گویا معضلی به نام ضعف در حوزه کتابخوانی در کشور مطرح نیست تا برای آن راهکاری اندیشیده شود، در سیستم توزیع کتاب هم مافیای پخش وجود دارد که بر اساس سلایق و معیارهای خود برای توزیع و پخش کتاب اقدام می‌کند و به همین دلیل و به واسطه وجود چنین مسائلی بسیاری از کتابها شهید می‌شوند.

جواد افهمی، نویسنده، مستندساز و منتقد ادبی که کتاب «چتر کبود»ش به زودی روانه بازار نشر می شود در خصوص نحوه توزیع کتاب در کشور به خبرنگار خبرآنلاین گفت: «در این زمینه باید به این نکته توجه شود که در بازار کتاب دو نوع ناشر وجود دارد ناشر دولتی و ناشر خصوصی که هر کدام متناسب با امکانات و فضایی که در اختیار دارند نسبت به توزیع و پخش کتابهای منتشر شده از سوی انتشاراتی هایشان اقدام می کنند به عنوان مثال انتشارات سوره مهر که یک انتشارات دولتی است در حوزه پخش کتاب بسیار ضعیف عمل می کند.»

 

 

وی ادامه داد: «اگر فردی خدای ناکرده در استان یا شهرستانی قصد خرید یکی از کتابهایی که از سوی این انتشارات منتشر شده را داشته باشد باید به تهران و خیابان حافظ، حوزه هنری مراجعه کند تا در فروشگاهی که در آن دایر است کتاب مورد نظر خود را تهیه کند. برادر من در شهرستان کتابفروشی دارد و بارها برای تهیه کتاب به من پیغام داده و من کتاب را از تهران تهیه و برایش ارسال کردم این نمونه کار توزیع کتاب از سوی یک ناشر دولتی است.»

 

افهمی درباره نحوه توزیع کتاب از سوی ناشران خصوصی نیز به ارایه توضیحاتی پرداخت و در این باره گفت: «ناشران خصوصی هم با توجه به توانایی مالی که دارند با توزیع کننده های ضعیف یا قوی کار می کنند و طبیعتا ناشری که با توزیع کننده قوی قراداد دارد نسبت به توزیع آثارش نیز اطمینان بیشتری دارد و کتاب‌ها بهتر در اختیار مخاطبان خود قرار می گیرد. البته همه این امر را قبول دارند که در سیستم توزیع کتاب مافیای پخش کننده وجود دارد که بر اساس سلایق و معیارهای خود برای توزیع و پخش کتاب اقدام می کند و به همین دلیل و به واسطه وجود چنین مسائلی بسیاری از کتابها شهید می شوند.»

 

این نویسنده در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به اینکه همیشه وقت کتاب خواندن هست، گفت: «در کشور ما میل خواندن به کتابهای غیر درسی خیلی کم است و احساس می کنم برای اینکه این میل بیشتر شود خیلی ها اقدامی انجام نداده اند. گویا اراده ای است که باعث می شود این‌کار را نکنند.»

 

وی در این زمینه توضیح داد: «در نتیجه زمانی که احساس کنیم با معضلی روبرور هستیم همه دستگاه های فرهنگی و نهادها برای حل آن معضل بسیج می شوند به عنوان مثال احساس می کنیم در کشور با معضلی به نام بدحجابی مواجه هستیم و این باعث می شود که نیروی انتظامی، قوه قضائیه و همه نهادهای مرتبط و مسئول دورهم جمع شوند و برای آن راهکاری بیاندیشند اما گویا معضلی به نام ضعف در حوزه کتابخوانی در کشور مطرح نیست تا برای آن راهکاری اندیشیده شود و برای اینکه ما را سرگرم کنند هرازگاهی آماری از میزان مطالعه در کشور می دهند، وزارت ارشاد یک آمار و برخی NGO ها آماری دیگر که همین تفاوت در ارایه آمار خود بحث دیگری است.»

 

به گفته وی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نوعی در حوزه کتاب و کتابخوانی ذینفع محسوب می شود و اینکه ما از چنین نهادی بخواهیم برای مشخص شدن میزان مطالعه در کشور آمار ارایه دهد، جای تامل دارد چرا که در سراسر دنیا ارایه آمار در هر زمینه توسط شرکتهای خصوصی که در این حوزه فعالیت می کنند، انجام می شود، شرکت هایی که سود یا زیانی در بیشتر یا کمتر نشان دادن آمار عایدشان نمی شود اما در ایران این‌کار گویی جرم است و هر نهاد دیگری غیر از ارشاد یا نهاد دولتی در این زمینه نسبت به ارایه آمار اقدام کند برای آن اقامه دعوا می شود.

 

وی با اشاره به اینکه اگر مسئولان به معضل بودن این مسئله پی ببرند آنگاه به دنبال راهکار مناسب برای حل آن خواهند رفت، گفت: «فروشگاه های کتاب می تواند راهی برای برون رفت از این شرایط باشد هرچند که این اواخر موضوع فروش کتاب در سوپرمارکت ها مطرح شده است اما اینها مسائل حاشیه ای هستند باید موضوع اصلی که همان فروشگاه های اصلی کتاب و محله های کتابفروشان را بیش از پیش رونق دهیم چون حتی اگر زمانی کشور به این نتیجه برسد که نباید کتاب چاپ شود باز هم نمی توان خیابان انقلاب و کتابفروشی های آن را حذف کرد. این مراکز هرگز قدمت خود را از دست نخواهند داد همان طور که در اوایل انقلاب این مراکز محل و پاتوق روشنفکران و ارایه دیدگاه های مختلف بود همیشه این نقش را خواهد داشت.»

 

نویسنده رمان «سوران سرد» با تاکید بر اینکه در حال حاضر ما نویسنده های تازه کار خوب و حرفه ای داریم، در این باره تصریح کرد: «از سال 86- 85 به بعد کتابهای چاپ اولی خوبی به بازار آمد. در مراسم جایزه کتاب فصل در حوزه ترجمه و تالیف جوایزی به همین نویسنده ها اعطا شد اما درد آنها این است که ناشران برای انتشار کتاب با آنها قرارداد نمی بندند و تاکید دارند که چرا ناشران به نام ها نگاه می کنند به جای اینکه به محتوای کتاب توجه کنند که این یک معضل است.»

 

وی تاکید کرد: «البته ناشران هم در این روند چاره ای ندارند چرا که برای انتشار یک کتاب از یک نویسنده ناآشنا باید سرمایه خود را به خطر بیاندازند و در بازار هم این طور است که بسیاری بدون توجه به محتوای کتاب تنها با دیدن نام نویسنده نسبت به خرید کتاب ها اقدام می کنند و طبیعتا تحت این شریط ناشر هم به سراغ نویسنده های قدیمی تر می رود. متاسفانه در حال حاضر کتابهای چاپ اولی بسیاری داریم که ناشناخته ماندند و زحمات نویسنده های آنها هم که با خون دل به خلق آن اثر پرداختند هم به هدر رفته است.»

 

برگزیده جشنواره داستان انقلاب در ادامه به ارایه توضیحاتی در خصوص کتب ترجمه شده نیز پرداخت و گفت: «در حوزه ترجمه نیز مترجمان جوانی داریم که نوعی نشاط و شادابی در آثاری که ترجمه می کنند دیده می شود. مترجمانی که از زبان اصلی و بدون واسطه اثری را ترجمه می کنند و دارای ذوق نویسندگی هستند. در نتیجه فردی که دارای این ذوق باشد در کنار تسلط و آشنایی که نسبت به سایر زبان‌ها دارد در بکاربردن اصطلاحات نوشتاری این ویژگی های خود را نشان می دهد و اثری که از این روند ترجمه می شود با اثری که توسط یک ویراستار تنها و تنها ترجمه شده تفاوت های بسیاری دارد. البته این جایگاه جایگاه ایده آل نیست و برای رسیدن به جایگاه مناسب باید بیشتر تلاش کرد. در حوزه ترجمه آثار خود به سایر زبان‌ها اما مشکلاتی داریم در این حوزه نیازمند بازشناسی آثار خود و بازاریابی مناسب هستیم و اگر بناست کاری بدون کار کارشناسی انجام شود همان بهتر که انجام نشود.»

 

291/60

 

کد خبر 178385

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =