علی جنتی، سفیر سابق کشورمان در کویت و کارشناس جهان عرب که هفته پیش میهمان کافه خبر بود گوید: به دلایل مختلف فرهنگی و اقتصادی، تحقق دمکراسی مردمسالارانه پروژه ای است زمان بر و طولانی که نیازمند بسترسازی در همۀ زمینه هاست.

محمدرضا نوروزپور-زهرا خدایی

شادی خروج نیروهای نظامی آمریکایی از عراق دیریی نپایید و روزهای پایانی این سال با وقوع چندین سری انفجار انتحاری که تا اوایل سال جدید میلادی نیز ادامه داشت کام آنها را تلخ کرد. اگرچه شیرینی خروج بیگاناگان همچنان بر همه چیز غلبه دارد. از یک منظر می توان نا امنی های موجود در عراق را منتج از دموکراسی به زور اسلحه دانست و از سوی دیگر می توان واقع بینانه شرایط را منتج از گذار سنگین عراق از یک تاریخ مملو از دیکتاتوری به سوی مردمسالاری تعبیرکرد.  علی جنتی، سفیر سابق کشورمان در کویت و کارشناس جهان عرب که هفته پیش میهمان کافه خبر بود در این باره می گوید: اختلافات فرقه ای در عراق ریشه دار است و همانند سایر کشورهای واقع در خاورمیانه، به دلایل مختلف فرهنگی و اقتصادی، تحقق دمکراسی مردمسالارانه پروژه ای است زمان بر و طولانی که نیازمند بسترسازی در همۀ زمینه هاست.جنتی هفتۀ گذشته میهمان کافه خبر بود و آخرین تحولات عراق در این نشست مورد بررسی قرار گرفت که در ذیل مشروح آن را می خوانید.

در ابتدا شمایی کلی از عراقِ بعد از خروج نیروهای آمریکایی به ما بدهید.
آمریکا به دلایل مختلفی به حضور نظامی خود در عراق پایان داده است. ولی به هیچ وجه از عراق خارج نشده است. کاملاً در صحنۀ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی-اجتماعی عراق به نوعی حضور دارد. اگر به مفاد قرارداد راهبردی منعقده در سال 2008 میان عراق و آمریکا توجه کنیم، می بینیم که حضور آمریکایی در عرصه های ذکر شده تثبیت شده است. طی این قرارداد استراتژیک که با آگاهی و 3 سال قبل از خروج از عراق تنظیم شده حضور آمریکا تثبیت شده است. در حال حاضر نیز نیروهای نظامی امریکا از کوچه ها و خیابان های عراق بیرون رفته اند، اما تعداد قابل توجهی از نظامیان تحت عنوان مربیان نظامی ارتش هنوز در این کشور حضور دارند. مستشاران آمریکایی در بسیاری از وزارتخانه های عراق حضور دارند. خیل عظیمی ازدیپلمات ها در پوشش سفارت آمریکا در عراق که گفته می شود بزرگترین سفارت آمریکا در جهان است، حضور دارند. در طول 9 سال اشغال عراق توسط آمریکا ارتباطاتی که آنها با اقشار مختلف مردم و جامعه عراق از سیاسیون گرفته تا همه گروههای سیاسی توانستند برقرار کنند، همچنان استمرار دارد. ارتباطاتی که بسیار تأثیرگذار است. کمااینکه مشاهده می کنیم به محض بروز اتفاقی، مقامات آمریکا از جمله جو بایدن سریعاً خود را به عراق می رساند و به دنبال حل و فصل مسائل است. به اعتقاد من آمریکایی ها خیلی عاقلانه رفتار کردند که با تحمل خسارت مادی و نیروی انسانی (در حدود 4 هزار نفر کشته) بالاخره جنگ را پایان دادند و خود را از این معرکه بیرون کشیدند. اما در عین حال این حضور تثبیت شده است.
برنامۀ آمریکا برای ارتش عراق چیست؟
ارتش عراق ساختی روسی داشت. هم به لحاظ تجهیزات و هم به لحاظ آموزش. از همین رو آمریکا به محض حمله به عراق، ارتش عراق را منحل کرد تا ارتشی از نو بسازد که در اختیار خودش باشد. ارتشی که در حال حاضر در حال ساخت است، ارتشی است کاملاٌ وابسته به امریکا. آموزش ها و سلاح ها نیز کاملاٌ آمریکایی است و همانند ساخت ارتش در بسیاری از کشورهای منطقه که آمریکایی ها آن را ساختند، به نوعی هوادار آمریکایی ها هستند همانند ارتش مصر. ارتش مصر را آمریکایی ها تغییر دادند. در زمان جمال عبدالناصر بافت و ساخت ارتش کاملا روسی بود اما با روی کارآمدن مبارک آمریکا تغییراتی اساسی در ارتش مصر ایجاد کرد و تا به امروز کمک مادی قابل توجهی به ارتش می کنند. در حال حاضر نیز آمریکا ییها در حال استفاده از همین سرمایه گذاری های خود هستند. همین ارتش بود که بعد از سقوط مبارک، قدرت را در دست گرفت و هم اکنون نیز حافظ منافع آمریکایی هاست و نگذاشت که سیستم مصر کاملاً از هم بپاشد و اوضاع کاملاً از کنترل خارج شود و کاملاً در مقابل جریانات مردمی در حال مقاومت است تا سیستم حفظ شود. در عراق نیز وضعیت به همین منوال است.
از طرفی باید به این مسئله توجه داشت که آمریکا امروز در همۀ کشورهای منطقه دارای پایگاه نظامی است. پایگاه نظامی العدید قطر تقریبا 30 هزار نیروی آمریکایی را در خود جای داده است. پایگاه پنجم دریایی آمریکا در بحرین، پایگاه نظامی آمریکا در کویت تحت عنوان عریفجان که در حدود 27 هزار نفر نیرو در خود جای داده است. حتی در برخی از کشورها از جمله کویت، آمریکا بخشی از نیروهای خود را بدون اجازۀ دولت نگه داشته است. پایگاه عریفجان قبلاً نقطۀ تبادل نیروهای تازه نفس با نیروهای حاضر در عراق بود اما الان به عنوان پایگاه نگهداری نیروهاست و خودِ امریکا نیز اعلام کرد که ایران تصور نکند آمریکا با خروج از عراق، از منطقه خارج شده است.
در اولین رویدادی که بعد از خروج آمریکا شاهد آن بودیم، بروز اختلاف میان طارق الهاشمی و مالکی بود. مالکی، هاشمی را به دست داشتن در حملات تروریستی متهم کرد و در نهایت هاشمی به کردستان فرار کرد. این تحولات را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا واقعا طارق الهاشمی به تروریست ها همکاری دارد و یا به تعبیر سنی ها، این توطئه ای است که برای در حاشیه قراردادن سنی ها مطرح می شود.
متأسفانه اختلافات فرقه ای در عراق سابقه دار است. از زمان حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام این اختلافات بروز کرد. در طول این 7 تا 8 سال گذشته نیز علیرغم حضور آمریکایی ها، جریانات تروریستی در آنجا فعال بودند. القاعده نیز حضوری فعال داشت. هزاران غیرنظامی عراقی در جریان حملات روزانه گروههای تروریستی قربانی شدند. اکثر این حملات توسط گروههای سنی وابسته به بعثی ها و همچنین القاعده صورت می گرفت و برخی از کشورهای منطقه. این مسئله سابقه دار است.
جریان حزب اسلامی که طارق الهاشمی رییس آنست، جزء جریاناتی است که همواره با تروریست ها و عناصر القاعده همکاری داشته و کار می کرده است. مثلاٌ تروریست معروف الزرقاوی که خود را مسئول دولت اسلامی در عراق می دانست و کشته شد، گفته می شود که در تلفن همراه وی، شمارۀ طارق الهاشمی موجود بوده است. تقریباً همۀ دست اندرکاران می دانستند که حزب اسلامی هاشمی به نوعی با انفجارهای عراق(اعم از انتحاری و غیرانتحاری) مرتبط است.
مطالبۀ آنها چیست؟
چون از حاکمیت شیعیان به شدت ناراحت هستند و ابراز هم می کنند. سنی ها خود را در طول 14 قرن حاکمان بلامنازع عراق می دانند و براین اعتقادند که اجازه ندهند دولتی شیعی قدرت را در دست داشته باشد. انفجاری در منطقۀ خضراء(منطقه سبز که از سوی دولت حفاظت می شود) رخ داد که ابتدا نجیفی(رییس پارلمان) اعلام کرد که هدف انفجار ترور وی بوده است. بعد از تحقیقات صورت گرفته و دستگیری عاملان آن مشخص شد که هدف ترور، آقای مالکی بوده که قرار بود از آنجا عبور کند. یعنی دقیقا اینکه هاشمی می خواسته مالکی را از سر راه بردارد. بعدها در مصاحبۀ تلویزیونی، این افراد اعلام کردند که از طارق الهاشمی پول گرفته اند که این عملیات را انجام دهند. از این رو دستگاه قضایی عراق معتقد است که هرچند طارق الهاشمی به طور مستقیم در این عملیات شرکت نداشته اما انفجار به دستور وی صورت گرفته و باید پاسخگو باشد. اصرار مالکی برای محاکمۀ طارق الهاشمی نیز نه تنها به دلیل عملیات اخیر، بلکه به خاطر اسنادی است که از فعالیت های حزب اسلامی در اختیار دارد. اسنادی از جمله انتقال و جابجایی پول به تروریست ها، شنودهای تلفنی و ... البته قبل از سفر مالکی به آمریکا و قبل از خروج نیروهای آمریکایی از عراق، دولت این اطلاعات را در اختیار داشت.
پس چرا در این مرحله این اسناد رو شد؟
به نظر می رسد که بعد از خروج آمریکا، جریان حزب اسلامی که جزئی از جریان ائتلاف العراقیه است، به دنبال آن بود که وضعیت عراق را به هم بریزد. کمااینکه شاهد آن بودیم که بلافاصله بعد از خروج نیروهای آمریکایی 3 استان های عراق از جمله دیاله، صلاح الدین و الانبار اعلام خودمختاری کردند و گفتند که همانند اقلیم کردستان، خواهان نوعی استقلال هستند. همۀ این تحرکات از سوی العراقیه در جریان بود. مالکی در واقع با درایت ابتکار عمل را در دست گرفت و پشت پردۀ تحرکات را رو کرد. توپی که هم اکنون در زمین ائتلاف العراقیه قرار گرفته است در واقع از موفقیت های مالکی است. اگر طارق الهاشمی مسئولیتی در این ترورها نداشت، دلیلی برای فرار وی وجود نداشت. از این رو به محض بروز این احتمال که ممکن است، دستگیر شود، به کردستان گریخت و با وساطت جلال طالبانی به وی اجازه داده شد که از بغداد به اربیل برود.هدف العراقیه ساقط کردن دولت مالکی بود که نخست وزیر نیز به موقع توطئه را خنثی کرد.
العراقیه توانست با این اقدام خود به مالکی ضربه بزند؟
العراقیه برای ضربه زدن به دولت، نمایندگان خود در پارلمان و همچنین وزرای خود را از دولت بیرون کشید. چون می خواست اوضاع عراق را به هم بریزد. اما با ابتکار عمل مالکی، این امر محقق نشد. جریان خودمختاری سه استان موردنظر خاتمه یافت و حتی استاندار دیاله به کردستان گریخت. در مورد مجلس نیز مالکی نگرانی ندارد و مالکی همچنان اکثریت را دارد. در دولت نیز رسماً اعلام شد که با خروج وزرای العراقیه، دولت می تواند نیروهای جدیدی را جایگزین کند. چند تن از وزرایی که خارج شدند، وزیر مشاور هستند، یعنی به قول عربها وزیر بدون حقیبة (وزیر بدون وزارتخانه). تا الان مالکی برندۀ این دعوا بوده اما در هر حال چالش های اساسی دارد. ائتلاف العراقیه نیز دچار انشعاب شده اند. خیلی از دفاترشان در جنوب عراق تعطیل شده اند.
نقش کردستان عراق در این دعوا چگونه است؟ کردستان عراق حاضر به استرداد هاشمی نیست. آیا می تواند به معنای نزاع میان بغداد و کردستان باشد؟
نه، نزاع نیست. کردها دنبال امتیازگیری هستند. از هر حادثه ای می خواهند به نفع خود امتیاز بگیرند. در این جریان نیز به دنبال گرفتن امتیازات بیشتری از مالکی هستند. مشکل عمده کردها از قدیم الایام در تمام طول حکومت صدام و حتی قبل و بعد از بعثی ها با اعراب سنی بوده است و با شیعیان تعامل بهتری داشته اند. طی سال های اخیر کردها با ائتلاف دولت قانون بهتر کار می کردند تا با جریان سنی ها. از طرفی طارق الهاشمی، معاون طالبانی است و از این رو کردها معتقدند که این خلاف میهمان نوازی است که وی را نپذیرند و او را تحویل دهند. در این بین کردها می خواهند مسئله را حل و فصل کنند. محاکمۀ طارق الهاشمی مورد نظر کردها نیز هست، طارق الهاشمی ترجیح می دهد که این محاکمه در کردستان باشد اما مالکی اصرار دارد که این محاکمه در بغداد انجام شود.
نقش عربستان در این معرکه چگونه است؟
عربستان و ترکیه در این داستان به طور جدی موثر هستند. عربستان از ابتدای اشغال آمریکا، با اشغال عراق مخالف بودند و حتی از سرنگونی صدام ناراضی بودند. چون این احتمال را می دادند که با سرنگونی وی، حکومتی شیعی در این کشور قدرت را در دست گیرد. بعدها که حکومت ابراهیم جعفری سر کارآمد و جریانات درگیری های خیابانی، عربستان رسماٌ حمایت مالی از گروههای تندرو در عراق را بر عهده داشت. با روی کار آمدن مالکی این مخالفت های بیشتر شد. 8سال بعد از اشغال آمریکا، عربستان هنوز سفارتی در عراق به راه نینداخته و به طور مرتب هم با دولت مالکی مخالفت کرده است و قطعاٌ عربستان در دامن زدن به این جریانات موثر است. با توجه به نوع علائقی که ایاد علاوی و ائتلاف العراقیه با آن کشوردارند. ترکیه نیز به همین شکل. ترکیه با اکراد به نوعی مسئله دارد. با شیعیان نیز چندان سازگار نیست و تنها با سنی های عرب سازگاری بیشتری دارد. ترکیه نیز الان به نوعی در این قضیه دخیل است و از جمله مباحثی که الان مطرح است اینکه اگر طارق الهاشمی قرار باشد کردستان را ترک کند، قطعا به ترکیه پناهنده خواهد شد. و در واقع ایستگاه بعدی طارق الهاشمی ترکیه است. و اگر این اتفاق بیفتد موضع ترکیه در قبال دولت عراق روشن تر خواهد شد.
آیا فدرالیسم می تواند پایان تنش های قومی باشد؟
به اعتقاد من در کشورهای جهان سوم و خاورمیانه از شمال آفریقا گرفته تا غرب آسیا، تحقق یک دمکراسی به معنای مردمسالاری واقعی اتفاق نمی افتد. در کشورهایی که به لحاظ فرهنگی پیشرفته اند و گروههای سیاسی قدرت تحمل یکدیگر را دارند، فدرالیسم معمولاً در آنجا معنا می یابد. وگرنه در کشورهای جهان سوم و به ویژه منطقه خاورمیانه به هیچ وجه موفق نبوده و جا نمی افتد. سیستم پاکستان فدرالیسم است که مشتمل بر 4 ایالت است. هر پارلمان وزیر و سروزیر خود را دارد و کابینۀ ایالتی دارند و در عین حال نیز دولت مرکزی دارند. آیا بحران پاکستان با فدرالیسم حل شده است؟ چه بسا همین فدرالیسم به عامل نابسامانی تبدیل شده و اختیارات دولت مرکزی را کاسته است. لذا برای عراق هم نمیتواند نسخۀ مناسبی باشد.
اما در کردستان این مسئله اتفاق افتاده است.
آنچه در قانون اساسی عراق آمده و به خصوص به کردها اختیارات وسیعی داده به طوری که بعد از زبان عربی، زبان کردی به عنوان زبان دوم رسمی عراق اعلام شده است و هم اکنون کردها دارای پارلمان مسقل ودولت محلی و پرچم جداگانه و ارتش مستقل (پیشمرگه ها) هستند وخودشان هم اقدام به انعقاد قرارداد با شرکتهای نفتی خارجی می کنند وعوارض گمرکی دریافت می کنند همه وهمه به نوعی مقدمۀ تجزیه عراق است و نباید اجازه داد که این اتفاق بیفتد. کسانی که به وحدت عراق اعتقاد دارند، نباید اجازه دهند از این روزنه کشور به سمت تجزیه برود. کردها هم اکنون با استفاده از آزادی عمل شان، خود را برای شرایطی آماده کرده اند که اگراز نظر منطقه ای و بین المللی فراهم شود، کوس استقلال بزنند.
کردها در منطقۀ خود هیچ چیز از یک دولت مستقل کم ندارند؛ پارلمان مستقل، دولت مستقل، ارتش مستقل، پرچم مستقل و منابع نفتی هم دارند. همین منابع نفتی خود به معضلی برای دولت مرکزی تبدیل شده است. کردها به طور مستقل در حال انعقاد قرارداد با شرکت های خارجی هستند و یکی از دعواهای آنها با دولت مرکزی نیز همین مسئله است. فدرالیسم به این معنا نیست که هر ایالتی درآمد منابع نفتی را برای خود بردارد. در ایالات متحده آمریکا نیز که سیستم فدرالی است، در بسیاری از مسائل امنیتی، نظامی، اقتصادی دولت مرکزی تصمیم گیرنده اصلی است و نه دولت ایالتی. از این رو فدرالیسم عراقی چندان قابل دفاع نیست. از سویی باید به این مسئله توجه داشت که در صورت تجزیه عراق، این سنی ها هستند که بیشترین خسارت را متحمل خواهند شد. چون کردها که در شمال دارای منابع قابل توجه نفتی در کرکوک و موصل هستند. در جنوب نیز شیعیان دارای منابع نفتی و دسترسی آبی هستند و در واقع بخش های میانی عراق که به اهل سنت می رسد دارای منابعی نیست.
آیا منطقه کردستان بواسط تعاملات آژادی که با دنیا دارد و مشخصا خود عراق می توانند برای ایران مفری برای تحریم ها باشند؟
کردستان به عنوان منطقه مستقل خیر. اما در مجموع همسایگان غربی از جمله ترکیه و دولت مرکزی عراق می توانند زمینه ساز این مسئله باشند به خصوص اینکه ما رابطه حسنه ای با این کشورها داریم.
در جریان مسائلی که در سوریه می گذرد، عراق چه نقشی دارد؟ به تازگی هیئتی عراق به سوریه سفر کرده بود. هدف از این سفر چه بوده است؟
تا چند ماه قبل که انفجارهای شدیدی در گوشه و کنار عراق اتفاق می افتاد، روابط مالکی و سوریه بسیار تیره بود و دلیلش هم این بود که عراق احساس می کرد اکثر این تروریست ها دارند از مرز سوریه وارد می شوند و بسیاری از آنها در سوریه آموزش دیده اند. پول عربستان و آموزش های سوریه و بعد هم اعزام آنها به عراق برای خرابکاری و بمبگذاری از یک طرف و از سوی دیگر سوریه پناهگاهی شده بود برای خیلی از عناصر بعثی. عزة الدوری از جمله آنهاست که گفته میشود در سوریه مقیم است و اخیراٌ نیز موضوع تحویل وی به دولت عراق مطرح بود. اینها مجموع عواملی بود که عراقی ها را عصبانی کرده و به شدت روابط آنها با سوریه را تیره کرده بود. با کاهش تنش ها در عراق و بعد آغاز درگیری های داخلی در سوریه، روابط دو کشور بهبود یافت. احساس عراق اینست که عناصری مثل ترکیه و عربستان و قطر که عموماٌ با دولت مالکی مسئله دارند، همه به دنبال براندازی بشار اسد هستند. از این رو عراق سعی کرده که خود را به سوریه نزدیک کند. به نظر میرسد استراتژی عراق اینست که نگذارد سوریه سقوط کند. لذا آمریکایی ها ضمن اینکه به دلایلی از دولت مالکی حمایت می کنند ولی در عین حال به خاطر نزدیکی مالکی به ایران و همچنین حمایت عراق از بشار اسد از مالکی عصبانی هستند. چون آمریکا انتظار داشت که عراق نیز به جرگۀ کشورهایی بپیوندد که خواهان سقوط بشار اسد هستند. الان رابطۀ عراق با سوریه رابطۀ متعادلی است ضمن اینکه مسائل زیادی میان آنها وجود دارد.
در خصوص سفر هیئت عراقی به سوریه نیز جزئیات زیادی از آن منتشر نشده است. اما ترغیب بشار اسد به پذیرش طرح اتحادیه عرب و همکاری با این سازمان می تواند از مهمترین دلایل سفر هیئت عراقی به سوریه باشد.
آیا ایران می تواند از دولت عراق ادعای غرامت کند؟
قانوناً خیر. آنچه که از سوی سازمان ملل تصویب شده است، فقط دولت عراق را آغازکنندۀ جنگ شناخته و حرفی از غرامت نیامده است. حتی اگر تصویب می شد، عراق در حال حاضر قادر نیست این پول را بدهد. همچنین با توجه به موقعیت جمهوری اسلامی با دولت مالکی قطعاً در چنین شرایطی نیز به دولت مالکی فشار نمی آوردیم. الان یکی از مشکلات اساسی عراق با کویت همین است. چون مصوبه ای برای آن وجود دارد که در آن میزان خسارت نیز تعیین شده است. در واقع کویتی ها که میزان خسارات شان کمتر از خسارات ماست و برای آن مصوبه سازمان ملل متحد را نیزدارند، نمی توانند به راحتی از عراق پول بگیرند. خسارات پرداخت شده به کویت بعد از سرنگونی صدام نیز تنها محدود به چند شرکت خصوصی و خارجی مقیم کویت بوده است و برخی از افرادی که از جنگ خساراتی را متحمل شده اند و دولت هنوز وجهی دریافت نکرده است.
حساسیت و شکنندگی دولت مالکی با خروج نیروهای آمریکایی را چگونه ارزیابی می کنید؟ با توجه به توطئه هایی که از سوی عربستان و برخی از کشورهای منطقه علیه دولت عراق وجود دارد.
هر دولتی در عراق روی کار بیاید با مجموعه ای از چالشها روبروست. چالشهای اقتصادی همچنان بخش مهمی از معضلات عراق است. عراق تا مرحله ای که نفت خود را به 5 تا 6 میلیون بشکه برساند و درآمدهای خود را افزایش دهد و کشور را به توسعه و آبادانی و امرار معاش برسانند، همچنان راه زیادی در پیش دارد. 25 درصد مردم عراق زیر خط فقر قرار دارند. چالش بزرگ عراق همچنان اقتصادی است و هر دولتی روی کار بیاید این چالش را دارد که اقتصاد آن کشور را سر و سامان بدهد. به خصوص اینکه جمعیت عراق جوان است و باید تلاش این کشور صرف ایجاد اشتغال برای جوانان شود. از سویی سیستم اداری عراق نیز سیستم ناکارآمدی است. در طول چند سال اخیر نیز ثابت شد که فساد اداری در عراق فوق العاده زیاد است. عراق در بین 180 کشور از نظر فساد اداری ردیف 175 قرار دارد. مشکلات نیروهای امنیتی و نظامی نیز مزید بر علت است. هرچند از نظر کمی بسیار توسعه یافته اند و امروز در حدود 900 هزار نفر نیروی ارتش و امنیتی دارند که حدود 600 هزار نفراز آنان نیروهای امنیتی هستند، اما همچنان به لحاظ کیفی آموزش آنها چندان قابل توجه نیست و از همه مهمتر اینکه نفوذی در میان همین نیروهای امنیتی زیاد است. 14 انفجار اخیر که بعد از جریان طارق الهاشمی اتفاق افتاد، مالکی اعلام کرد که برخی از نیروهای امنیتی در عراق در این انفجارها دست داشتند. اینها چالشهای دولت مالکی است و هر دولتی که بر سر کاربیاید با همین چالش ها روبرو خواهد بود. القاعده همچنان در آنجا فعال است و از کشورهای همسایه کمک دریافت می کند.
آیا عراق می تواند جای ایران را در اوپک بگیرد؟
در دراز مدت بله. عراق قرار است تا سال 2017 تولید خود را به 12 میلیون بشکه برساند. فرض کنیم که به 12 میلیون هم نرسد، ایران مگر چقدر صادر می کند؟ تولید ایران 4 میلیون است که در حدود 2 میلیون و 300 هزار بشکه از آن صادر می شود که با توجه به مسائل تحریم این مقدار نیز کاهش یافته است. در عراق شرکت های آمریکایی و اروپایی جمع شده اند و قرارداد بسته اند که مخازن نفتی آن کشوررا استخراج کنند و به سرعت دارند توسعه می دهند. ظرفیت چاههای نفت ایران به دلیل تحریم و ناتوانی در تزریق گاز به چاه های نفت در حال کم شدن است. لذا عراق می تواند در دراز مدت جای ایران را بگیرد. ضمن اینکه تحریم ها موجب خواهد شد یک سری از مشتری های خودمان را از دست بدهیم.
با توجه به توطئه هایی که از سوی برخی از کشورهای همسایه از جمله امارات متحده عربی و عربستان سعودی در جریان است که تلاش می کنند با افزایش تولید نفت خود جای ایران را بگیرند، تا زمانی که ایران بتواند جایگاه خود را مجددا در این بازار پیدا کند و دوباره مشتریان خود را بدست آورد، زمان زیادی صرف خواهد شد.

26349


 

کد خبر 193225

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۰۹:۱۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
    2
    با تشكر مصاحبه بسيار خوب و اطلاعات بسيار ارزنده اي داشت.
  • غلام IR ۱۰:۱۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
    1
    ببخشیداین مسائل تورم وپایین میاره یابه بازارعرض سروسامون میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • بدون نام IR ۱۱:۵۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
    0
    پسر نوح؟!!
  • بدون نام IR ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
    0
    نام اصلی زرقاوی، رهبر شاخه‌ القاعده در عراق، "احمد نزال فاضل الخلایله" بود. وی در سال 1967 در محله‌ی الزرقاء در شرق امان، پایتخت اردن متولد شد. اصلاح فرمائيد.