۸۵۳ نفر
۱۶ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۱:۱۸
آیا اسراییل در اعتراضات و اغتشاشات اخیر نقشی داشته ؟

آقای «بهادراکومار M.K. BHADRAKUMAR» دیپلمات، تحلیلی گر سیاسی و سفیر سابق هند در ازبکستان و ترکیه روز گذشته مقاله ای را در رابطه با حمله به تاسیسات نظامی ایران نوشته و در آن تحلیلی را ارائه کرده است.

این تحلیل که تا حدودی مورد توجه محافل خبری-تحلیلی قرار گرفته است می گوید که حملات نظامی به ایران با فروکش کردن اعتراضات داخلی ایران مرتبط و در راستا و ادامه آنها است و همچنین مدعی است که رویکرد غرب و بخصوص اسرائیل در مواجهه با ایران از «تلاش برای ایجاد تظاهرات» به «حمله مستقیم نظامی» تغییر کرده است. کومار به ظرافت به یک ادعا هم در مقاله اش اشاره می کند، این ادعا که اوکراین در شکل گیری این حملات نظامی نقش داشته و یا حداقل از آن ها حمایت کرده است.

این نوشتار به نقد مقاله آقای کومار اختصاص دارد.

آقای کومار که یک دیپلمات بازنشسته و کهنه کار هندی است و مقالاتی راجع به ایران نوشته است در مقاله اخیر خود ادعا کرده است که اعتراضات داخلی اخیر ایران ساخته ی دست کشورهای خارجی است، حرکتی که موفقیت آمیز نبوده و اکنون فروکش کرده است. کومار از طرفی به این نکته اشاره می کند که در اسرائیل هم نتانیاهو که جنگ طلب است بر سر کار آمده و این دو موضوع یعنی شکست غربیها در ایجاد اعتراض در ایران و روی کار آمدن دولتی جنگ طلب در اسرائیل باعث شده که اسرائیل به اقدامات مستقیم نظامی علیه ایران متوسل شود. به عبارت ساده تر، اسرائیل که از دخالت در اعتراضات خیابانی در ایران نتیجه ای نگرفته، با روی کار آمدن نتانیاهو به حملات نظامی به ایران روی آورده است.

مشابه این تحلیل آقای کومار که اعتراضات و اغتشاشات اخیر در ایران کار اسرائیل بوده اتفاقا در ایران هم از سوی عده ای در هفته های اخیر مطرح شده است. فارغ از این که آیا این تشابه اتفاقی است یا خیر، پیامدهای زیر برای باور به این تحلیل قابل تصور است:

  • این تحلیل قصد دارد نشان بدهد که دولت فعلی ایران از پشتوانه ی حمایت مردمی بسیار بالایی برخوردار است و آن چه که در خیابانهای شهرهای ایران رخ داده بود توسط دشمنان خارجی بوده است، نه بخشی از مردم ایران. این در حالی است که صاحب نظران بسیاری در ایران مرتبا به مسئولین گوشزد کرده اند که اعتماد عمومی به عنوان سرمایه اجتماعی نظام به شدت در حال کاهش است و حتی رئیس مجلس ایران که همراستا با دولت و از طرفداران شرایط فعلی حکمرانی است اعتراف کرده که بایستی اصلاح حکمرانی صورت بگیرد. به همین دلیل هم هست که اخیرا دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران دو جلسه با بخشی از منتقدین که اصلاح طلب خوانده می شوند گذاشت تا به گفته ی عده ای شاید مقدمه جلسه مستقیم آن ها با مسئولین ارشد نظام فراهم شود.
  • این تحلیل فروکش کردن اعتراضات را دلیل بر اقتدار نظام ایران می داند زیرا مدعی است دشمنان ایران با وجود حضور مستقیم در اعتراضات داخلی ایران، نتوانستند مزاحمت چندانی برای نظام ایران ایجاد کنند. البته که ایران کشور قدرتمندی در منطقه است اما دلیل اقتدار ایران فروکش کردن فعلی اعتراضات نیست.
  • این تحلیل معترضان را به همکاری و وابستگی به اسرائیل و امریکا که در نظام سیاسی ایران دشمن تلقی می شوند متهم کند، اتهامی که برابر قوانین ایران معترضین را در معرض برخوردهای جدی قانونی قرار می دهد. در پوشش این اتهام ممکن است فضای سیاسی بیشتر از قبل بسته شود و با معترضان برخورد گردد. بنابر این دور از انتظار نیست که معترضان با در نظر گرفتن هزینه ی بالای اعتراض از انتقال اعتراض خود به گوش حاکمیت منصرف شوند و فعلا به تحمل شرایط موجود روی بیاورند.
  • این تحلیل که معتقد است دو موضوع «حجاب» و «حقوق بشر» فقط بهانه ای برای اعتراضات بوده و اعتراضات توسط کشورهای خارجی شکل گرفته است به طور تلویحی نشان می دهد که شرایط وضعیت حقوق بشر در ایران آن چنان مطلوب است که کسی اعتراضی ندارد. علاوه بر این اصل وجود مخالفت عده ای با اجباری بودن حجاب را هم زیر سوال می برد. نتیجه این دو نیز مشخص است، توجیه برخورد با معترضان. برخوردی که به تعبیر برخی از روایت ها باعث کشته شدن صدها نفر و دستگیر شدن هزاران نفر شده است.
  • این تحلیل آدرس اشتباهی از دلیل اعتراضات را ارائه می دهد و به همین دلیل به جای آن که از لزوم توجه به مطالبات مردم صحبت کند استمرار شیوه فعلی را توجیه می کند. این در حالی است که در نتیجه ی بی توجهی احتمالی به هرگونه مطالبات مردم، ممکن است روز به روز بر شکاف میان مردم و مسئولین اضافه شود و نظام نیز بیشتر از گذشته اعتماد عمومی به عنوان سرمایه اجتماعی خود را از دست بدهد. سرپوش نهادن و انکار اعتراض مردم پیامد مهم دیگری نیز دارد، اگر به جای توجه به خواسته های مردم، آن ها تحت فشار گیرند از انتقال خواسته های خود به حاکمیت منصرف خواهند شد و به تحمل شرایط روی خواهند آورد. این وضعیت تا زمانی ثبات دارد که حجم مشکلات مردم از استانه تحمل آن ها فراتر نرود، در غیر این صورت مردمی نا امید از بهبود که به بن بست رسیده اند راهی خیابان می شوند، مردمی که دیگر نمی توان به سادگی آن ها را به خانه هایشان بازگرداند.
  • این تحلیل با نشان دادن دلایل غیر واقعی برای اعتراضات باعث می شود که دلایل اصلی اعتراضات فراموش شود و مسببین وضعیت موجود در حاشیه امن قرار گیرند. اگر چه شعارها در اعتراضات سیاسی بود و نظام را هم نشانه گرفته بود و شروع آن هم از موضوع درگذشت یکی از بازداشت شدگان موضوع حجاب آغاز شد اما نمی توان نقش مشکلات معیشتی مردم را در افزایش نارضایتی عمومی نادیده گرفت. وضعیت اقتصادی بسیار بد در سالهای اخیر و بخصوص در این زمان که تورم سالانه نزدیک به ۵۰ درصد را به دنبال داشته است شرایط زندگی برای مردم ایران را بسیار سخت کرده و خط فقر را بالا آورده است. برخی از کارشناسان تخمین زده اند که حداقل نیمی از جمعیت ۸۵ میلیونی ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند و با تورمی که برای همه کالاها به ۴۰ درصد رسیده است دسته و پنجه نرم می‌کنند. این تورم بالاترین میزان از سی سال قبل است. البته در داخل ایران بخش هایی از دستگاه تصمیم گیر به اهمیت توجه به مطالبات مردم اذعان دارند. به عنوان مثال به همین دلیل سخنگوی هیأت رئیسه مجلس ایران پس از جلسه ای که مجلس با دولت داشت گفته بود: مجلس و مسئولین دولت تاکید کردند که بهترین راه مقابله با این اعتراضات و اغتشاشات و بهترین راه رسیدن به ثبات کشور، توجه به مطالبات واقعی مردم به ویژه در حوزه اقتصاد و معیشت است.

پوست خربزه زیر پای ....

  • این تحلیل از وصف «رنگی» برای توصیف اعتراض در ایران استفاده می کند. اعتراضات و انقلاب های رنگی مانند آن چه در اوکراین، قرقیزستان، گرجستان و یوگسلاوی رخ داد عمدتا از خارج مدیریت شده و بر پایه اعتراض به تقلب در انتخابات شکل گرفته و نهایتا منجر به تغییر حاکمیت نیز شده است. از این دیدگاه جنس اعتراضات در ایران با انقلاب های رنگی متفاوت است زیرا هم در فاقد عنصر مدیریت خارجی مشهود است و هم دلیل شروع اعتراض ها نیز تقلب در انتخابات نبوده است. ضمن این که این اعتراض ها به تغییر حاکمیت هم منجر نشده است. به نظر می رسد نویسنده از جهت دیگری از این توصیف استفاده می کند. او می خواهد این حرکت را ساخته ی دست غرب و به تحریک و مداخله آن نشان دهد، مانند آن چه در بعضی از انقلاب های رنگی رخ داد.
  • شاید مهمترین نکته در بخش مربوط به اعتراضات ایران در مقاله آقای کومار آنجاست که می گوید دولت ها در ایران با انتخابات توسط مردم بر سرکار می آیند. این مساله اگر چه درست است و شیوه تعیین رئیس جمهور با انتخابات است اما کومار به شکل ملموسی از میزان دمکراسی در ایران دفاع می کند و سران کشورها دیگر نظیر سران گروه جی هفت را به درک نکردن دلایل اعتراضات متهم می کند و حتی به آن ها گوشزد می کند که اعتراض مردم موضوعی رایج و عادی است که در کشورهای خودشان نیز وجود دارد. کومار در مقاله خود به آمار مشارکت مردم در انتخابات اخیر ایران اشاره ای نمی کند و آن را با موارد مشابه قبلی در طول نظام، جمهوری اسلامی مقایسه نمی کند. این در حالی است که به عقیده بسیاری از صاحبنظران در ایران، یک تفسیر از قانون انتخابات توسط شورای نگهبان قانون اساسی ایران باعث حذف اصلاح طلبان و ایده های منتقد از طرفی و تقویت اصولگرایان از طرف دیگر شده است و حاکمیت یکدست و هماهنگ را در مجلس، دولت و دیگر بخش های نظام به دنبال داشته است. این دیدگاه را می توان نقدی بر شیوه ی اجرای دمکراسی دانست.
  • تحلیل آقای کومار با ظرافت اوکراین را به مشارکت یا حمایت از حمله به مراکز نظامی ایران در اصفهان متهم می کند و تهدیدی علیه اوکراین را از زبان منبعی ناشناخته در ایران نیز نقل می کند. آقای کومار که سالها دیپلمات هند – بزرگترین کشور دمکراتیک جهان- بوده است می داند که کشورش علی رغم مواضع مشترک بسیار با روسیه و حتی اشتراک در پیمان بزرگ اقتصادی BRICS ، حاضر نشد در جنگ اوکراین قدمی در جهت حمایت از روسیه بردارد و بارها بر موضع بی طرفی خود تاکید کرد. دمیدن آقای کومار بر جرقه های موضوع دخالت ایران در جنگ اوکراین از این منظر بسیار قابل توجه است. البته طبیعی است که دو دیدگاه در ایران در رابطه با جنگ روسیه با اوکراین وجود دارد. دیدگاه اصولگرایان (عمدتا نواصولگرایان) که معتقدند حمله روسیه به اوکراین موجه و حتی به موقع و پیشدستانه بوده است. به نظر می رسد عده ای از طرفداران این نگاه که ممکن است در نهادهای نظامی ایران نیز حضور داشته باشند در تشویق به فروش تجهیزات به روسیه نقش داشته باشند، اگر چه این معامله ها قبل از شروع جنگ اوکراین انجام شده باشد. طرفداران آن ها نیز در شبکه های اجتماعی به شکل ویژه ای خبرهای مربوط به موفقیت های احتمالی حملات پهپادی روسیه به اوکراین را پوشش داده بودند. در مقابل این دیدگاه، منتقدین نیز بر رعایت کامل و دقیق اصل بی طرفی توسط ایران در موضوع جنگ روسیه با اوکراین تاکید دارند. آن ها به این موضوع استناد می کنند که تقریبا همه کشورهای دنیا یا این تجاوز را محکوم کرده اند و یا بر موضع بی طرفی مانده اند. حتی بسیاری از کشورهای متحد روسیه نیز حاضر نشدند در رای گیری های سازمان ملل جانب حمایت از روسیه را بگیرند و هیچ کشوری ( حتی چین) نیز رسما از روسیه حمایت نظامی نکرده است. بنابر این هر گونه دخالت در موضوع و کمک نظامی به روسیه مانند افتادن در دام است و به همین دلیل نباید وارد این بازی روسیه شد زیرا بهای گزافی برای ایران به دنبال دارد، آن هم در شرایطی که ایران به خودی خود درگیر تحریم های سنگینی است.
  • آقای کومار به عنوان یک دیپلمات با سابقه می داند که یکی از پیامدهای غیر مستقیم این تحلیل که شرایط ایران را در حالت جنگی نشان می دهد این است که ایران حق طبیعی و مشروع در دفاع و مقابله به مثل دارد و دنیا نمی تواند این حق را نادیده بگیرد، بخصوص وقتی که ایران به شکل های مختلف مورد حمله مستقیم قرار می گیرد. از طرفی آماده شدن برای دفاع از کشور در مقابل دشمنی که به اقدام نظامی متوسل شده و از طرفی بزرگترین زرادخانه سلاح های هسته ای منطقه را در اختیار دارد شیوه های خاص خودش را می طلبد.

مقاله آقای کومار علاوه بر موضوع ریشه های اعتراضات در ایران، حاوی دو موضوع قابل توجه دیگر نیز هست. او در ادامه این مقاله مدعی است که علت مخالفتهای کشورهای غربی و بخصوص امریکا با رژیم ایران همیشه موضوع نفت و گاز بوده است و بقول میشل فوکو، امریکا برای ایران حتی به اندازه ای که برای ویتنام آزادی قائل بود آزادی قائل نیست و در ادامه به آن چه که از نظر او همگرایی اخیر ایران و روسیه در تامین انرژی جهان است نیز اشاره می کند. نویسنده در مبحث دیگری در مقام اثبات اهمیت ایران در ژئوپلتیک منطقه و بخصوص سوریه به تروئیکای آستارا و دعوت از ایران اشاره می کند و از آن به عنوان موفقیت ایران در تثبیت نقش خود در سوریه یاد می کند.

البته این دو موضوع که بسیار مهم است آن چنان گسترده است که پرداختن به هر کدام مستلزم نوشتار دیگری است.

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1727372

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =