به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ نامه امام خمینی (ره) به میخائیل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی، صرفاً یک مکاتبه دیپلماتیک نبود بلکه سندی منحصربهفرد و مهم در تقاطع تاریخ اواخر قرن بیستم به شمار میرود. تحلیل راهبردی این نامه از اهمیت ویژهای برخوردار است، بهویژه با توجه به زمان ارسال آن در مقطعی حساس از تاریخ جهان، یعنی در دوران افول کمونیسم و پایان جنگ ایران و عراق. این نوشتار مختصر، براساس چند پژوهش خارجی آکادمیک مرتبط، به بررسی این موضوع میپردازد.
بستر تاریخی و شرایط ارسال نامه
برای درک هر ارتباط سیاسی مهمی، توجه به بستر تاریخی آن امری حیاتی است. زمانبندی و شرایط پیرامون نامه امام خمینی به اندازه محتوای آن اهمیت داشت و هدف و تأثیر بالقوه آن را مشخص میکرد. این نامه در یک مقطع حساس از تاریخ ایران و جهان نوشته شد که منازعات ایدئولوژیک و اندیشگانی در آن بسیار مطرح بود. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل توسط ایران، کشور در یک موقعیت راهبردی جدید قرار گرفت. مبارزه ایدئولوژیک علیه شرق و غرب که در شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» تبلور یافته بود. نامه به گورباچف، کنشی راهبردی برای ایفای نقش در این جبهه جدید بود.
تغییرات خاصی که در اتحاد جماهیر شوروی در حال وقوع بود، از دیدگاه امام خمینی به عنوان یک فرصت تلقی میشد. اصلاحات میخائیل گورباچف، موسوم به پرسترویکا، و تصمیم به خروج ارتش سرخ از افغانستان، نشانههایی از تضعیف ایدئولوژیک کمونیسم بود. از نظر ایشان، این تحولات خلأیی ایجاد کرده بود که او به دنبال پر کردن آن با نظام جایگزین اسلام بود. امام خمینی احساس میکرد که گورباچف نیازمند «اصلاح و راهنمایی» است و این نامه را برای ارائه این راهنمایی ارسال کرد.
نامه به صورت رسمی و علنی ابلاغ شد. هیأتی ویژه به سرپرستی آیتالله جوادی آملی در تاریخ ۴ ژانویه ۱۹۸۹ [۱۴ دی ۱۳۶۷] این نامه را در مسکو به گورباچف تحویل داد. این پیام در حضور گورباچف و دیگر سیاستمداران شوروی قرائت و به زبان روسی ترجمه شد. این شیوه ابلاغ نشان میدهد که نامه بیش از آنکه یک ارتباط خصوصی باشد، یک بیانیه عمومی و آشکار بود که هدف آن فراتر از شخص گورباچف بود.
واکنشهای جهانی و پیامدهای دیپلماتیک
ماهیت عمومی و جسورانه نامه بلافاصله توجه رسانههای جهانی را به خود جلب کرد و مرحله جدیدی از فعالیتهای دیپلماتیک را کلید زد که تأثیر آن را فراتر از جلسه اولیه در مسکو آشکار ساخت.
پوشش اولیه رسانههای بینالمللی بهسرعت آغاز شد. روزنامه نیویورک تایمز در دو گزارش کلیدی به این موضوع پرداخت:
گزارش اول در تاریخ ۵ ژانویه با عنوان «خمینی به گورباچف پیشنهاد میکند اسلام را مطالعه کند» ("Study Islam, Khomeini Suggests to Gorbachev") منتشر شد. این تیتر، جوهره اصلی پیام را برای مخاطبان غربی به خوبی به تصویر میکشید.
گزارش دوم در ۱۹ ژانویه با تیتر قابل توجه «چگونه خمینی گورباچف را عصبانی کرد» ("How Khomeini Made Gorbachev see red") به چاپ رسید. این مقاله، به نقل از آیتالله جوادی آملی، بیان میکرد که اعلام مرگ کمونیسم توسط امام خمینی باعث شده بود سیاستمداران شوروی «از عصبانیت سرخ شوند». این گزارش همچنین تخمین میزد که ۵۰ میلیون مسلمان در اتحاد جماهیر شوروی مخاطبان بالقوه این نامه بودند، اما در عین حال اشاره میکرد که انتشار آن ممنوع شده بود.
این نامه فصل جدیدی را در روابط دوجانبه گشود، که نهتنها از منظر دیپلماتیک، بلکه به عنوان یک نقطه عطف در خودانگاره سیاست خارجی ایران قابل بررسی است. پس از ارسال نامه، مجموعهای از دیدارهای دیپلماتیک در سطح بالا انجام شد:
فوریه ۱۹۸۹: سفر ادوارد شواردنادزه، وزیر امور خارجه شوروی، به ایران و ارائه پاسخ گورباچف.
مارس ۱۹۸۹: سفر علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه ایران، به مسکو.
پس از آن: سفر اکبر هاشمی رفسنجانی به مسکو، که به عنوان اولین سفر یک مقام ایرانی در این سطح از زمان سفر شاه در سال ۱۹۷۴ توصیف شده است. براساس تحلیل مهدیان در کتاب «تاریخ روابط بیندولتی ایران و روسیه»، مقامات ایرانی این افزایش چشمگیر در تعاملات دیپلماتیک را نتیجه مستقیم نامه امام خمینی تفسیر میکنند.
کالبدشکافی محتوای نامه: پیام اصلی و ابعاد آن
قدرت نامه امام خمینی از تلفیق نقد سیاسی با استدلالهای عمیق فلسفی و معنوی نشأت میگیرد. این بخش به کالبدشکافی سه ستون موضوعی اصلی نامه میپردازد. رد جهانبینیهای موجود، ارائه اسلام به عنوان راهحلی جامع، و دعوت به درکی عمیق و عرفانی از هستی سه ستون اصلی نامه را تشکیل میدهد.
هسته اصلی نقد امام خمینی، دو ایدئولوژی مسلط جهانی یعنی کمونیسم و نظام غربی را هدف قرار میداد. استدلال ایشان این بود که هم «ماتریالیسم» (درونمایه بارز کمونیسم) و هم «مصرفگرایی» (شاخصه غرب) اساساً در پاسخ به «نیازهای واقعی بشر» ناتوان هستند و نمیتوانند سعادت و آرامش را برای انسان به ارمغان آورند.
محور اصلی نامه این بود که تنها اسلام یک جایگزین کارآمد ارائه میدهد. ایشان مستقیماً اعلام میکنند: «اسلام ارزشهای والای جهانی را تعالی بخشیده است که میتواند برای همه ملتها آسایش و نجات به ارمغان آورد و مشکلات اساسی بشر را برطرف سازد.» علاوه بر این، ایشان با صراحت به گورباچف پیشنهاد میدهند: «صریحاً اعلام میکنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام، بهراحتی میتواند خلأ ایمان دینی در جامعه شما را پر کند.»
عمق فکری پیام امام خمینی در توصیه ایشان به گورباچف برای مطالعه آثار اندیشمندان بزرگ مسلمان آشکار میشود. ایشان فهرستی از متفکران برجسته را معرفی میکنند: فارابی، ابنسینا، سهروردی، ابنعربی و ملاصدرا. این فهرست، بعدی فلسفی و عرفانی به استدلال ایشان میبخشد و پیام را از سطح شعارهای سیاسی صرف فراتر میبرد.
برای درک کامل ابعاد نامه، سه چارچوب تحلیلی متمایز را پیشنهاد میشود که هریک لایهای متفاوت از معنای آن را آشکار میسازد: نقش نامه در فرهنگ سیاسی ایران، کارکرد آن در سیاست جهانی، و جایگاه آن به عنوان پاسخی به تاریخ.
این نامه یک کنش راهبردی از سوی ایران برای بازگشت به عرصه سیاست جهانی براساس شرایط خود بود. به نقل از تحلیل پیتر بیر از انقلاب ایران، این نامه صرفاً رد جهانی شدن نبود، بلکه اعتراضی به «نقش حاشیهای اسلام در این فرآیند» بود. امام خمینی با این پیام، اسلام را به عنوان «نظامی نوین و بهتر برای جهان» و ایران را به عنوان حامی اصلی آن معرفی میکرد و بدین ترتیب در تلاش بود تا پویایی قدرت جهانی را تغییر دهد.
این نامه را میتوان پاسخی مستقیم و نمادین «به تاریخ» دانست. به طور مشخص، این پیام در تقابل با فرمان نوامبر ۱۹۱۷ لنین و استالین قرار میگیرد که از مسلمانان شرق خواسته بودند به انقلاب بلشویکی بپیوندند. نامه امام خمینی عملاً این فراخوان را معکوس کرده و از مسلمانان روسیه میخواهد که زیر پرچم اسلام متحد شوند. این نکته با واکنش راویل عینالدین، رهبر مسلمانان روسیه، تأیید میشود که از نقش نامه در «بیداری مسلمانان در روسیه» تمجید کرد.
در جمعبندی، میتوان گفت که ویژگی اصلی نامه امام خمینی به گورباچف، ترکیب منحصربهفرد یک فراخوان شخصی با ماهیت علنی و عمومی آن است. این نامه همچنین وصیتنامه سیاسی ایشان برای استقرار اسلام به عنوان یک نظام ارزشی جهانی به شمار میرود. تفسیر این سند عمیقاً تحت تأثیر رویدادهای تاریخی پس از آن، به ویژه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قرار گرفته است.
منابع
Gorbachev M. , Perestroika: New Thinking for Our Country and the World, New York ۱۹۸۸.
Moin B. , Khomeini. Life of the Ayatollah, London–New York ۲۰۰۹.
Beyer P. , Religion and Globalization, London–Thousand Oaks–New Delhi ۱۹۹۴.
259





نظر شما