زلزلهای که چند روز پیش جنوب شرقی و شرق تهران را لرزاند نه زلزلهای بزرگ بود و نه خطرناک! شاید جالب باشد اگر بدانید که در مؤسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران روزانه دو تا سه نمونه از این زلزلهها ثبت میشود. انرژی اینگونه زلزلهها آنقدر زیاد نیست که بتوان آن را درمناطق وسیعی ثبت کرد. ایستگاههای شبکه لرزهنگاری در کشور همگی به مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران وابسته هستند. باید توجه داشت که زلزله در ایران و البته در همه کشورها توسط ایستگاهها ثبت و ضبط میشود و بعید به نظر میرسد که این زلزله در مرکز زلزلهنگاری دنیا ثبت نشده باشد.
البته این لرزش کوچک را نمیتوان جزو زلزلههای پرانرژی عنوان کرد. ضمن آنکه باید توجه داشته باشیم که نمیتوان این زلزله را عاملی برای زلزله مهیبتر و پرانرژیتر خواند. زلزلهای که در حوالی پاکدشت و شهر ری اتفاق افتاد بسیار کمانرژی بود اما چون این زلزله را در مناطق مسکونی شاهد بودیم برای افراد محسوس به نظر آمد. عمق آن کم بود و تنها به صورت انرژی آزاد شدهای آن را احساس کردیم و به صورت انفجار با صدا توأم بود.
تا صد سال پیش که دستگاههای زلزلهنگاری به وجود نیامده بودند شناخت بشر از این پدیده طبیعی، محدود به احساساتش بود و بسته به نوع آثار و علائم، آن را مخرب یا ویرانگر مینامیدند. همانطوری که میدانید احساس بشر همیشه دچار خطاست و ما به تعداد افراد، احساسات داریم و معلوم هم نیست که همه زلزلهها آثار و علائمی را بجا بگذارند که مردم آن را احساس کنند. ممکن است زلزله در داخل اقیانوس و یا در منطقهای خالی از سکنه رخ بدهد که در این صورت ما آن را از دست دادهایم.
در طول صد سال گذشته دستگاههای زلزلهنگاری که محل یا مختصات زلزلهها را ثبت میکردند به وجود آمدند و برای اولین با در دهه 1930 متخصصان مکانهای وقوع زلزلهها را روی نقشه جهانی مشخص کردند و متوجه شدند که زلزلهها به صورت اتفاقی و تصادفی حداقل از نظر محلی به وجود نمیآیند بلکه از یک آرایش و نظم تبعیت میکنند. به علاوه این محلهای تعیینشده را به عنوان کمربند زلزله عنوان کردند و برای اولین بار این واقعیت معلوم شد که مسیر زلزلهها مسیرهایی قابل تشخیص هستند.
براساس چنین روشهای گمانهزنی، میتوان گفت که این سری از مناطق مرکزی ایران یعنی مناطق شرق و جنوب تهران و حوالی پاکدشت دارای گسلهای فراوان است و این زلزلهها در این مناطق دور از ذهن نیست. باید در نظر داشت که ممکن است از این پس باز زلزلههای اینچنینی در این منطقه رخ دهد. تهران شهر زلزلهخیزی است و دارای گسلهای بسیار. اما باید در نظر داشت که این لرزهها خطرناک نیستند بنابراین برای ثبت این زلزله نباید توقع این را داشت که در مرکز زلزلهشناسی جهان ثبت شود. مطمئناً این امواج آرام و کند به ایستگاههای شبکه جهانی نخواهد رسید.
مسئله دیگر آن است که حتی بسیاری از زلزلهشناسان تفاوت بین زلزله و انفجار را نمیدانند. اینکه قرار است موجی کوچک اتفاق بیفتد یا لرزهای کمانرژی. باید در نظر داشت که هر ریشتر میتواند 32 برابر انرژی به لرزه بیفزاید. دقیقاً زلزله 4 ریشتری با زلزله 5 ریشتری فرق میکند شکل موجها و اندازه انرژیها که با هر ریشتر چند برابر میشود در مرکز زلزلهشناسی ژئوفیزیک دانشگاه تهران این لرزهها با امواج ثبت میشود و همانطور که پیش از این هم بسیار گفته شده است تهران شهری است پر از گسل و انواع امواج که میتوان این انتظار را داشت که زلزلهها در پی هم تهران را بلرزانند این در حالیاست که سالها این مباحث و معادلات ریاضی اندازهگیری میشود و خوشبختانه هنوز زلزلهای خطرناک در تهران رخ نداده است. از طرفی دیگر این اطمینان را میدهم که با لرزه بیخطر نمیتوان زلزله مخربتری را تخمین زد و بر این باور بود که زلزله دیگری در راه است. ضمن آنکه باید بدانیم زلزله را حتی با امکانات و اطلاعات علمی روز هم نمیتوان به درستی تخمین زد و انتظار آن را کشید. انتظار برای زلزله تهران نمونهای از همین انتظار است که بر پایه علم و معادلات ریاضی بنا شده است اما تا به حال اتفاق نیفتاده است.
باید توجه داشت که تمام زلزلهها با پیشلرزهها همراه نیست و همچنین پیشلرزه را نمیتوان مقدمه وقوع یک زلزله بزرگ دانست، زیرا در بسیاری از موارد یک زلزله مخرب خود یک پیشلرزه فوق العاده مخربی بوده است که در تعقیب آن اتفاق افتاده است. همچنین در بسیاری از زمین لرزهها زلزله اصلی بدون هیچ لرزه قبلی و یکباره اتفاق میافتند، زلزلههایی هم در اثر عوامل دیگر مثل ریزشها (مثلاً ریزش سقف بخارهای آهکی و زمینلغزشها) یا در بعضی موارد فعالیتهای آتشفشانی نیز به وجود میآید که مقدار و شدت آنها کمتر است.
استاد و رئیس بخش زلزلهشناسی مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
محمدرضا قیطانچی
کد مطلب 20997







نظر شما