قدیم اگر کسی پس از آزادی از زندان «آدم» می شد و دنبال زندگی خودش می رفت مردم دستش را می گرفتند اما ما چنین توقعی نداریم. امروز ۴ جوان که هنوز فرق دست راست و چپ خود را نمی دانند، چنان چاقو در بدنم فرو کرده اند که زخم های عمیقی به وجود آورده است.

وی در حالی که آثار ضربات و خراشیدگی های روی بدنش را نشان می داد، اضافه کرد: این ها را ببینید ۴ تا جوجه مرا به این روز انداخته اند!من ۲۰ سال است که «لات و دعواگرم» اما هیچ وقت این گونه چاقو نمی زنم!

آن ها مرا تحریک کردند که امروز به این روز افتاده ام. اما اگر قرار است گذشته من ملاک عمل باشد پس زندگی نکردن من بهتر از آن است که زنده باشم! من قبلا گردن کلفت مشهد بودم هر جای شهر اسم مرا بیاوری می شناسند اما من از شکم مادر با شمشیر زاده نشدم، قاتل هم به دنیا نیامدم، اصلا ما چیز اضافه ای برای اجتماع هستیم چرا که هر جا جرمی اتفاق می افتد، اول سراغ ما می آیند اما به دنبال کم کردن جرم نیستند فقط می گویند این آقا را دستبند بزن!

می پرسم قبلا هم به اتهام قتل عمد دستگیر شده ای؟ می گوید: مشکل ما با کسی بود که از گردن کلفت های منطقه است، آن روز هم قتل را به گردن من انداختند، ولی تبرئه شدم. همین اواخر به سمت من تیراندازی کردند اما کسی پی گیری نکرد ولی تاکنون از کسی شکایت نکرده ام!

می پرسم یک بار هم چشم فردی را کور کرده ای؟

می گوید: بله! چشم او را در یک دعوا کور کردم اما هم یک سال حبس کشیدم و هم دیه اش را پرداخت کردم. بعد از ماجرای تیراندازی و قتل هم که ۲ نفر کشته شدند من فرار نکردم اصلا قصد فرار نداشتم، آن قدر موقعیت داشتم که بتوانم در همان ۳ روز اول از کشور بروم ولی شما بگویید اگر مرا اعدام کردند کار درست می شود، بقیه را چه کار می کنند، باید به دنبال ریشه های این گونه جرایم و این گونه افراد مجرم بگردید. زدن شاخ و برگ ها فایده ای ندارد!

ارتکاب جرم تاوان دارد قرار نیست ما کسی را بکشیم و ما را رها کنند. من جرم کرده ام پای آن هم ایستاده ام، الان هم اصلا پشیمان نیستم!

مسلم معروف به میراث، جوانی که بنا به اعتراف خودش با شلیک رگبار ۲ نفر را کشته و ۳ تن را مجروح کرده است نیز به خراسان می گوید: مربی باشگاه ژیمناستیک بودم اولین بار به علت فراری دادن یک متهم روانه زندان شدم پدرم سرطان داشت و فوت کرد ۳ سال بعد از مرگ پدر، مادرم هم سکته کرد و از این دنیا رفت کسی را به عنوان حامی نداشتم. بعد از آزادی از زندان چون سابقه دار شده بودم به باشگاه راهم ندادند بعد از آن بود که به دام پسرخاله ام افتادم. اسلحه ها مال او بود که در خانه من می گذاشت ۲ بار به خاطر داشتن اسلحه دستگیر شدم که هم اکنون نیز به همین جرم و با سپردن وثیقه ۱۵ میلیونی آزاد هستم. وقتی به زندان افتادم همسرم هم از من طلاق گرفت ۵ سال قبل در خیابان با او آشنا شدم و ازدواج کردیم.

می پرسم درباره قتل مسلحانه توضیح بده؟می گوید: من قبلا با فردی به نام «و» اختلاف و درگیری داشتم که این اختلافات با درگیری بعد از مجلس عروسی و بیمارستان شهید هاشمی نژاد شدت پیدا کرده بود. آن روز هم اول زنی را به داخل خانه طرف مقابل فرستادم آن زن هم دل خوشی از «و» نداشت چون او را هم زده بود به همین دلیل هم او پذیرفت تا جای «و» را به ما نشان بدهد. اسلحه روی رگبار بود و من اصلا حواسم نبود به محض این که در باز شد دیدم آن ها شمشیر دارند من هم شلیک کردم. بعد از آن هم که فرار کردیم شب ها در داخل خودرو و یا پارک ها می خوابیدیم وسایل کشف شده در صندوق عقب خودرو هم مال من است می خواستیم یک خانه اجاره کنیم که دستگیر شدیم. می پرسم آیا برادر و یا خواهری هم داری؟ می گوید: یک برادر دارم که معتاد است و هم اکنون نیز در زندان است اما ما با هم ارتباطی نداریم.

می گویم حالا از کرده خود پشیمان نیستی؟ می گوید: اگر پشیمان هم باشم دیگر کاری از دستم برنمی آید! احمد متهم دیگر این پرونده جنایی نیز که فرزند ۶ ماهه ای دارد درباره سوابق و گذشته خود به خراسان می گوید: من متولد ۱۳۵۶ هستم و ۲ سال است که از خلاف دست کشیده ام. وی که تا کلاس سوم راهنمایی تحصیل کرده است می گوید: قبلا به جرم مواد به زندان افتادم بعد از یک سال حبس ازدواج کردم اما اکنون کاسب هستم. از ۲ سال قبل پشیمان شدم و به زندگی برگشتم الان هم به خاطر دشمنی اینجا هستم و در واقع بی گناهم! مادرم سرطان سینه دارد و در خانه گریه می کند پدرم فوت کرده است و مخارج خانواده را من تأمین می کنم.

او اسلحه هایی را که به میراث داده است نیز انکار می کند و می گوید: من اسلحه ای به میراث ندادم آن ها دروغ می گویند من خواب بودم که ناگهان مأموران نیروی انتظامی به منزلم ریختند و مرا دستگیر کردند.

 

عامل فروش عتیقه های قلابی در مشهد به دام افتاد

جوانی که با فریب شهروندان، اقدام به فروش آدمک های فلزی به عنوان عتیقه های زیرخاکی می کرد توسط ماموران حفاظت اجتماعی دادگستری دستگیر و به پنجه عدالت سپرده شد.به گزارش خراسان، جوان ۲۵ ساله ای که اهل اصفهان است با شناسایی افراد متمول و افرادی که سودای پولدار شدن را در سر می پرورانند چنین وانمود می کرد که مقدار زیادی اشیاء عتیقه دارد و حاضر است آن ها را به مبالغی کمتر از ارزش واقعی آن به فروش برساند. این که آیا او تاکنون موفق شده است تعدادی از این عتیقه  های قلابی را به فروش برساند یا نه! موضوعی است که هم اکنون از سوی مقام قضایی در شعبه ۷۰۳ بازپرسی مجتمع قضایی شهیدرجایی در دست بررسی است اما آن چه مسلم است، این است که پرونده های دیگری نیز درباره این گونه کلاهبرداری ها، در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد وجود دارد که تحقیقات برای شناسایی و دستگیری عاملان فروش عتیقه های قلابی ادامه دارد. ماجرای دستگیری این متهم ۲۵ ساله نیز از آن جا آغاز شد که فردی با مراجعه به ماموران حفاظت اجتماعی دادگستری عنوان کرد: «جوانی با من تماس گرفت و مدعی شد که تعدادی عتیقه زیرخاکی دارد اما چون نمی تواند به هر کسی اعتماد کند حاضر است آن ها را با قیمت کمتر از ارزش واقعیشان بفروشد!

این گزارش حاکی است: در پی دریافت این خبر، بلافاصله ماموران حفاظت اجتماعی با هماهنگی مقام قضایی وارد عمل شدند و به عنوان خریدار اشیای عتیقه با جوان مذکور قرار گذاشتند. جوان ۲۵ ساله که فکر می کرد خریداران خوبی را به دام انداخته مبلغ فروش ۱۰ آدمک قلابی را ۵۰ میلیون تومان تعیین کرد اما هنگامی که با یک دستگاه خودرو برای تحویل دادن آدمک ها و گرفتن پول سر قرار آمد ناگهان ماموران حفاظت اجتماعی خودرو او را محاصره و این جوان را دستگیر کردند. متهم این پرونده کلاهبرداری که روز گذشته در شعبه ۷۰۳ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد تحت بازجویی قرار گرفته بود با ترفندی خاص عنوان کرد که آدمک های فلزی که روی آن ها با خاک و گل پوشانده شده را از یک فرد افغانی گرفته است.

او به مقام قضایی گفت: آن فرد افغانی به من گفت: «دلم به حالت می سوزد و تو باید سرمایه دار شوی! من می توانم تو را خوشبخت کنم و از این وضعیت اسف بار نجاتت بدهم.» متهم اضافه کرد: به همین دلیل او این آدمک ها را که عنوان می کرد عتیقه زیرخاکی است به من داد تا آ ن ها را بفروشم.گزارش خراسان حاکی است: با توجه به این که اخیرا افرادی با عنوان این که از ساکنان شمال و یا غرب کشور هستند، به صورت تلفنی با شهروندان تماس می گیرند و مدعی فروش اشیای عتیقه می شوند که تاکنون نیز شهروندان زیادی طعمه این افراد شیاد شده اند و سرمایه خود را از دست داده اند مقام قضایی از مالباختگان خواست در صورتی که شکایتی از متهم دستگیر شده دارند، می توانند برای شناسایی و با پی گیری موضوع به شعبه ۷۰۳ بازپرسی واقع در مجتمع قضایی شهیدرجایی مراجعه کنند.

/5656

کد خبر 168308

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =