آیا دمکراسی صرفا به معنای رای دادن است؟ / وظیفه دمکراسی صدا دادن به بی صدایان / شاخص دمکراسی رفت و آمد میان اقلیت و اکثریت

حاکمیت باید امتیاز بیشتری به کسانی بدهد که در جامعه صدایشان کمتر شنیده شده است. به احتمال زیاد این نوع از دمکراسی، دمکراسی عادلانه تری باشد. اولا عاقلانه تر، و معقول تر است  زیرا افراد از طریق بحث و گفت و گو به نتیجه می رسند، ثانیا عادلانه تر است به این دلیل که کسانی که صدایشان معمولا کمتر شنیده می شود، حالا از طریق برنامه، بستر و ظرفیت ایجاد شده، آنان را وارد گفت و گو کرده و صدایشان بیشتر شنیده می شود

گروه اندیشه: فرهنگ دمکراسی چیست؟ آیا این که «برخی گمان می کنند صرف رای دادن و وجود صندوق رای به معنای وجود دمکراسی است؟ به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دکتر حسین دباغ پژوهشگر ایرانی فلسفه اخلاق و زبان‌شناسی شناختی، مدرس فلسفه در موسسه آموزش مستمر در دانشگاه کمبریج در سخنرانی خودبا موضوع دمکراسی و فرهنگ تاکید می کند که «زمانی که صندوقی وجود دارد و مردم به کاندیداهای خود رای مستقیم می دهنداغلب گمان می کنند دمکراسی برقرار شده این در حالی است که این موضوع تصور ابتدایی از دمکراسی است.» متن این سخنرانی از نظرتان می گذرد:

***

روشی را برای انتخابات منصفانه می دانیم، که در آن قرار بر این است شرکت کنندگان دارای یک وزن مساوی باشند. از این رو تصور اولیه این است که منصفانه بودن آن به این معنا است که رای من مساوی است با رای بغل دستی من که یک فرد تاثیرگذار حکومت یا فردی بسیار ثروتمند است.

برای ما روشن است که چه هزینه ها پرداخت شده تا این امر خیلی بدیهی تحقق یابد. زیرا می دانیم در کشورهای با سیستم آریستوکراتیک ، مانند انگلستان، ثروتمندان از جمله مالکان زمین دارای رای بودند. و کسانی که از ثروت زمین و ... بی بهره بودند، از رای برخوردار نبودند. به همین دلیل است که رای برابر من در برابر رای یک فرد قدرتمند اقتصادی و یا سیاسی، امر منصفانه وعادلانه ای است .

اما این یک نوع تصور از دمکراسی است. اما اگر دمکراسی را به مثابه یک فرهنگ مورد نظر قرار بدهیم، دیگر مسئله تنها روش یا متد تصمیم گیری نیست. بلکه مساله این است که یک فرهنگ دمکراتیک چه ویژگی هایی باید داشته باشد تا متاملانه و عادلانه محسوب شود. نکته آن است که در فرهنگ دمکراتیک ما دارای انواع و اقسام ارزش هایی هستیم که گمان می کنیم دمکراسی را بهبود می دهد و برای این امر مقوله فرهنگ بسیار مهم است. یکی از آن ارزش ها ارزش حقوق بشر و پذیرفتن آن است. به ویژه زمانی که آن را در تعریف دمکراسی مورد ملاحظه قرار می دهیم.

همچنین می توان بحث انصاف را در این باره مورد ملاحظه قرار بدهیم که در این زمینه به طور خاص حقوق اقلیت ها و یا کسانی که از جامعه طرد یا پس زده یا سرکوب شده اند و در جامعه صدای آنان کمتر شنیده می شود، حائز اهمیت هستند. به طور خاص تاکید می شود در دمکراسی ای که می خواهیم به مثابه فرهنگ داشته باشیم، اگر می خواهیم دمکراسی عادلانه باشد، باید به آن صداهایی که طرد شده اند، توجه اساسی داشته باشیم حتی اگر در رای گیری، اکثریت پیدا نمی کنند. اما بر قانونگذار واجب است که به آنان این امکان را بدهد صدای اعتراض خود را بلند کنند.

گفت‌وگو با حسین دباغ | فلسفه تحلیل است نه تقلید | پایگاه خبری تحلیلی انصاف  نیوز
دکتر حسین دباغ پژوهشگر ایرانی و مدرس فلسفه در موسسه آموزش مستمر در دانشگاه کمبریج

در این جا لازم است به نکته مهمی اشاره بکنم و آن این که زمانی که به دمکراسی می اندیشیم، بد نیست یک تفسیر متاخرتری را که از آن دفاع می کنم ارائه بکنم. شاید نوع دیگری باشد یا نباشد، با درجه ای از دمکراسی محبوبتر یا عادلانه تر باشد. اما آن چیزی است که به بحث دو قطبی ما نیز خیلی ارتباط دارد.

یکی از انتقادهایی که به دمکراسی می شود، این است که معمولا ما در جوامع یک شقاق و شکافی مشاهده می کنیم.در هر قانونگذاری و در هر رای گیری بالاخره بین چند حزب و کاندیدا اختلاف رخ می دهد. این اختلاف نظر در دمکراسی طبیعی است. و باز امکان دارد که عده ای در اقلیت باشند و صدایشان به گوش کسی نرسد.

یک نوع از دمکراسی که بیشتر قابل دفاع، بهتر، منصفانه تر، یا عادلانه تر است این که مشارکت بر اساس دنباله روی صرف از اکثریت نبوده و رای و نگاه رای دهنده به دمکراسی نگاه متاملانه ای باشد. زیرا رای گیری و رای دادن یا بحث کردن شما، در شکل گیری فرهنگ دموکراسی بسیار حائز اهمیت است. از این رو حاکمیت باید بستری فراهم بکند تا شهروندان شروع به بحث و گفت و گو با یکدیگر بپردازند. در این بحث و گفت و گو است که تاملی شکل می گیرد. و ذیل آن تامل امکان دارد یک نتیجه معقول تر یا عادلانه تری رخ بدهد.

در این شرایط، حاکمیت باید امتیاز بیشتری به کسانی بدهد که در جامعه صدایشان کمتر شنیده شده است. به احتمال زیاد این نوع از دمکراسی، دمکراسی عادلانه تری باشد. اولا عاقلانه تر، و معقول تر است زیرا افراد از طریق بحث و گفت و گو به نتیجه می رسند، ثانیا عادلانه تر است به این دلیل که کسانی که صدایشان معمولا کمتر شنیده می شود، حالا از طریق برنامه، بستر و ظرفیت ایجاد شده، آنان را وارد گفت و گو کرده و صدایشان بیشتر شنیده می شود.

در میان گفت وگوی میان اقلیت و اکثریت است که نوعی دوستی و رفت و آمد شکل می گیرد، حتی اگر مخالف هم باشند. اما نفس رفت و آمد و نفس این گفت و گو برای این نوع از دمکراسی بسیار فضلیت محور است.

بیشتر بخوانید:
توسعه سیاسی و فرهنگ نهادی حزبی
یک بیماری مهلک ایرانیان از زمان امیرکبیر تاکنون / ریشه های دیکتاتوری و دموکراسی در ایران / چرا توسعه گران همدیگر را تحمل نمی کنند
سید جواد طباطبایی: در بیراهه کامل هستیم / ایران موضوع دانشگاه های ما نیست / ما هیچ فکر آماده و روشنی نداریم
چرا حکومت در ایران از حل مسائل ناتوان است؟

216216

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1881613

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =