برای بانک های مرکزی دو وظیفه اصلی تعریف شده است ، اول ، ثبات نسبی قیمت ها ، که البته به معنی ثابت نگه داشتن نیست و فقط هم مختص قیمت ارز ها نمی شود بلکه مربوط به همه کالا ها است و البته ارز های مختلف را هم شامل می شود . و معنی ثبات این است که سالانه کم ترین نوسان را در معدل قیمت های کالا های مختلف مشاهده کنیم ، در این سبد برای گرفتن معدل از زمین و مسکن ، گرفته تا برنج و روغن ، حبوبات ، گوشت و نان ، ارز ، طلا ، آهن و غیره را شامل می شود .
و همانطور که عرض کردم ، یکی از دو وظیفه اصلی بانک های مرکزی ایجاد ثبات نسبی در این قیمت ها می باشد .
وظیفه دوم که شاید از اولی مهم تر هم باشد ولی متأسفانه در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته ایجاد شغل است ، بله ، این هم یکی از دو وظیفه اصلی بانک مرکزی است ،بلی، امر اشتغال در همه دنیا بر عهده بانک های مرکزی مستقل نهاده شده ، و البته برای این دو وظیفه ابزار های مختلف هم در اختیار بانک مرکزی هست.
بانک مرکزی تعیین کننده نرخ بهره در بانک های کشور است ، و این از اختیارات او محسوب می شود یعنی یکی از ابزار ها است .
نظارت و رصد بانک مرکزی به بانک ها ، موسسات مالی و صرافی ها از اختیارات بانک مرکزی است، ولی بالا بردن حجم نقدینگی نه وظیفه و نه از اختیارات بانک مرکزی است و نیاز به مصوبه مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان دارد .
بانک مرکزی با ابزار کنترل نرخ تورم که همانا ، ایجاد محدودیت در چاپ اسکناس و خلق پول است به وظیفه اول خود که ثبات در قیمت است اقدام می کند.
با کم کردن نرخ بهره مردم را تشویق می کند که بجای سپرده گذاری در بانک ها با پول خود به کار آفرینی و در واقع به ایجاد شغل بپردازند ، و حتی اگر پول خودشان هم برای ایده هایشان کافی نیست با وام گرفتن از بانک ها اقدام به ایجاد کارگاه ها ، کارخانه ها ، و بنگاه های مختلف کرده و البته هر یک از آنها ، تعدادی کم یا زیاد شغل ایجاد خواهند کرد و خود ایجاد شغل علاوه بر این که حجم تولید را در کشور بالا می برد باعث می شود که شاغلان با در آمد حاصل از کار خود از تولیدات کشور بهره مند شده و با ایجاد نیاز به آن تولید است که کارخانه های بیشتری برای تولید آن کالا ایجاد و کارگر های بیشتری هم استخدام میشود که این روند ، هر چه ادامه پیدا کند ، شغل های بیشتری ایجاد می شود ، و شاغلان بیشتر ، و تولید بیشتر و در آمد بیشتر و البته این باعث رونق اقتصاد و رفاه ملت ، و سر فرازی کشور خواهد بود.
بنا بر این رگ حیات اقتصاد در هر کشور بانک مرکزی آن کشور است ، اگر با استفاده صحیح از اختیاراتش ، دو وظیفه اصلی خود را انجام دهد ، خوش به حال آن رئیس کل و خوش به سعادت آن مردمی که این چنین بانک مرکزی را در کشورشان دارند ، ولی اگر بانک محترم مرکزی وظیفه اصلی خود را عمداً یا سهواً فراموش کند ،و با صدور بخشنامه ها و وضع مقررات خلق الساعه، دست و پای عوامل خود ( یعنی بانک ها و صرافی ها ) را ببندد، یا اصولاً از اول به وظیفه خود آگاه نباشد ، بدا به حال اقتصاد آن کشور و بدا به حال مردم آن.
کارشناس بازار ارز
۲۲۳۲۲۴





نظر شما