احتکار و گرانفروشی در قرآن؛ بررسی یک آسیب اقتصادی از نگاه دین

احتکار و گرانفروشی از جمله چالش‌های مزمن اقتصادی در جوامع انسانی به شمار می‌آیند که همواره موجب فشار بر معیشت مردم شده‌اند. بررسی آیات قرآن کریم نشان می‌دهد که اگرچه این مفاهیم به‌صورت مستقیم مطرح نشده‌اند، اما آموزه‌های قرآنی با نکوهش مال‌اندوزی، کم‌فروشی و اخلال در عدالت اقتصادی، چارچوبی روشن برای مقابله با این آسیب‌ها ارائه کرده‌اند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بررسی آیات قرآن نشان می‌دهد هرچند به‌صورت صریح از احتکار نام برده نشده، اما مفاهیمی مانند نکوهش انباشت ثروت، تحریم کم‌فروشی و تأکید بر عدالت اقتصادی، مبنایی جدی برای مقابله با گرانفروشی و احتکار در اندیشه قرآنی فراهم کرده است.

بنابر روایت الشیعه، یکی از مشکلات و مفاسد اقتصادی جوامع از گذشته تا به امروز، گرانفروشی و احتکار بوده است. گرچه در مورد گرانفروشی و احتکار در قرآن، به صراحت آیه ای ذکر نشده، اما قرآن با ناپسند شمردن جمع آوری مال و ثروت و عدم استفاده از آن در راه مفید، به زشتی و بدی احتکار نیز اشاره کرده است. همچنین در آیات متعددی، خداوند کم فروشی را که روی دیگر گرانفروشی می باشد، نکوهش می کند که می توان از آن ها، حرمت احتکار در قرآن را برداشت کرد.

معنای احتکار
احتکار از ماده «حَکر» و به معنای ذخیره کردن طعام به امید و انتظار چیزی است. به کسی که این عمل را انجام می دهد «مُحْتَکِر» گفته می شود. ابن منظور لغت شناس معروف عرب می گوید: احتکار به معنای جمع آوری و نگهداری طعام و آنچه که خورده می شود، به امید گران شدنش است.[۱]

باید توجه داشت که احتکار اختصاص به طعام و مواد غذایی ندارد و این که در عبارات اهل لغت با اضافه به طعام ذکر شده از باب مثال و بیان مصداق است نه آنکه طعام جزو معنی و مفهوم احتکار باشد و راز آنکه به طعام اضافه گردیده این است که طعام، از بارزترین نیازمندی های انسان می باشد.

فقیهان نیز احتکار را به همین معنا دانسته اند؛ مثلا مرحوم امام خمینی در بیان مفهوم احتکار می گوید: «احتکار حبس و نگهداری طعام است به امید و انتظار گرانی نرخ آن.»[۲]

حرام بودن احتکار در فقه شیعه
پیش از بررسی آیات قرآن جا دارد به این نکته اشاره کنیم که مشهور فقیهان شیعه معتقدند در صورتی که کالایی به اندازه کافی در بازار وجود نداشته باشد و نگهداری آن موجب ضرر به سوق المسلمین شود، احتکار آن حرام است.[۳] فلسفه حرمت احتکار، جلوگیری از اختلال نظام و ایجاد عسر و حرج برای مردم ذکر شده است.[۴]

احتکار در قرآن
همانطور که بیان شد از احتکار در قرآن به صراحت نهی نشده، اما از برخی آیات، حرمت احتکار در قرآن را برداشت کرده اند که در ادامه به آنها اشاره می کنیم:

۱. عده ای از علمای اهل سنت به آیه زیر در زمینه حرمت احتکار در قرآن استدلال کرده اند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنکُمْ؛[۵] ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل و از طرق نامشروع نخورید؛ مگر اینکه تجارتی با رضایت طرفین شما انجام گیرد.»

استدلالی که این افراد برای حرمت احتکار در قرآن مطرح می کنند به این صورت است که آیه فوق به طور کلی هر گونه «أَکل مال بالباطل» را حرام دانسته و اکل مال بالباطل، عبارتست از هر گونه روشی که انسان ها مالی را به مصرفی برسانند که خدای تعالی اجازه نداده و یا از آن نهی کرده باشد، مانند رشوه، قمار و احتکار.[۶] بنابراین حرمت احتکار در قرآن براساس این آیه به اثبات می رسد.

اما با توجه دقیق به آیه شریفه معلوم می شود که این آیه در صدد بیان حرمت معاملات غیر شرعیه است و ربطی به حرمت احتکار ندارد؛ چون احتکار، عملی است که معمولا قبل از معامله و داد و ستد انجام می گیرد و محتکر برای اینکه سود بیشتری در معامله ببرد، اشیاء را احتکار و جمع آوری کرده و سپس به دلخواه خود و هر وقت که خواست، آنها را می فروشد.

بنابراین این آیه ناظر به معاملات غیر شرعی است. در آیه شریفه به قرینه کلمه «بینکم» که حاکی از این است که آیه شریفه از حالتی نهی می کند که این حالت بین بیش از یک نفر محقق می شود، در حالی که احتکار به وسیله یک نفر هم تحقق پیدا می کند.

۲. ابن مودود مؤصلی از فقهای حنفی، از آیه زیر برای اثبات حرمت احتکار در قرآن استفاده کرده است:

«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ؛[۷] کسانی که کافر شدند، و مردم را از راه خدا بازداشتند، و همچنین از مسجدالحرام، که آن را برای همه مردم، برابر قرار دادیم، چه کسانی که در آنجا زندگی می کنند یا از نقاط دور وارد می شوند؛ و نیز هرکس بخواهد در این سرزمین به انحراف و ستم روی آورد، ما از عذابی دردناک به او می چشانیم!»

ابن مودود معتقد است که «الحاد» در این آیه به معنای احتکار است و برای اثبات سخن خود حدیثی از پیامبر نقل می کند که در آن، احتکار طعام در مکه به عنوان الحاد معرفی شده است. بنابراین نتیجه می گیرد با این آیه می توان حرمت احتکار در قرآن را ثابت کرد.

برداشت ابن مودود با نظر بیشتر مفسران مخالف است. «الحاد» در لغت به معنی انحراف از حد اعتدال است. بنابراین منظور از جمله «الحاد به ظلم» در آیه کسانی هستند که با توسل به ظلم از حد اعتدال خارج می شوند، و در آن سرزمین مرتکب خلاف می گردند. از همین رو مفسران معتقدند که هر گونه گناه در مسجد الحرام کیفرش شدیدتر و سنگین تر خواهد بود.[۸]

پس این آیه نیز نمی تواند دلالتی مستقیم به حرمت احتکار در قرآن داشته باشد، گرچه به عنوان عملی ناپسند مورد اشاره قرار گرفته است.

۳. راوندی یکی از فقهای شیعه، برای تحریم احتکار در قرآن به آیه زیر استناد می کند:

«فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قَالُوا یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَاعَهٍ مُزْجَاهٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنَا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ؛[۹] هنگامی که آنها بر او [ یوسف] وارد شدند، گفتند: ای عزیز مصر! ما و خاندان ما را پریشانی و قحطی فراگرفته، و بهای اندکی برای تهیه مواد غذایی با خود آورده ایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن؛ و بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می دهد.»

به نظر راوندی کلمه «ضُرّ» در این آیه شریفه که درباره برادران یوسف سخن می گوید، نیاز شدید آنان به خوراک را نشان می دهد. شیوه استدلال به آیه این است که چون ما نیازمند گندم هستیم و شما هم در انبار دارید، اگر به ما گندم ندهید در واقع احتکار کرده اید، لذا ندادن غذا به نیازمند، همان احتکار کردن می باشد.[۱۰] اما عده ای از جمله مقداد سیوری به این استدلال خدشه وارد کرده و این برداشت را نادرست دانسته اند.[۱۱]

مقابله با انباشت ثروت و احتکار در قرآن
آیات بسیاری در قرآن وجود دارند که بر زشتی و ناپسندی مال اندوزی به طور کلی اشاره دارند و از آنها می توان تحریم احتکار در قرآن را برداشت کرد. بنابراین با توسع معنای احتکار به عنوان هر نوع انباشت ثروت بی دلیل می توان آیات متعددی را در مورد حرمت احتکار در قرآن نشان داد و از این طریق با آن مقابله کرد؛ چراکه مقابله با احتکار، راهکاری مناسب برای برقرار عدالت اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت از دیدگاه اسلام می باشد.

شایان ذکر است که اسلام، برای تولید و ثروت افزایی، و تحصیل مالکیت آن، حدود و ثغور خاصی قائل شده است، و آن را در چهارچوب قراردادهای ویژه ای از عقود و ایقاعات، به رسمیت می شناسد و از تمام شیوه های تولیدیِ نشأت گرفته از فعالیت های حرام، چون ایجاد بازار سیاه، احتکار و سایر اموری که در فقه تحت عنوان «مکاسب محرمه» از آن بحث می شود، جلوگیری می کند.[۱۲]

به طور کلی ثروت اندوزی که مانع از جریان پول اعم از طلا و نقره یا اسکناس در بازار می گردد و سبب رکورد کار و انهدام وضع اقتصادی می شود، در اسلام حرام است و صاحب آن باید هر چه زودتر، درب گنج را بشکند، و گنجینه را در جریان بیندازد.[۱۳]

خداوند در مورد جمع مال و احتکار در قرآن میفرماید:

۱-«وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لَا یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ؛[۱۴] و کسانی که طلا و نقره را گنجینه و ذخیره و پنهان می سازند، و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده!»

خداوند متعال در آیه فوق، علمای اهل کتاب را از ذخیره کردن طلا و نقره که مورد نیاز جامعه است، باز داشته و در واقع به همگان اعلام می دارد که ذخیره کردن ما یحتاج جامعه حرام است.[۱۵] بنابراین یکی از اهداف اقتصاد اسلامی در قرآن را می توان مبارزه با انباشت ثروت و احتکار دانست.

طبق آیه فوق، خداوند صریحا ثروت اندوزی و گنجینه سازی اموال و را تحریم کرده است که به صورت ضمنی به مذمت احتکار در قرآن نیز اشاره دارد.

۲. آیه دیگری که در مذمت اندوختن مال و احتکار در قرآن می توان به آن اشاره کرد، آیات زیر است:

«أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ؛ حَتَّیٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ؛[۱۶] افزون طلبی و تفاخر شما را به خود مشغول داشته است؛ تا آن جا که به دیدار قبرها رفتید و به فزونی قبور مردگانتان افتخار کردید.»

پیامبر (ص) در ذیل این آیه در تفسیر معنای تکاثر میفرماید: «تَکَاثُرُ اَلْأَمْوَالِ: جَمْعُهَا مِنْ غَیْرِ حَقِّهَا، وَ مَنْعُهَا مِنْ حَقِّهَا، وَ شَدُّهَا فِی اَلْأَوْعِیَهِ؛[۱۷] تکاثر اموال این است که اموال را بدون حق جمع کنند و آن را از رساندن به مستحق و مصرف در راه حق باز دارند و در گنجینه ها ذخیره کنند.»

با توجه به این روایت می توان گفت این دو آیه نیز در مورد نکوهش جمع آوری و روی هم انباشتن مال و تفاخر زیادی ثروت است و بطور ضمنی می توان حرمت احتکار در قرآن را از آنها به دست آورد.

۳. در آیه دیگری خداوند در مزمت معنای عام احتکار در قرآنکه همان جمع مال و انباشت ثروت است، میفرماید: «الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَه، یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَه، کَلَّا لَیُنبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ؛[۱۸] [وای بر] کسی که مال فراوانی جمع آوری و آماده ساخته بی آنکه حلال و حرام آن را حساب کند! او می پندارد اموالش او را جاودانه می سازد چنین نیست که می پندارد؛ بزودی در «حطمه»[ آتشی خردکننده] پرتاب می شود.»

این آیات، ناظر به ثروت اندوزانی است که مال را نه به عنوان یک وسیله بلکه به عنوان یک هدف می نگرند، و در جمع آوری آن هیچ قید و شرطی قائل نیستند، از حلال و حرام و تجاوز بر حقوق دیگران، از طریق شرافتمندانه و یا طرق پست و رذیلانه آن را جمع آوری می کنند، و آن را تنها نشانه عظمت و شخصیت می دانند. آنها مال را برای رفع نیازهای زندگی نمی خواهند، و به همین دلیل هر قدر بر اموالشان افزوده شود، حرصشان بیشتر می گردد.[۱۹]

بنابراین این آیه نیز می تواند به صورت غیر مستقیم دلیلی بر حرمت احتکار در قرآن تلقی گردد، چراکه بدون شک مقدمه احتکار، جمع اموال و کالاهای مورد نیاز مردم و ایجاد مانع برای دسترسی دیگران به آنهاست.

گرانفروشی و کم فروشی در قرآن
همانطور که در معنای احتکار بیان شد، هدف از آن گرانفروشی است. گرانفروشی به صراحت در قرآن کریم مورد مذمت قرار نگرفته اما به کم فروشی که روی دیگر همان گرانفروشی است به طور صریح و مکرر اشاره شده و این عمل به شدت تقبیح گردیده است. در واقع حرمت کم فروشی را نیز می توان نشانه و دلیل دیگری از تحریم احتکار در قرآن دانست. در  ادامه به برخی از آیات قرآن در این باره اشاره می کنیم:

۱. خداوند در سوره مُطَفِّفیین کم فروشان را نفرین می کند و میفرماید:

«وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ؛ الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَی النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ؛ وَ إِذَا کَالُوهُمْ أَو وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ؛[۲۰] وای بر کم فروشان! آنان که وقتی برای خود چیزی از مردم با پیمانه می گیرند، حق خود را بطور کامل دریافت می دارند؛ ولی هنگامی که برای دیگران پیمانه یا وزن می کنند، کم می گذارند.»

در آیات فوق، تطفیف که مطففین از آن گرفته شده است، در لغت به معنای اندک و کم است. «مطفّف» کسی است که با کم گذاشتن در پیمانه یا وزن از حق دیگری می کاهد. تطفیف، خیانت از طریق کم گذاردن در پیمانه یا وزن است.[۲۱] خداوند متعال وقتی که در رابطه با کم فروشی سوره ای را با چنین عنوانی نازل می کند، نشان از اهمیت این مسأله و شیوع آن در بین انسان ها دارد و آغاز این سوره با جمله «وای بر کم فروشان»، نشان از سنگین بودن جرم کم فروشی و احتکار در قرآن دارد.

۲. از جمله آیاتی که تحریم گرانفروشی و احتکار در قرآن را می توان به طور غیر مستقیم از آن برداشت کرد آیه زیر است:

«وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ إِذَا کِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذَٰلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا؛[۲۲] و هنگامی که چیزی را برای معامله پیمانه می کنید، حقّ پیمانه را ادا نمایید، و با ترازوی درست وزن کنید. این کار بهتر، و عاقبتش نیکوتر است.»

خداوند متعال در این آیه پیمانی کامل و وزن درست را کاری شایسته و نیکو می داند که عاقبت خوبی در پی خواهد داشت. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد: اگر کیل و وزن به طور عادلانه جریان یابد زندگی و اقتصاد جامعه رشد و استقامت یافته و علاوه بر آن، نسبت به همه سوداگران وثوق پیدا کرده و امنیت عمومی برقرار می شود.[۲۳]

از آنجا کم فروشی در واقع ناشی از احتکار کالا و روی دیگر گرانفروشی است می توان ناپسندی احتکار در قرآن را نیز از این آیه به دست آورد.

۳. یکی دیگر از آیاتی که می توان از آن تحریم احتکار در قرآن را به طور ضمنی برداشت کرد، آیات سوره مبارکه هود درباه قوم حضرت شعیب (ع) است. در سوره مبارکه هود خداوند داستان قوم مَدْیَن و رفتار ناهنجار آنان را با شعیب و سرنوشت وحشتناک آنها را بازگو می کند و در خصوص کم فروشی میفرماید:

«وَ إِلَیٰ مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لَا تَنقُصُوا الْمِکْیَالَ وَ الْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ؛[۲۴] وبه سوی «مَدْیَن» برادرشان شعیب را فرستادیم؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او، معبودی برای شما نیست. پیمانه و وزن را کم نکنید و دست به کم فروشی نزنید که من خیرخواه شما هستم و از عذاب روز فراگیر، بر شما بیمناکم.»

از نظر قرآن کریم، کم فروشی، یک ظلم اقتصادی است که پیامدهای مخربی را در جامعه به جا می گذارد و موجب سلب امنیت جامعه شده و فساد و تباهی را به دنبال داشته باشد. شایان ذکر است که هلاکت اقوامی چون قوم شعیب به سبب کم فروشی و گرفتاری به عذاب استیصال، نشان دهنده اهمیت عدالت اقتصادی در فروش به میزان و پیمانه از دیدگاه قرآن است.

و در ادامه سوره نیز خداوند آنان را به پیمانه ی دقیق امر می کند که کم فروشی از مظاهر بارز فساد در زمین است: «وَ یَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَ الْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَ لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛[۲۵] و ای قوم من! حق پیمانه و وزن را با عدالت، ادا کنید؛ و از اموال مردم چیزی کم نگذارید؛ و در زمین به فساد نکوشید.»

خداوند در آیات فوق، کم فروشی را مصداقی از ظلم و کم فروشان را در جرگه ی ظالمان قرار می دهد. خداوند در آیات مذکور به انسان هشدار می دهد که یکی از عوامل گرفتاری انسان به عذاب و نابودی در دینا، کم فروشی است همانطور که این مسئله برای قوم شعیب (ع) رخداد داد.[۲۶] بنابراین از این آیات سوره هود نیز می توان فهمید که احتکار در قرآن امری مذموم و ناپسند است.

۴. آخرین آیه ای که در اینجا برای بحث کم فروشی و تحریم گرانفروشی و احتکار در قرآن به آن اشاره می کنیم آیه ای از سوره الرحمن است؛ خداوند در این آیه میفرماید:

«وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ؛[۲۷] و وزن را براساس عدل برپا دارید و در سنجش کاستی نکنید.»

در این آیه نیز بار دیگر خداوند بر اهمیت وزن صحیح و دوری از کم فروشی تاکید می کند.

جمع بندی

موضوع گرانفروشی و احتکار در قرآن به صراحت مطرح نشده است. برخی تلاش کرده اند از برخی آیات برای اثبات تحریم احتکار در قرآن استفاده کنند، اما استدلالشان از سوی برخی دیگر از مفسران پذیرفته نشده است. با این وجود قرآن به دو موضوع کاملا مرتبط با گرانفروشی و احتکار پرداخته است: یکی حرمت جمع اموال و انباشت ثروت، و دیگری حرمت کم فروشی. با تامل در این آیات می توان حرمت گرانفروشی و احتکار در قرآن را به صورت غیر مستقیم به دست آورد.

پی نوشت ها

[۱] ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص۲۰۸.

[۲] خمینی، کتاب البیع، ج۳، ص۶۰۱.

[۳] مجلسی، مرآه العقول، ج۱۹، ص۱۵۴.

[۴] محقق داماد، «احتکار»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۶، ص۶۴۲.

[۵] النساء/۲۹.

[۶] صالح عبدالله، احتکار یا خیانت به جامعه، ص۱۳۶.

[۷] الحج/۲۵.

[۸] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۶۱.

[۹] یوسف/۸۸.

[۱۰] راوندی، فقه القرآن، ج۲، ص۵۳.

[۱۱] فاضل مقداد، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج۲۷ ص۴۳.

[۱۲] دائره المعارف فقه مقارن، ج۲، ص۳۳۴.

[۱۳] سبحانی، سیمای اقتصادی اسلامی، ص۲۳۴.

[۱۴] التوبه/۳۴.

[۱۵] حکیمی، الحیاه، ج۵، ص۶۲۳.

[۱۶] التکاثر/۱و۲.

[۱۷] بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۷۴۵.

[۱۸] الهمزه/ ۴ـ۱.

[۱۹] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۳۱۲.

[۲۰] المطففین/۳ـ۱.

[۲۱] طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۲۹۶.

[۲۲] اسراء/۳۵.

[۲۳] طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۱۲۵.

[۲۴] هود/۸۴.

[۲۵] هود/۸۵.

[۲۶] طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۵۴۰.

[۲۷] الرحمن/۹.

منابع:

قرآن کریم.

ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.

بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق.

خمینی، سید روح الله، کتاب البیع، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (قدس)، ۱۳۹۲ش.

حکیمی، محمد رضا، الحیاه، ترجمه احمد آرام، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ پنجم، ۱۳۸۴ ش.

راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.

سبحانی، جعفر، سیمای اقتصاد اسلامی، قم، موسسه امام صادق (ع)، ۱۳۷۸ش.

صالح عبدالله، محمد، احتکار یا خیانت به جامعه، ترجمه فهمیم کرمانی، تهران، انتشارات اسلامی، بی تا.

طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.

فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، منشورات مکتبه المرتضویه، تهران، چاپ اول، ۱۳۴۳ش.

مجلسی، محمد باقر، مرآه العقول فی شرح اخبار الرسول، تصحیح: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴ق.

محقق داماد، «احتکار»، دایره العارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۳ش.

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴.

منابع اقتباس

عباسی، صفورا، بررسی آسیب های و چالش های اقتصادی جامعه از منظر قرآن و حدیث، پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته تفسیر قرآن مجید، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم ایلام، دانشکده علوم قرآنی، ۱۳۹۵.
موسوی، سید احمد، سیاست های مقابله با احتکار در اقتصاد اسلامی، پایان نامه کارشناسی ارشد، جامعه المصطفی العالمیه، موسسه عالی علوم انسانی، ۱۳۹۹.

کد مطلب 2161130

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین