۰ نفر
۱۱ آذر ۱۳۹۰ - ۰۶:۰۰

حسین میرمحمدصادقی

مجلس شورای اسلامی در چند روز گذشته طرح کاهش روابط با انگلستان را با اکثریت قاطع (با تنها 4 رأی مخالف) به تصویب رسانید. قبل و بعد از این اقدام، پخش مصاحبه های مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با مردم و تحلیل های گوناگون ارائه شده در رسانه ملی به آماده و رادیکالیزه شدن فضا بسیار کمک کرد.
متعاقباً ساختمان سفارت مورد اشغال جمعی از جوانان قرار گرفت و خساراتی به ساختمان ها وارد شد که با اقدام نیروی انتظامی و پلیس دیپلماتیک از ورود خسارات بیشتر جلوگیری به عمل آمد و اشغال کنندگان به بیرون محوطه سفارت هدایت شدند.
تردیدی وجود ندارد که برای هر کس که بخواهد سر به سلامت برده راحت طلبی پیشه کند و سری را که درد نمی کند دستمال نبندد اولی آن است که منافع ملّی را به فراموشی بسپرد و حتی اگر با شعارهای تند دیگران هم نوا نمی شود لااقل از کنار این ماجرا، مثل بسیاری از افراد دیگر، به سکوت و مماشات بگذرد ولب فرو بندد. صاحب این قلم امّا براین باور است که حداقل وظیفه ی همه ی کسانی که دل به عشق این کشور، این مردم و این نظام بسته اند آن است که، بدون توجه به جوّ و فضای غالبی که هر از چندی در کشور حاکم می شود و با پرهیز از راحت طلبی، به اظهار نظر در مورد وقایع اتفاقیه بپردازند، تا شاید در هنگامه ی این تعاملات و تضارب افکار و آرا آنچه که منافع ملّی کشورمان را بیشتر تأمین و تضمین می کند رخ بنماید و البته شاید مورد توجه هم قرار گیرد.
ابتدا باید دو نکته را متذکر شد: یکی اینکه سیاستمدار واقعی کسی است که در بحبوحه ی حاکمیت فضاهای سنگین و رادیکال، آرامش و طمأنینه ی خود را حفظ کرده و بر حفظ منافع ملی به هر قیمت پای بفشارد. نکته ی دوم اینکه بدبینی ملت ایران نسبت به دولت انگلستان، به دلیل عملکرد منفی این دولت به ویژه در سالهای پیش از انقلاب اسلامی، کاملاً قابل درک می باشد و بر دولت انگلستان است که با اقدامات مثبت خود این بدبینی را به تدریج مرتفع سازد و از ملّت بزرگ ایران دلجویی نماید. لیکن، با در نظر داشتن این اصل، کلی اشکالات متعددی در اقدامات اخیر از حیث مغایرت جدی با آبرو و منافع ملّی به ذهن قاصر حقیر می رسد که ذیلاً فهرست وار به آنها اشاره می شود.
1- علی رغم این که مجلس در رأس امور است، لیکن اصل ورود مجلس محترم شورای اسلامی به موضوع بسیار تخصصی چگونگی روابط سیاسی با کشورها مورد تردید جدّی و در واقع نوعی مداخله در کار قوه ی مجریّه و وزارت امور خارجه می باشد.
2- کشوری که دشمنانش سعی در منزوی نشان دادن آن و قلّت ارتباطش در سطح جهانی دارند باید به جای ترس از داشتن رابطه سعی در افزایش ارتباطات با کشورها و حتی افزایش انجام پروازهای خارجی به کشور داشته باشد، تا نادرستی سخنان دشمنانش را اثبات کند. بنابراین پیشگامی در قطع یا کاهش سطح روابط با هر کشوری، معلوم نیست منفعتی را برای ملت و دولت ایران تأمین کند.
3- هر نهاد و هر شخصی شأن و اقتضای خاصی دارد که نباید به فراموشی سپرده شود. علی الاصول مجلس جای بحث
منطقی، عقلایی و مؤدبانه است. به نظر نمی رسد استفاده از کلمات و واژه هایی چون " خبیث "، " پلید "، " کثیف "، " روباه " و نظایر آنها و فریاد مرگ بر این کشور و آن کشور یا این شخص و آن شخص سر دادن (علیرغم خصومت با یک کشور یا شخص) در شأن مجلس و نمایندگان محترم موافق و مخالف باشد . به عبارت عامیانه، مجلس جای " با پنبه سر بریدن " است.
4- اصولاً دولت انگلستان را تافته جدا بافته ای از بقیه مغرب زمین و به ویژه اتحادیه ی اروپا پنداشتن خطای فاحشی است که امروزه موضوعیت نداشته، بلکه ریشه در سیاستهای جهانی در دهه های قبل دارد. امروزه مواضع این کشورها عمدتاً در یک راستا قرار دارد و نمی توان یکی را دارای مواضع بسیار متفاوت نسب به دیگران دانست و اگر نیاز به تقلیل یا قطع روابط باشد باید حداقل احتمال داد که طرف مقابل ممکن است کل اتحادیه اروپا باشد. پس با علم به این که هر تصمیمی ممکن است در کل روابط اثر گذار باشد باید بر اساس منافع ملی کشور در این باره تصمیم مقتضی اتّخاذ نمود.
5- یکی از شعارهای هوشمندانه ی ملّت و دولت ایران در سالهای پس از انقلاب تأکید بر این نکته بوده است که ما با ملّتهای جهان هیچ مشکلی نداریم. حال سؤال این است که ورود به ساختمان سفارت خارجی (که از لحاظ کنوانسیون های بین المللی در حکم خاک کشور خارجی است) به آتش کشیدن پرچم آن و پایین آوردن عکس ملکه آن کشور -که در هر حال از نظر مردم آن کشور، حتی اگر از هیأت حاکمه خود ناراضی هم باشند، نمادهای حاکمیت ملی هستند- آیا کمکی به جلب نظر مردم آن کشور و حتی مردم سایر نقاط جهان نسبت به ملّت و کشور ایران می کند، یا بالعکس، برای دولتهای خارجی پشتوانه ی مردمی لازم را برای اقدامات شیطنت آمیز احتمالی علیه جمهوری اسلامی ایران فراهم می آورد؟ آیا نمایش چند باره ی این حادثه از تلویزیونهای خارجی و به ویژه " بی بی سی" نباید حداقل ما را به تردید اندازد که متأسفانه، علیرغم طرح شعارهای تند و به ظاهر انقلابی، در واقع در زمین حریف و به نفع دشمن بازی کرده ایم؟ آیا راه بهتری برای طرح مطالبات به حق ملّت فرهیخته و تاریخ ساز و پرسابقه ایران به جای انجام اقداماتی که در صفحه ی تلویزیونهای جهانی ایرانیان را ملتی فاقد منطق و خشونت طلب جلوه می دهد وجود ندارد؟ آیا کاملاً منتفی دانستن دست داشتن مخالفان نظام و ملّت ایران در اینگونه اعمال به ظاهر انقلابی و به خشونت کشیدن تظاهرات آرام افراد برخوردار از حسن نیت، جهت ایجاد معضل و مشکل برای نظام ساده انگاری نیست؟ واقعاً از شکسته شدن چند شیشه و غیره که صحنه های آن در سایتهای مختلف به نمایش گذاشته شده است کدام طرف بیشتر ضرر می کند و چه چیزی بیشتر به تاراج می رود ؟
6- آیا نباید در صحت اقدامی که وزارت خارجه دولت اسلامی را مجبور به ابراز تأسف می نماید (که در عرف دیپلماتیک به معنی همان عذرخواهی است) تردید کرد؟
7- قضاوت جهانیان در مورد نظام چه خواهد بود، وقتی می بینند که در یک نظام و کشور واحد، وزارت امور خارجه از آنچه که رخ داده است ابراز تأسف می کند، و در عین حال و به طور هم زمان، صداوسیمای رسمی آن کشور از "خشم مقدس" دانشجویان سخن می گوید؟ (اخبار ساعت 14 رادیو ایران- 09/09/1390)
آیا خودداری از حداقل ذکاوت و هوشیاری اینگونه موضعگیری را از سوی رسانه ملی ایجاب می کند؟ آیا این نوع برخورد در واقع تشویق به ارتکاب اعمال مشابه در آینده که برای نظام و ملّت هزینه ساز است نمی باشد؟
سخن آخر اینکه هر چند در سالهای اولیه ی انقلاب و تلاش برای استقرار نظام جدید، شاید بازی سیاست را می توانستیم بیشتر به مشت زنی تشبیه نماییم، لیکن در سالهای ثبات و آرامش نظام، سیاست به بازی شطرنج شبیه تر می باشد و نیازمند کسانی است که در این بازی به جای شعار زدگی حریف را با سیاست ورزی وتدبیر و تعقل مات کنند و ناخواسته اسباب لبخند نشستن بر چهره دشمنان را فراهم نسازند.

*دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

/29214

کد خبر 187520

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =