تصاویر لحظهبهلحظۀ از ورود آرمیتا گراوند به مترو تا لحظه بیهوشیاش را مشاهده میکنید. همکلاسیهای آرمیتا هم آن روز را اینطور روایت کردهاند: آن روز مثل همیشه که باهم قرار داشتیم اول من به ایستگاه مترو رسیدم و بعد هم آرمیتا آمد؛ همه چیز عادی بود، آهنگ گوش کردیم، حرف زدیم و کلی خندیدیم. اینها صحبتهای آغازین «فاطمه» همکلاسی، دوست صمیمی و همراه «آرمیتا گراوند» است که چندی پیش روز پیش در مترو دچار حادثه (بیهوشی) شد./فارس
نظرات
- نظرات منتشر شده: 1
- نظرات در صف انتشار: 0
- نظرات غیرقابل انتشار: 0
-
یکی از حجاب بانها از نیمرخ یکم شبیه مهران رجبی بود

نظر شما